862
订阅者
+124 小时
-217 天
+3430 天
帖子存档
863
Repost from مرثیه فرمانده.
𝖣 𝖮 𝖮 𝖬 𝖤 𝖣
── 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾 ──
𝖬𝖺𝖿𝗂𝖺, 𝖢𝗋𝗂𝗆𝖾, 𝖯𝗌𝗒𝖼𝗁𝗈𝗅𝗈𝗀𝗂𝖼𝖺𝗅,
𝖬𝗒𝗌𝗍𝖾𝗋𝗒, 𝖳𝗁𝗋𝗂𝗅𝗅𝖾𝗋,
𝖣𝗋𝖺𝗆𝖺, 𝖡𝗋𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾
── 𝖲𝗒𝗇𝗈𝗉𝗌𝗂𝗌 ──
𝖵𝗄𝗈𝗈𝗄 — In a city where loyalty is
bought with blood and betrayal wears
the face of trust, every verdict creates
another criminal. Some people are
sentenced by the law... others by love.
"Not every prisoner lives behind bars."
𝖢𝖫𝖨𝖢𝖪 𝖳𝖮 𝖱𝖤𝖠𝖣
𝖯︎𝖺𝗋𝗍7╸ 𝖶𝗋𝗂𝗍𝗍𝖾𝗇 𝖻𝗒 𝖧𝗎𝖽𝗌𝗈𝗇
863
Repost from ㅤ𝒜𝗅𝗉𝖾𝗇𝗀𝗅𝗈𝗐
+4
توی این سکوت، من و تو فقط دو تا سایهایم. بدون مرز، بدون اسم، بدون هیچ نشونهای از اون چیزی که بودیم. گاهی فکر میکنم اگه یه روز روشن بشه، دیگه هیچکدوم رو نمیبینیم. شاید به خاطر همینه که تاریکی رو بیشتر از روشنایی دوست دارم... توی این تاریکی، نیازی به حرف زدن نیست. کافیه باشی. کافیه بدونم یه جایی، توی همین سیاهی، یه سایه آشنا هست. نه برای نجات دادن، نه برای کامل کردن. فقط برای بودن. شاید این آخرین باری باشه که توی خیالم جایی داری. شاید فردا صبح که روشن بشه، اثری از تو نمونه. ولی امشب... امشب تاریکی مال ماست. همونقدر سرد، همونقدر بیپایان، همونقدر بینیاز از توضیح. و من توی همین سکوت، با همین سایهی آشنا، آرامم. نه به خاطر اینکه هستی. به خاطر اینکه توی تاریکی، نیازی نیست باشی تا حست کنم. ولی گاهی... توی عمیقترین لایههای این سیاهی، یه چیز مبهم میگه این فقط یه خیال نیست. یه چیز توی ناخودآگاهم هنوز به دنباله راهیه که به تو برسه. انگار روح من، توی یه زندگی دیگه، توی یه بعد دیگه، هنوز مال توئه... و این تاریکی فقط یه بهانهست برای اینکه انکارش نکنم.
863
Repost from " گࢪبهي تاࢪوت خوان . 🐈
-\•❤️:
یه درب قدیمی که مدتی بسته بود، حالا کمکم داره باز میشه. توی این مدت ممکنه احساس کنی که تو کار یا درس یا مسائل شخصی یه تأخیری داری یا گره به کارهات میفته که اذیتت کرده، ولی از این به بعد کمکم اوضاع بهتر میشه و پیشرفتهایی رو میبینی. یه فرصت جدید هم در راهه که شاید اصلاً فکرشم نمیکردی. اولش ممکنه کوچیک یا عادی به نظر بیاد، ولی واقعاً میتونه باعث یه تغییر بزرگ بشه. جدیش بگیر. اگه کسی ازت دور شده یا خبری ازش نداری، ممکنه دوباره با هم ارتباط برقرار کنین یا به شکلی متفاوت از قبل صحبت کنین. یا بخواد ازت معذرت خواهی کنه. ولی بازگشت؟فکر نمیکنم. تو دیگه اون آدم سابق نیستی. :) دستت توی جیب خودت میره. دیگه حس میکنی وقتشه استقلال مالی رو تجربه کنی. نذار ترس از ورود به تجربههای جدید مانعت بشه، چون این بار کلید دست خودته، نه کس دیگه.\•`🦋:
این انتخاب، در واقع میخواد چشمات رو باز کنه. به نظر میاد که داری از یک مرحله سخت و خستهکننده عبور میکنی. اشکال نداره. ولی توی حس بدش غرق نشو. شخص جدیدی یا یک رابطه جدید وارد زندگیت میشه. لازم نیست حتماً عشق باشه، ممکنه دوستی باشه یا کسی که ازت حمایت کنه و دیدگاهت رو نسبت به بعضی مسائل تغییر بده. خیلی طرز فکرت رو تغییر میده، مخصوصا اگه گارد عجیبی به آدما داری. بذار کارشو بکنه. اگه آرزویی داری که مدتیه دعا میکنی، انرژی این خوانش نشون میده که اجابت شدنش نزدیکه. نشونه هاشو خودتم میبینی. یه مسیر تحصیلی جدید به روت باز میشه، حتی میتونه فاند گرفتن یا مهاجرت تحصیلی باشه. تاروت میخواد بهت بگه که هر درب بستهای به معنی پایان نیست. بعضی وقتها دربها بسته میشن تا درهای بهتری برای تو باز بشه.
863
Repost from روحِ ســوختـه؛
واژهِای به نام “اٌمید”
اٌمید واژهای بوده که همیشه مارو وادار میکرد ادامه بدیم اما حالا خود واژهی اٌمید هم توی این زندگی نکبت بار کم آورده…
وقتی خود واژهی اٌمید کم آورده ما چجوری ادامه بدیم؟
وقتی اینو به زبون آوردم گفت:منو برای همیشه داری ، وقتی واژهی اٌمید برات غریبه شد منو اٌمید خودت بدون لیلیـوم سیاهِ منْ:)
ولی حالا..حالا اونم رفته و من موندم و واژهی غریبی به اسم اٌمید،
اون رفت،رفت و با رفتنش تنها روزنهِی اُمید منم با خودش برد و من موندم خاطراتش...همیشه منتظر اومدنتم،’لیلیـوم سیاهِ تو’
