1 104
订阅者
无数据24 小时
-157 天
+930 天
帖子存档
1 104
وقتی عصبیم قلمم خوب کار میکنه. تا ننویسم مغز آروم نمیشه. فقط کپیش نکنید 🤣 برای اینستاگرام هست وقتی شرایط بهتر شد. اینا را مینویسم دستیارم شهرزاد یکی یکی تبدیلشون میکنه به کاریکاتور-نوشته:
خطرات آموزش اصطلاحات روانشناسی
در رواندرمانی گاهی مراجعان از واژهها و اصطلاحات دقیق بالینی استفاده میکنند! مثلاً به جای "خیلی ناراحتم" میگویند "فکر میکنم مکانیسم دفاعیم فعال شده!". این تغییرِ زبان در ظاهر میتواند نشانهای از آگاهی و پیشرفت باشد، اما در حقیقت گاهی خود گونهای از دفاع است: فاصله گرفتن از تجربهی زندهی هیجان از طریق بازی با اصطلاحات روانشناسی!
پژوهشها نشان میدهند هرچه زبان، انتزاعیتر و مفهومیتر شود، احتمالاً دفاعیتر است و رابطهی ضعیفتری با تجربهی بدنی و هیجانیِ لحظهحال دارد؛ بهعبارت دیگر مراجع بهجای اینکه از واژگان سرراست که هیجان او را نشان میدهد مانند "خشم"، "غم"، "شرم" و غیره استفاده کند، از اصطلاحات پیچیده روانشناختی استفاده میکند! و البته این عکس این موضوع هم صادق است، استفادهی افراطی از واژگان انتزاعی توسط رواندرمانگر میتواند ارتباط هیجانی را کمرنگ کند. انگار هردو طرف تلاش میکنند یک فاصله نامرئی بین هم بسازند. برای درمانجو برای جلوگیری از روبرو شدن با هیجانات و برای رواندرمانگر برای حفظ فاصله و سرگرم شدن در یک بازی سرگرمکننده با سازههای نظری!
برای بسیاری از رواندرمانگران بازی کردن در این میدان سازههای رنگارنگ روانشناختی بسیار لذتبخش است! چه چیز بهتر از اینکه جلسه درمان تبدیل به یک جلسه پژوهشی شود و با سازههای رنگارنگ "سوگیری شناختی"، "طرحواره"، "مکانیسم دفاعی"، "دلبستگی" و غیره بازی کنیم! و بسیاری از روانشناسان این بازی را به شبکههای اجتماعی میآورند:
هر پدیدهای را با استفاده از سازههای روانشناسی توجیه میکنند تا هم نیازهای خود را ارضا کند و هم مخاطب بیشتری جذب کنند! یک روز فلان واقعه سیاسی را از منظر روانکاوی تحلیل کنیم و روز دیگر فلان واقعه اجتماعی را از منظر روانشناسیعصبی!
استفاده افراطی از واژگان روانشناختی در شبکههای اجتماعی موجب شده بسیاری از خوانندگان غیرمتخصص، روی خود برچسبهای رنگارنگ بالینی بزنند و خود را در قالب این "برچسب" ببینند؛ «من طرحواره نقص و شرم دارم»، «من مرزیام»، «من ADHD هستم». بسیاری اوقات این برچسبگذاری بالینی راهی برای کاهش سردرگمی است ولی متاسفانه پیامدهای مختلفی هم دارد؛ مانند اینکه فرد کامل احساس عاملیت خود را از دست میدهد و در نهایتا طعمه فروشندگان پکیج "درمان گامبهگام ADHD" میشود.
مسئله دیگر، دیدن دنیا با عینک واژگان تخصصی روانشناختی است که بیشتر از اینکه به فرد در روابط روزمره کمک کند، سدی جدی برای ارتباط سالم میشود! فردی که با واژگان تخصصی بالینی آشنا است ممکن است یک دعوای ساده با پارتنر را بهعنوان "Gaslighting" تعبیر کند یا یک اختلاف کوچک با همکار را "فرافکنی" اطلاق کند! اینجا زبانِ روانشناسی، از پل به چماق تبدیل میشود! واژهها بهجای نزدیک کردن تجربه، نقش فاصلهگذاری و قدرتنمایی پیدا میکنند! هرکسی واژگان روانشناسی بیشتری میداند برنده است!
استفاده از زبان تخصصی، به خودی خود نشانه ضعف افراد نیست؛ برعکس، میتواند نشاندهندهی هوش بالا باشد! اما روانشناسی جایی است که تمرین میشود:
- پشت این مفاهیم علمی، چه هیجانی خوابیده؟
- کدام نیازِ نادیدهگرفتهشده با واژههای علمی بیان میشود؟
- کدام رنج "توضیح" داده میشود تا "تجربه" نشود؟
پس مسئله آموزش ندادن اصطلاحات روانشناسی نیست؛ بلکه یاد دادنِ نسبتِ درست بین مفهوم و تجربه است: کمک به افراد برای اینکه از مفاهیم بهعنوان پلی بهسوی هیجان استفاده کنند، نه دیواری برای پنهان کردن آن.
1 104
حالا فهمیدید چرا نمینویسم؟ :)
فعلا در این اوضاع مراقب خودتون باشید. اولویت هرکسی مراقبت از خودش هست.
1 104
روانشناسی قرار نیست همیشه چیزی برای گفتن داشته باشه؛ همونطور که توی جلسهی درمان هم گاهی وقتها حرفزدنه که کمک میکنه و گاهی سکوت. همیشه "حرفزدن" مداخلهی مفید نیست، بعضی وقتها سکوت خودش میتونه فضا بسازه برای فکرکردن و جا باز کردن برای احساسات متناقض.
فشار روانی روی همهمون، تو هر جناحی که هستیم، به اوجش رسیده. تو همچین وضعیتی، خیلی از تحلیلهای روانشناختی بیشتر از اینکه به کسی کمک کنه، تبدیل میشه به ابزاری برای گرفتن تأیید و خالیکردن هیجان؛ وقتی از مفاهیم روانشناسی استفاده میکنیم تا فقط روایت خودمون را مشروع و بقیه را بیمار نشون بدیم، نه اینکه واقعاً بفهمیم چه خبره.
بعضی همکارای روانشناس انگار چماق بهدست افتادن دنبال بقیه که "غلط میکنید نمینویسید" و "از مردم حمایت نمیکنید". همهمون زیر یه فشار فلجکنندهایم. اگر شما چنین ظرفیتی دارید که بین این همه هیجان متعارض هنوز میتونید هیجانات را پردازش کنید، بنویسید و سرپا بمونید، خوش به حالتون؛ ولی همه مثل شما نیستن. این مدل برخورد، بیشتر بوی بازجویی و تفتیش عقاید میده تا "حمایت"؛ مخصوصاً وقتی از برچسبها و لیبلهای روانپزشکی و شبهتشخیصی استفاده میشه تا طرف مقابل رو بیاعتبار کنیم و حرف خودمون را به کرسی بشونیم!
این دوستان خطابه و کنایه و موعظه مینویسن که "چطور در بزنگاههای تاریخی خاموش شدید" و بعد، خلاف همون چیزهایی که خودشون به مراجعهاشون یاد دادن، شروع میکنن به برچسبزدن و ذهنخوانی؛ انگار مطمئنن بقیه از روی ترس، بیاخلاقی یا همدستی سکوت کردن! نه از روی پیچیدگی وضعیت روانی و واقعی. این دقیقا همون خطر سواستفادهی از مفاهیم بالینی برای کنترل و فشار روانیه، نه برای کمک.
فضای روانشناسی ایران شدیداً امنیتی شده؛ روانشناسان جناحهای مختلف نقش بازپرس و بازجو رو گرفتن. خیر؛ سکوت الزاماً نشانهی انفعال نیست. سکوت میتونه هزاران دلیل داشته باشه و هر کسی دلایل خودش رو برای حرف نزدن در فضای عمومی داره. سکوت لزوماً غیراخلاقی نیست، و تا وقتی استدلال جدی و منسجمی علیه این نوع سکوت ارائه نشده، تبدیلکردن خشم جمعی به ابزاری برای تحقیر یا تخطئهی همکاران بیشتر شبیه سوءاستفاده از هیجان جمعیه تا اخلاق حرفهای. پژوهش روی کار رواندرمانگران در بحرانهای جمعی هم نشون میده خود درمانگرها ممکنه فلج، ترسیده یا دچار فرسودگی بشن و نتونن همیشه در نقش "صدای مردم" ظاهر بشن؛ و برای اینکه دوباره بتونن خوب گوش بدن، گاهی عمداً خودشون رو عقب میکشن.
بعضیهامون واقعاً نمیدونیم؛ نمیدونیم چه اتفاقی قراره بیفته و نمیدونیم چطور میشه بدون آسیبزدن نوشت. من واقعاً نمیدونم چطور بنویسم که به بیش از پنجهزار زبانآموزم آسیبی نزنم. وظیفهی من در درجهی اول حمایت از «بچههای خودم»هست، صرفنظر از اینکه چه عقیدهای دارن. اگر شما بلدین چطور در چنین فضایی موضعگیری علنی کنین بدون اینکه به مراجعها، دانشجوها یا زبانآموزهاتون آسیب بزنین، خوشحال میشم یادمون بدین.
یکی از چیزهایی که از روانشناسی یاد گرفتم اینه که مفاهیم روانشناسی خیلی راحت «توهم دانستن» میدن؛ توهم اینکه چون چند تا نظریه و واژه بلدیم، حتماً باید کلمات رو پشت سر هم بچینیم تا سوگیریهای خودمون رو توجیه کنیم. با هر دانشی میشه سالاد کلمات درست کرد برای تأیید باورهای خودمون؛ روانشناسی هم از این قاعده مستثنا نیست. من خودم الان آگاهم که عصبانیام و میدونم در این وضعیت، احتمال اینکه با نوشتن به بقیه آسیب بزنم زیاده. برای همین ترجیح میدم بهجای اینکه از مفاهیم برای خالیکردن هیجان خودم روی دیگران استفاده کنم، فعلاً در فضای عمومی سکوت کنم و افکارم را جمعوجور کنم. استفاده از روانشناسی در این شرایط روانشناسیزدگی (Psychologizing) هست یعنی استفاده از سازههای روانشناسی برای ساکت کردن مخالفان! موافقت یا مخالفت شما با متنهایی که این روزها نوشته میشه کاملاً براساس باورهای قبلیتون هست، اگر متنی همسو با باور شما هست: "درود بر شما! چه متن منطقی و شیوایی! درود بر شما روانشناس اندیشهورز!" و اگر مخالف هستید هم که برچسب و فضیحت!
من همچنین نخواهم نوشت و به سکوتم ادامه میدم و از کدهای اخلاق حرفهای مثل اخلاق مراقبت (Ethics of Care) یعنی اولویت دادن به امنیت مراجع بر کنشگری سیاسی تبعیت میکنم. همین.
1 104
چرا ساکتم؟
چون ناامیدم، نه از وضعیت ایران که کلاً بشریت. این صحنه را مجسم کنید:
یه بچه قولدر داره یه بچه دیگه را bully میکنه و ساندویچش را میدزده. اون وسط یه بچه قلدرِ دومی پیدا میشه که قلدرِ اولی کتک میزنه و ساندویچ برای خودش برمیداره. بچههای مدرسه دست میزنن و هورا میکشند و خطاب به قلدر دومی میگن: "حاجی دمت گرم مشکل را حل کردی."
میدونی من الان دقیقاً حس دیدن همین صحنه دارم. یک شوخی در کامنتهای اینستاگرام وایرال شده که میگه: "Bring Back Bullying" و نشون میده انسانها چقدر از روشنفکربازیهای مدرنیته خسته شدن و دلشون قدرتی میخواد که بیاد همه چیز بشوره و ببره.
مردم جهان عصر "مدرنیته" خستهشون کرده :)) اومانیسم، فردگرایی، دموکراسی، عقلانیت، آزادیهای بیپایان، جهانیشدن و.... همهشون خستهشون کرده. انگار با ذات انسان همخوان نیست. انگار دلشون میخواد برگردن به ۱۰۰ هزارسال پیش در دشتهای آفریقا: دلشون رهبر میخواد، دلشون جمعگرایی میخواد، دلشون جنگ میخواد، دلشون قبیله میخواد، دلشون ذهنی آرام میخواد که به جای هزاران تصمیمگیری مزخرف روزمره به یک ایدئولوژی پناه ببرن، دلشون بهجای ابهام حاصل از عصر علم یک جواب قطعی میخواد، دلشون اطاعت میخواد، دلشون خشونت میخواد، دلشون سنت میخواد، دلشون اقتدار میخواد، دلشون همرنگی میخواد، دلشون "ما" میخواد.
تمام "فردگرایی" مدرنیته داره فرو میریزه. تمام "عقلانیت" عصر روشنگری داره فرو میریزه، تمام "تحملابهام" دوران شکوفایی علم داره فرو میریزه، تمام "جهانی شدن" عصر اکتشاف داره فرو میریزه، تمام "آزادی" عصر لیبرالیسم داره فرو میریزه، تمام "اومانیسم" عصر رنسانس داره فرو میریزه. احساس میکنم سالهای اول قرن 21ام به اوج دوران انسان رسیدیم و حالا دیگه در سراشیبی سقوط دوباره به "قرون وسطی" هستیم.
چیزی برای گفتن ندارم چون احساس میکنم باید در این جنگل قرون وسطی، یک کلبه دور از چشم برای خودم بسازم و زنده بمونم. چیزی برای گفتن ندارم چون میترسم. از همشون میترسم. چرا ساکتم؟ چون صدای شکستن استخوانهای تمدن را میشنوم. باید زنده موند...همین...
https://www.youtube.com/watch?v=dz1xmc1VPzo
1 104
✅خوب بچهها دارم برای خودم یک سری پادکست با استفاده از notebooklm میسازم. احتمالا بیشتر از 15 اپیزود بشه و هربار درباره یکی از راههای سرمایهگذاری در ایران درش صحبت میشه. میخوام اینجا برای شما هم شیر کنم. واضح هست که من رشتهام اقتصاد نیست و اطلاعات چندانی ندارم. صرفاً منابع به notebooklm میدم و نتیجهاش با شما هم شیر میکنم. زیر پستها نظرتون باهم به اشتراک بذارید تا یک همافزایی مفید صورت بگیره.
* قبلیها که شبیهش خودم نوشته بودم را پاک کردم.
1 104
✅ برای شما هم حس شیرینش دوباره زنده شد؟ :)) چقدر امروز خوب بود :)) البته با این تفاوت که اینبار دو دسته دارن آزارمون میدون 🙃
#جهان_ترانه_میشود
1 104
Repost from آرمان مهراوران
https://youtu.be/J-SHgZ1XPXs?si=-2fs4ypXXkZy94Q7
تو این گفتوگو دکتر ایمن و دکتر مایک بر سر تصویربرداری مغزی برای تشخیص و مداخله در اختلالات روانپزشکی بحث میکنن. دکتر ایمن رو احتمالا بشناسید ولی اگر نمیشناسید باید بگم یکی از معروفترین افرادیه که سالهای زیادی از عمرش رو صرف مطالعه مغز و مقایسه مغز افراد در اختلالات مختلف کرده. دکتر مایک هم یک پزشکه که من بار اول بود میدیدمش ولی ظاهرا تلاش زیادی برای معرفی پزشکی مبتنی بر شواهد داره و تو کانال یوتیوبش مباحث مختلف پزشکی رو به زبان ساده به بحث میذاره.
ادعای اصلی دکتر ایمن اینه که بیماریهای ذهنی(Mental illnesses) در واقع بیماریهای مغزی (Brain illnesses) هستن و تمرکز ما در روانپزشکی باید از مصاحبه و مشاهده و پرسشنامه برداشته بشه و اولویت اصلی باید تصویربرداری مغزی باشه. اون همچنین داروهای روانپزشکی رو نقد میکنه و میگه ما بجای این داروها باید از مکملهای غذایی استفاده کنیم تا بتونیم عملکرد مغز رو بهبود ببخشیم.
در طرف مقابل اما دکتر مایک به این موضوع اشاره میکنه که دکتر ایمن داره با قطعیت ادعایی رو مطرح میکنه که براش مداخله تصادفی کنترلشده (RCT) نداره. اون همچنین این نقد رو به دکتر ایمن وارد میکنه که چطور میتونه داروهای روانپزشکی رو نقد کنه ولی خودش مکملهای غذاییای رو بفروشه که بر ایدهای مبتنی هستن که براش RCT انجام نداده. اون همچنین به این موضوع میپردازه که چرا بنیادهایی مثل انجمن روانپزشکی آمریکا، آکادمی نورولوژی آمریکا و جامعه پزشکی هستهای هیچکدوم این رویکرد دکتر ایمن رو واجد صلاحیت علمی نمیدونن. دکتر ایمن اما استدلالش اینه که ایدهش یک ایده انقلابیه و این ارگانها بخاطر مسائل مالی و سوگیریهاشون حاضر نیستن تصویربرداری مغزی رو به عنوان ابزار اصلی برای تشخیص و مداخله به رسمیت بشناسن. اگر این بحث براتون جذابه پیشنهاد میکنم که این مناظره رو ببینید.
1 104
من امشب بهطور کامل اپلاسیون شدم:
یکی شب اولی که تازه ChatGPT اومده و استفاده کردم
یکی شب اولی که میدجرنی کار کردم
یکی شب اولی که NotebookLM اومد
یکی شب اولی که Veo3 اومد
و حالا این پنجمین شبی هست که پشمی واسم باقی نمیمونه از پرش ناگهانی هوش مصنوعی
1 104
بچهها فعلا قصد ندارم از غیبت کبری خارج بشم و خیلی مشغولم، فقط گفتم حواستون باشه مدل Nano Banana Pro در جمنای غافل نشید که باورنکردنیه!
1 104
✅ بچهها اگر کلینیکی، شرکتی جایی دیدید بهتون پروبال میدن و میگن بهبه و چهچه و بیا اصلاً این قسمت شرکت واسه تو و هرکاری دوست داری بکن و مسئولیتش کامل به تو میدیم و بیا اصلاً ما از ایدههای جدید استقبال میکنیم و غیره، احتمال بگا رفتنتون خیلی زیاده.
قضیه اینه که میخوان واسشون خرحمالی کنید. فرض کنید یک کلینیک بهتون پیشنهاد میده بیا یک سری سخنرانی با محوریت روانکاوی برگزار کنیم و شما هم مسئولش باش.
شما دور از جون مثل سگدوندگی میکنی و عرق میریزی و خرحمالی میکنی و غرها را تحمل میکنی و جلسات هماهنگ میکنی و برنامهریزی میکنی و پوستت کنده میشه، آخرم چندرغاز هم دستتو نمیگیره. خوب پیش بره به نام اون کلینیک تمام میشه و سودش برای اون کلینیک هست و بد پیش بره تو را میاندازن جلو.
شرکتها اصلاً میمیرن واسه دانشجوی ارشد و دانشجوی تازهفارغالتحصیل شده! اینا تجربه ندارن و قشنگ خوراک خرحمالی هستند. قشنگ خوراک اینن بهتون پروبال بدن و کیف کنید و فکر کنید "اوووه! من دارم یک کار مهم میکنم"، بعد میفهمید فقط وقتتون تلف کردید. نه اعتباری واستون آورده و نه پولی دستتون گرفته.
فکر میکنید یک مسئولیت علمی و اجرایی مهم دارید، در صورتی که فقط دارید خرحمالی بیفایده میکنید. فکر میکنید آزادی عمل دارید ولی بالعکس میخوان هیچ کمکی بهتون نکنن و هیچ پولی ندن اسمشو میذارن آزادی عمل! با کلماتی مثل "رزومهسازی" و "فرصت یادگیری" فریبتون میدن. بچههای تازه فارغالتحصیل هنوز مرزهای حرفهای را نمیشناسند و میتونن کولهباری از مسئولیتها را بهتون بدن که وظیفهتون نیست انجام بدید.
❌ در بازار هیچچچچ ملاکی غیر از پول وجود نداره. از همون ابتدا باید سهم شما در هر پروژهای مشخص بشه و قرارداد کتبی نوشته بشه. باید حدود مسئولیت شما مشخص بشه. درصد سود در آینده به درد لای جرز میخوره، از همون اول باید حقوق بگیرید! بعداً حساب میکنیم و نگران نباش و مطمئن باش راضی نگهت میداریم را شیاف کنید و در باسنشون فرو کنید.
1 104
تا حالا شده یک نفر که صاحب یک شرکت، یک کلینیک و غیره هست بهتون بگه:
بیا فلان پروژه توی شرکت/کلینیک ما انجام بده، ما هم دستتو باز میذاریم، هرکاری دوست داری بکن، مسئولیتش کامل به خودت میدیم.
1 104
✅ طرح دادستان تقریباً به انتهای کارش داره میرسه و به زودی گزارشش آماده میکنم. فکر نمیکنم سال دیگه دوباره بتونم برگزار کنم :) نه بهخاطر خودم، خودم که دو هفته بسیار بسیار سخت و فشرده پشت سر گذاشتم و حتی جلسات رواندرمانی خودم را از دست دادم و وقت نکردم برم؛ بلکه به این خاطر که به خاطر سواستفادههای برخی بچهها دیگه فکر نمیکنم مدرسانی که در این طرح بودن مجدد تمایلی به همکاری داشته باشند :))
مسلماً تعداد افرادی که سواستفاده کردند بسیار کم بود ولی همون تعداد کم وقتی در چنین طرحی باشه به شدت توی چشم میزنه و باعث بدبینی به کل طرح میشه. متاسفانه برخیشون دوبار پیام دادن، برخیشون از چیزایی که بهشون داده شد استفاده نکردند و حتی لایسنسشون وارد نکردن، برخیشون که نوبت مشاوره داشتند تماس نگرفتند و غیره.
آره آره میدونم میگید آقای یاورزاده دمت گرم و تو تلاشت کردی و غیره، میدونم میگید مطمئن باش به خیلیها کمک کردی و غیره! آره حاجی میدونم. مسئله اینه فکر نمیکنم روم بشه به مدرسان دوباره پیام بدن و چنین اتحاد گستردهای ایجاد کنم.
اگر سال دیگه برگزار کنم فقط خودم برگزار میکنم و البته با شرایط بسیار سختگیرانهتری که درنظر گرفتم.ژ
1 104
Repost from چُراز
🔸 بررسی علمی سرمایهگذاری روی طلا و روشهای مختلف سرمایهگذاری
🔹 طلا از گذشته، یکی از مطمئنترین گزینههای سرمایهگذاری برای ایرانیها بوده و در سالهای اخیر هم با شدت گرفتن تورم، بیثباتی اقتصادی و افزایش تنشهای خارجی، طلا بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است.
اما صندوقهای طلای بورسی چه مزایا و معایبی نسبت به خرید فیزیکی طلا دارند؟
در انتخاب صندوق طلا، باید به چه نکاتی توجه کنیم؟
00:00 مقدمه و مرور قسمتهای قبل
01:41 معرفی چراز اینوست
02:35 معرفی اسپانسر ویدیو
03:34 دوگانه طلا؛ از گنجینه داریوش تا تورم اسپانیا
04:41 چطور طلا پناه سرمایهی ایرانیها شد؟
06:18 مزایا و معایب خرید طلای فیزیکی
08:38 صندوقهای طلا پشتوانه فیزیکی دارند؟
10:07 ریسک صندوقهای طلا
10:43 زمان معاملات صندوقهای طلا
11:02 مزایای صندوقهای طلا
11:43 مفهوم حباب طلا و نحوه محاسبه آن
14:53 چرا سکه و طلا حباب میگیرند؟
15:33 آربیتراژ گرفتن از طلا چگونه است؟
16:31 صندوقهای طلا هم حباب دارند؟
16:54 نکات مهم در انتخاب صندوقهای طلا
18:46 رشد خیرهکننده صندوقهای طلا از ۹۶ تا ۱۴۰۴
20:12 سبقت طلا از دلار در ذخایر بانکهای مرکزی دنیا
21:05 جنگ، ناامنی و تغییر روند سرمایهگذاری مردم
@choraz
مجموعه آموزش سواد مالی، با حمایت گروه آگاه تهیه شده است. آگاه با نزدیک به ۲۰ سال سابقه حرفهای در بازار سرمایه، خدمات متنوعی از جمله کارگزاری، تامین مالی، سبدگردانی اختصاصی و همچنین صندوقهای سرمایهگذاری را ارائه میکند.
اگر علاقهمندید اطلاعات بیشتری درباره گزینههای سرمایهگذاری گروه آگاه مثل صندوقهای درآمد ثابت یا سهامی کسب کنید، میتوانید به این لینک سر بزنید.
1 104
✅ سلام بچهها خیلی مشغله دارم فرصت نکردم ادامهاش بنویسم هنوز؛ علیالحساب آب دستتون بذارید زمین و این را ببینید 👈
1 104
عزیزان من بیدلیل یاورزاده نشدم. چیزی که شما از رو میخونید من از برم. وقتی الان عضو میشید نشون میده.
از اعضای سابق و وفادار کانالم اگر کسی ایمیلش خونده نشده باشه بررسی دوباره میکنم.
1 104
#موقت
کسی اینجا هست از بچههای کانال خودم طرح دادستان قبول نشده باشه؟ لطفا کامنت بذاره
