𝖣𝖾𝗏𝗂𝗅 .
前往频道在 Telegram
𝚳ᥱ 𝄒𝄒 @Aniixiiabot ⎯꯭ׁ ᳤𐇽 ❕️ 𝖨𝗍 http://t.me/HidenChat_Bot?start=6216167261
显示更多未指定国家未指定类别
274
订阅者
无数据24 小时
-27 天
-630 天
帖子存档
اولین باری که او را دیدم،هرگز فراموش نکردم.درخیابانی آرام،با صدای نم نم باران،چتر به دست راه می رفت.وقتی باد میوزید،موهای او همانند موج دریا در هوا میرقصید .
صدای قطرات باران که از نوک چترش میچکید،آهنگی دلنشین میساخت. با هرقدمی که برمیداشت،خیابان بارانی بیشتر به یک تابلوی نقاشی تبدیل میشد .
لبخند آرامی برلبانش بود و به نظر میرسید غرق در افکار خودش است.نزدیکتر که شدم،بیش از پیش جادوی حضورش را حس کردم.انگار که باران و باد،برای او میبارید و میوزید .
چشمانش در زیر نور ضعیف خیابان میدرخشید.حال و هوای آرام و دلنشینی داشت. به نظر میرسید که تمام جهان فراموش شده و فقط او و لحظهی حال وجود دارد. از کنار او که گذشتم، بوی عطر ملایم و شیرینش در هوا پخش شد، گویی که خود باران هم از این حضور خیالانگیز لذت میبرد .
