Pezhvaak+
前往频道在 Telegram
در +Pezhvaak نوشتهها و مواردی را میگذارم که در کانال اصلی منتشر نمیکنم. کانال اصلی پژواک: @pezhvaak_ch ارتباط با مدیر: @pezhvaak_bot
显示更多1 275
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
-830 天
数据加载中...
吸引订阅者
五月 '26
五月 '26
+4
在0个频道中
四月 '26
+4
在0个频道中
Get PRO
三月 '26
+3
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+54
在4个频道中
Get PRO
一月 '26
+32
在7个频道中
Get PRO
十二月 '25
+58
在6个频道中
Get PRO
十一月 '25
+107
在10个频道中
Get PRO
十月 '25
+91
在5个频道中
Get PRO
九月 '25
+77
在10个频道中
Get PRO
八月 '25
+111
在9个频道中
Get PRO
七月 '25
+1 105
在15个频道中
Get PRO
六月 '250
在16个频道中
Get PRO
五月 '25
+1
在7个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 25 五月 | 0 | |||
| 24 五月 | +1 | |||
| 23 五月 | 0 | |||
| 22 五月 | 0 | |||
| 21 五月 | 0 | |||
| 20 五月 | 0 | |||
| 19 五月 | 0 | |||
| 18 五月 | 0 | |||
| 17 五月 | 0 | |||
| 16 五月 | 0 | |||
| 15 五月 | 0 | |||
| 14 五月 | 0 | |||
| 13 五月 | 0 | |||
| 12 五月 | +1 | |||
| 11 五月 | 0 | |||
| 10 五月 | +1 | |||
| 09 五月 | 0 | |||
| 08 五月 | 0 | |||
| 07 五月 | 0 | |||
| 06 五月 | +1 | |||
| 05 五月 | 0 | |||
| 04 五月 | 0 | |||
| 03 五月 | 0 | |||
| 02 五月 | 0 | |||
| 01 五月 | 0 |
频道帖子
اگر بهجای محکومسازی روشن و قاطع، توهین به مقدسات «ملتها» را کار انسانهای «کمخرد» بدانیم، خواسته یا ناخواسته به نوعی محافظهکاری سیاسیمآبانه دچار شدهایم. چنین رویکردی ضمن اینکه از زشتی کار میکاهد، دو مشکل بزرگ دارد: نخست اینکه انگار قداست قرآن کریم که کلام خداوند است با بت بودا و رود گنگ برابری میکند و دوم اینکه انگار قداست در اصل امری ذهنی است و ملتها هستند که چیزها را مقدس میکنند نه اینکه قداستی عینی در کار باشد. بر این اساس، اگر کسی به قرآن بیاحترامی کند، تنها گناهش احترامنگذاشتن به امر ذهنی گروهی از افراد است. من با سوزاندن کتابهای ادیان دیگر مخالفم، اما اگر خداوند سخنی بگوید و آن را میان بشر فرو فرستد، بیاحترامی به آن تنها «خفّت عقل» نیست، بلکه «جنایت» و «زیادت کفر» است.
| 2 | اگر بهجای محکومسازی روشن و قاطع، توهین به مقدسات «ملتها» را کار انسانهای «کمخرد» بدانیم، خواسته یا ناخواسته بهنوعی محافظهکاری سیاسیمآبانه دچار شدهایم. چنین رویکردی ضمن اینکه از زشتی کار میکاهد، دو مشکل بزرگ دارد: نخست اینکه انگار قداست قرآن کریم که کلام خداوند است با بت بودا و رود گنگ برابری میکند و دوم اینکه انگار قداست در اصل امری ذهنی است و ملتها هستند که چیزها را مقدس میکنند نه اینکه قداستی عینی در کار باشد. بر این اساس، اگر کسی به قرآن بیاحترامی کند، تنها گناهش احترامنگذاشتن به امر ذهنی گروهی از افراد است. من با سوزاندن کتابهای ادیان دیگر مخالفم، اما اگر خداوند سخنی بگوید و آن را میان بشر فرو فرستد، بیاحترامی به آن تنها «خفّت عقل» نیست، بلکه «جنایت» و «زیادت کفر» است. | 1 |
| 3 | صدای نزاع جغد و بابونها بالا گرفته بود و همینکه خواست بگوید «من از بابونها متنفرم»، چشمش به شامپانزههایی افتاد که شادمان به نزاع جغد و بابونها مینگریستند. کمی اندیشید و با صدایی بلند گفت: «من از میمونها متنفرم!». | 1 808 |
| 4 | تصاویر پروفایل خود را برندارید.
اگرچه وجود چنین باگی در اصل ممکن باشد، اما برای اپلیکیشنی در مقیاس تلگرام محال است که تا ساعتها برطرف نشود. به انگلیسی هم جستجو کردم و هیچ خبری در این باره پیدا نکردم. لذا شایعهبودنش مسلم است. | 373 |
| 5 | ناباوری مثل حرکت در یک بازی است که قوانینش را باورمندان تعیین کرده باشند... انکار وجود خدا یعنی پذیرفتن مقولههای یکخدایی و هنگامی که این مقولهها از رواج بیفتند، ناباوری جذابیت خود را از دست داده و خیلی زود بیمعنا خواهد شد. خداناباوران خواهان جهانی سکولارند، اما جهانی که با نبود خدای مسیحیان تعریف میشود، همچنان جهانی مسیحی است... اگر خداناباوری آیندهای داشته باشد، تنها میتواند در احیای مسیحیت باشد، اما درواقع مسیحیت و خداناباوری با هم در حال افولاند!
John Gray, Straw Dogs (London: Granta Books, 2003), 127. | 2 367 |
| 6 | «وقتی کشتیهای حامل مهاجران در سال ۱۷۷۲ به تاسمانی رسید، بومیان کاملاً بیدفاع بودند. تا سال ۱۸۳۰، جمعیتشان از حدود ۵۰۰۰ نفر به ۷۲ نفر کاهش یافته بود. در سالهای میان این دو، در بردگی زیستند؛ استثمار جنسی شدند و مورد شکنجه و مثله قرار گرفتند. آنها را مانند حشرات شکار میکردند و پوستشان را برای جایزۀ دولتی میفروختند. هنگامی که مردان به قتل میرسیدند، زنان بازمانده با سرهای شوهرانشان که به گردنشان آویخته شده بود، رها میشدند. مردانی که جان سالم بهدر برده بودند، معمولا اخته میشدند. کودکان با چماق کشته میشدند. پس از درگذشت آخرین مرد بومی تاسمانی، ویلیام لانر، در سال ۱۸۶۹، دکتر جورج استوکل که یکی از اعضای انجمن سلطنتی تاسمانی بود، قبرش را نبش کرد تا از پوستش کیسۀ تنباکو بسازد.»
John Gray, Straw Dogs (London: Granta Books, 2003), 91. | 3 640 |
| 7 | «عالمان بدکردار بر دروازۀ بهشت مینشینند و با گفتار به آن فرا میخوانند و با کردار به دوزخ. هرگاه گفتارشان بگوید: پیش بیایید، کردارشان چنین گوید: پاسخشان مدهید که اگر دعوتشان حق بود، خود پیش از دیگران بدان پاسخ میدادند! پس اینان بهظاهر راهنمایند و در حقیقت راهزنان!» (ابن القيم، الفوائد، (الرياض: دار عطاءات العلم، ۱۴۴۰)، ۸۵) | 4 103 |
| 8 | آیا خداناباوری نقیض ایمان است؟ | 1 590 |
| 9 | مناظره نمیتواند منبع اصیلی برای یادگیری باشد، زیرا:
۱) در یادگیری، ترتیب و پیوستگی شرط است، اما مناظره چنین سیری ندارد.
۲) در مناظره از مقدمات نادرستی که طرف مقابل مسلّم میانگارد استفاده میشود؛ مناظرهکننده قصد الزام دارد ولی بسیاری از شنوندگان این را در نمییابند و خیال میکنند که خود او به آنچه میگوید باور دارد.
۳) وقت مناظرهکننده محدود است و شاید نتواند تمام مطالب ضروری که در ذهن دارد را بیان کند.
۴) تواناییهای مناظرهکننده محدود است و شاید در آن مجال پاسخی به ذهنش نرسد یا از تمام جزئیات مطلع نباشد.
۵) مناظرات خیلی آسان به حاشیه میروند و از سودمندیشان کاسته میشود. | 1 |
| 10 | مناظره نمیتواند منبع اصیلی برای یادگیری باشد، زیرا:
۱) در یادگیری، ترتیب و پیوستگی شرط است، اما مناظره چنین سیری ندارد.
۲) در مناظره از مقدمات نادرستی که طرف مقابل مسلّم میانگارد استفاده میشود؛ مناظرهکننده قصد الزام دارد ولی بسیاری از شنوندگان این را در نمییابند و خیال میکنند که خود او به آنچه میگوید باور دارد.
۳) وقت مناظرهکننده محدود است و شاید نتواند تمام مطالب ضروری که در ذهن دارد را بیان کند.
۴) تواناییهای مناظرهکننده محدود است و شاید در آن مجال پاسخی به ذهنش نرسد یا از تمام جزئیات مطلع نباشد.
۵) مناظرات خیلی آسان به حاشیه میروند و از سودمندیشان کاسته میشود. | 1 260 |
| 11 | این یکی از دلایل پروین دارابی، نویسندۀ فمینیست ایرانی، برای ترک اسلام بوده است: «پس از چنین بحثهایی که در جریان آنها مادربزرگم در تنگنا قرار گرفت و پاسخی برایم نداشت، دین و اسلام را بهطور کامل کنار گذاشتم!». البته دارابی توضیحی نداده است که چرا باید مادربزرگ بیچارهاش اسلامشناس و پاسخگوی سوالات فقهی و الهیاتی باشد! | 2 087 |
| 12 | برای شرکت در مرحلۀ هفتم گروه کتابخوانی «همراهان کتاب» از طریق این لینک اقدام کنید. | 1 271 |
| 13 | هرچند معمولاً انقلاب عباسی و جنبشهای فرقهای در شرق خلافت، مثل جنبش بابک خرمدین در ابتدای دوران اسلامی، بهعنوان قیامهای «ملی» علیه «مهاجمان عرب مسلمان» و نمادی از احیای سلسلههای ایرانی تلقی شدهاند، اما متون فارسی میانه خلاف این را نشان میدهند. راستکیشی زرتشتی به سهم خود از جنبشهای فرقهای مانند بابک خرمدین و سرخجامگان (مُحَمِّرَة) بیزار بود و دلیلش هم ساده است؛ اینان پیرو راستکیشی زرتشتی نبودند و بنا بر طبیعتشان به ag-dēnēh (بددینی) و ahlāmoryīh (بدعت) دامن میزدند و به هیچوجه نمیتوانستند برای دین و همبستگی جامعۀ زرتشتی سودمند باشند.
Touraj Daryaee, "Apocalypse Now: Zoroastrian Reflections on the Early Islamic Centuries," Medieval Encounters 4 (1998): 189. | 2 964 |
| 14 | دکتر عادل حیدری گرامی، وفات پدر محترمتان را تسلیت عرض میکنم و از خدای عزوجل برای شما صبر و برای ایشان مغفرت تمنا دارم. | 683 |
| 15 | «گاهی برخی در مورد سحر هشدار میدهند و تصاویری از کفر شدید ساحران و پیروانشان در آن هشدار میگنجانند؛ مثل نوشتن مصحف با خون حیض و آویختن این تصویرهای زننده در مساجد. درحالیکه آگاهسازی بدون ورود به این جزئیات هم امکانپذیر است. بلکه مشاهده و شنیدن چنین صحنههای «کفرآمیزی» در این زمینه، اثرات زیانباری به همراه دارد؛ زیرا زیادهروی و مداومت در شنیدن و دیدن ارتداد شدید، مثل تمسخر خداوند، دشنام به پیامبر صلی الله علیه وسلم، نسبت گمراهی به صحابه و تمسخر شعائر و حرمتهای شرعی، میتواند به از دست دادن غیرت ایمانی و ضعف دینی برخی از افراد بینجامد و جایگاه این نواقض را نزدشان سبک سازد و قلبشان را به بعضی گمراهیها بیالاید!» (عبد العزيز بن محمد آل عبد اللطيف، مقالات منهجية وعقدية (لندن: البيان، ۱۴۳۴)، ۴۴) | 2 264 |
| 16 | «رفتار طالبان با مجسمهها [=بتهای بودا در بامیان] در افغانستان در ظاهر نوعی ویرانگریِ سادهلوحانه بهنظر میرسد، اما این عمل در سنتی مشترک میان ما و آنها ریشه دارد... امروزه واژۀ iconoclast به کسی اشاره دارد که باورهای پذیرفتهشدۀ عمومی را مورد حمله قرار میدهد، اما در اصل به کسی گفته میشد که به معنای واقعی کلمه بتها را میشکند... افلاطون خواستار ممنوعیت هنر تمثیلی بود، زیرا آن را فریبنده میدانست. مسیحیان نخستین تصاویر خدایان رومی و یونانی را در سراسر امپراتوری روم نابود کردند. مبلّغان مسیحی همین کار را با تصاویر گوشهوکنار جهان کردهاند. تا اندازهای، اصلاحات پروتستانی لوتر و کالوین، واکنشی در برابر آیینِ کاتولیکیِ گرامیداشت مریم و قدیسان بود و پروتستانها نمادها و تصاویر کاتولیکی بیشماری را ویران کردند.»
Mark Danner, “From Moses to the Taliban,” The Washington Post, March 10, 2001, https://washingtonpost.com/archive/opinions/2001/03/10/from-moses-to-the-taliban/7f826037-b3db-4206-a036-20643c754d83/. | 3 355 |
| 17 | استاد محمد قطب در مقدمۀ چاپ یازدهم کتاب «شبهات حول الإسلام»، تجربۀ خویش از دعوت را اینگونه بازگو میکند:
«بارها به سرم زده است که این کتاب را از لیست کتابهایم خط بزنم و دیگر تجدید چاپ نکنم. میدانم که همین کتابم بیشترین انتشار و چاپ را داشته است... این را هم میدانم که بیشتر خوانندگان این کتاب را جوانان مسلمان مشتاق تشکیل میدهند؛ زیرا جواب برخی شبهاتی که دشمنان اسلام در مسیرشان بر میانگیزند و در ذهن جوابی برایش ندارند را در این کتاب مییابند و جزو اسلحههایی است که بهوسیلهاش وارد معرکۀ جدل با آن دشمنان میشوند... روش و صورت کلی کتاب این است که شبهۀ دشمنان اسلام را عرضه کند و بعد جوابی باطلکننده به آنها بدهد. نظر من دربارۀ این روش تغییر کرده است و امروزه دیگر با آن موافق نیستم، زیرا به موضوع شبهات اهمیتی گزاف میدهد... تجربهای که این دوران در میدان نویسندگی و دعوت اسلامی داشتهام به من نشان داده است که رد شبهات، روش درست دعوت و نوشتن دربارۀ اسلام نیست. روش درست این است که ابتدا حقایق اسلام را برای مردم توضیح داد، بدون اینکه شبههای رد کرد و سوالات درونیشان مثل صلاحیت یا تطبیق شریعت در زمان فعلی را پاسخ داد... بعد از این اشکالی ندارد که ضمن عرضهکردن حقایق دینی، به برخی از مواردی که چه دوستان و چه دشمنان اشتباه فهمیدهاند یا اشتباه تفسیر کردهاند پرداخت. پاسخ قرآن به شبهات مشرکان و اهل کتاب هم در چنین فضایی بوده است... رد حقیقی بر دشمنان اسلام این است که مسلمانان نمونهای ارائه کنیم که بر حقیقت اسلام تربیت شده باشند و مدلی تطبیقی و واقعی از این حقیقت را نشان دهند تا مردم ببینند، دوست بدارند و خواهان بیشترشدن آنان و گسترش دامنۀ اسلام در زندگی خود شوند! این همان است که «برای مردم سودمند است و در زمین ماندگار میشود» [رک: ۱۷ رعد] و این همان عرصۀ دعوت حقیقی به اسلام است!» (محمد قطب، شبهات حول الإسلام (القاهرة: دار الشروق، ۱۴۱۳)، ۷-۹) | 3 018 |
| 18 | چهار مسئلۀ جدا از هم وجود دارد:
۱) اینکه مطلبی را بدانیم.
۲) اینکه بتوانیم آن مطلب را توضیح دهیم.
۳) اینکه برای آن مطلب دلیل اقامه کنیم.
۴) اینکه به دلیلی که مخالفِ آن میآورد پاسخ دهیم.
(ابن تيمية، جواب الاعتراضات المصرية (الرياض: دار عطاءات العلم، ۱۴۴۰)، ۴۴) | 3 445 |
| 19 | آدمی که بدون علم کافی رد شبهه میکند، چه بسا پاسخی بدهد که خود آن پاسخ شبهه باشد و لازم شود که یکی دیگر باید بیاید و شبههٔ این را پاسخ دهد. چیزی که خیلیها نمیدانند این است که بسیاری از گروههای گمراه در تاریخ اسلام در واقع نادانهایی بودند که خواستند به اهل ادیان دیگر مانند آیینهای شرقی پاسخ دهند اما در برابر جدلها آنها کم آوردند و چون پاسخی از روی علم نداشتند بر حسب نظر شخصی خود پاسخ دادند؛ پاسخهایی که معمولا بخشی از شبههٔ حل نشده را با خود داشت. در نتیجه بدعتی ایجاد کردند که خودش شبهه بود. رد شبهه از عرصهٔ علم شرعی جدا نیست. | 42 |
| 20 | انشاءالله در مرحلۀ جدید قرآن کریم را با هم خواهیم خواند:
https://forms.gle/CT3bBUfR7KBGDhrY7 | 1 815 |
