158
订阅者
-124 小时
-57 天
-1830 天
数据加载中...
吸引订阅者
九月 '26
九月 '260
在0个频道中
八月 '26
+3
在1个频道中
Get PRO
七月 '26
+24
在0个频道中
Get PRO
六月 '26
+4
在0个频道中
Get PRO
五月 '26
+1
在0个频道中
Get PRO
四月 '260
在0个频道中
Get PRO
三月 '260
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+10
在2个频道中
Get PRO
一月 '26
+2
在0个频道中
Get PRO
十二月 '25
+19
在1个频道中
Get PRO
十一月 '25
+7
在4个频道中
Get PRO
十月 '25
+6
在4个频道中
Get PRO
九月 '25
+60
在12个频道中
Get PRO
八月 '25
+49
在9个频道中
Get PRO
七月 '25
+241
在20个频道中
Get PRO
六月 '250
在28个频道中
Get PRO
五月 '25
+16
在37个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 04 九月 | 0 | |||
| 03 九月 | 0 | |||
| 02 九月 | 0 | |||
| 01 九月 | 0 |
频道帖子
https://www.instagram.com/reel/Dc4SGyfsP3X/?igsi=ZGtmY2pqY3NiYnd5
غم انگیز ترین پست:)))))
| 2 | نمیتونم رمیر رو درک کنم 😂😭 | 23 |
| 3 | نمیخوام بی احترامی کنم اما بعد ده سال خاطره یادتون اومد سلیقه موسیقی دارین :)؟ | 27 |
| 4 | بمیرم برایدلمون | 39 |
| 5 | حالم مثل روزیه که مامانمو از دست دادم
همونقدرناامید ازاینکه دیگه ندارمش🙂 | 38 |
| 6 | الان بلند شدم فک کردم همه اینا کابوس:) | 38 |
| 7 | واقعاً حس میکنم هنوز هیچکدومون عمق فاجعه رو درک نکردیم
- دیگه ماکان بندی وجود نداره؟
- دیگه قاب دونفرهی نیست؟
- دیگه همصدایی رمیر و نداریم؟
چرا نمیفهمم چرا درک نمیکنم چه به روزمون اومده=) | 26 |
| 8 | ولی ماکان بند من منتظر بودیم بیای بگی اینا الکی بود تا بابت دیر کردنت باهات قهر کنم منظورت چیه که دیگه هیچوقت قرار نیست بیای=) ؟ | 26 |
| 9 | آقایی که داری تک تک پستارو لایک میکنی و مشخصه که چنلارو هم میبینین خودتون خجالت نمیکشین از حال و روزی که ساختین برا جوون و نوجوونی که تو خاورمیانه با هزارتا مشکلات شما نور راهش بودین؟!
یعنی یه نگاه کردین گفتین اینا
که بدبختن چرا به خاک سیاه
نشینن...🚶🏻♀💔 | 28 |
| 10 | این جدایی، ته یه کتابِ خیلی طولانیه که هر صفحهش پر از خاطرههای رنگیرنگی بود. ما فقط طرفدار نبودیم، ما شاهد بزرگ شدنِ دو نفر بودیم که بخش مهمی از جوونی ما رو با صداشون، با خندههاشون و با صمیمیتشون ساختن..
حالا که پردهها افتاده، ما موندم و یه آلبوم بزرگ از خاطرات از اون روزهای که صد بار مرورشون کردیم و هر بار از تهِ دل خندیدیم...
این ده سال، شناسنامهی جوونیِ ماست... | 25 |
| 11 | دلم برای اون شیطنتها و خندههاشون کنار هم تنگ میشه... برای لحظههایی که امیر و رهام نه خواننده بودن نه ستاره فقط دو تا رفیق شر و شیطون بودن که یادشون میرفت هزار نفر دارن نگاشون میکنن... اصلاً انگار فقط خودشون دو تا بودن و کلی مسخرهبازی... اون لحظهها واقعیترین جای ماکان بود همونجایی که فاصله بین ما و اونا برداشته میشد و میفهمیدیم اونا هم مثلِ خود ما، دلشون برای شیطونی میتپه. | 24 |
| 12 | یادتونه اون دعواهایِ الکیِ بین خودمون؟ اون کلکلهایِ داغ سرِ چیزهای بیمزه که الان بهشون فکر میکنم، فقط خندهم میگیره.. اون دعواها اصلاً قهر نبود، در واقع مدل باهمبودن ما بود.
مثل نتهای موسیقی که شاید اولش با هم جور نباشن ولی آخرش یه آهنگ قشنگ میسازن
ما با همین قهر و آشتیها و کلکل شدیم یه خانواده که زبون مشترکمون ماکان بود=) | 22 |
| 13 | دلم برای اون روزهای شلوغپلوغِ فندوم تنگ میشه... برای اون وقتهایی که یه عکس، یه حرکت کوچیک روی استیج یا یه سوتی بامزه از پسرا میشد سوژه و خوراک خندهی شبانهروزیمون و سوخت یه مدتمون برای ادامه زندگی.. ما استادِ این بودیم که از هیچی کلی سم و میم خندهدار بسازیم...
چون دلمون خوش بود به علت وجودی شما، چون شما و ماکانمون رو داشتیم پس غصه چی رو میخوردیم تا وقتی یه پناهگاه به اسم ماکان داشتیم؟ =) | 21 |
| 14 | این کتاب دهساله فقط عکسای خفن نداشت پر بود از حاشیههای رنگی، پر بود از شیطنتهای ما، پر بود از خاطراتی که حالا توی قلب تکتک ما، یادگاری مونده... | 17 |
| 15 | دلم تنگ میشه برای اون دوستهای که به خاطرِ ماکان شکل گرفت... اشخاصی که شاید هیچوقت همدیگه رو ندیدیم اما شبا تا دیروقت بیدار میموندیم و برایِ موفقیت پسرا، برای ترند کردن هشتگا تو توئیتر، برای استریم زدن، برایِ دفاع ازشون در برابر هیترها همه با هم متحد میشدیم.
ما فقط طرفدار دوتا خواننده نبودیم ما یه جمعیتی بودیم که باهم زندگی میکردیم فارغ از دنیای بیرون و آدماش یه دنیای مختص به خودمون داشتیم..
اون روزا حتی دعواهامونم قشنگ بود چون همه سر یه عشق مشترک بود... =)
الان که اون مرکز ثقل خندههامون رفته، فندوم مونده و یه دنیا خاطره که هر وقت بهشون فکر میکنم هم لبخند میزنم هم نفسم میگیره...💔 | 19 |
| 16 | دلم از الان برای شبای کنسرتیمون تنگ شده=) برای اون وقتایی که رمیر سر به سرمون میذاشتن و ایستگاهمونو میگرفتن یا اون قدر روی استیج با هم مسخرهبازی در میآوردن میخندیدن که یادمون میرفت وسطِ کنسرتیم؛ فکر میکردیم داریم با دو تا رفیق صمیمی تو یه مهمونی خوش میگذرونیم..
اون صمیمیت، اون نگاههایِ پر از شیطنت و عشق پسرا به جمعیت فناشون... انگار یه خطِ مستقیم بین قلب اونا و ما بود. | 20 |
| 17 | برای شلوغبازیهامون... دلتنگ لحظههایی که یک عکس ساده از رمیر منتشر میشد و در عرض چند دقیقه هزارتا میم خندهدار از اون ساخته میساختیم..
یادش بخیر! انگار همه با هم تو یه اتاقِ بزرگ نامرئی بودیم.. هممون همزبون بودیم، با یک شوخیِ کوچک، میزدیم زیر خنده=).. | 24 |
| 18 | جوری لفت میدین انگار من قرار داد ماکان بند رو باطل کردم😭🤣 | 34 |
| 19 | با هر ادیتی که تو اینستا میبینم یه دور قلبم با یادآوری هر خاطره تیر میکشه=)
چطور قراره این درد عادی بشه؟
چطور قراره فراموش بشه... | 22 |
| 20 | ولی یادتون نره …
ما پایان نزدیم ، ما نرفتیم ؛
این خودتون بودید که ما رو از خونه بیرون کردید :) | 18 |
