مسیر اوج | Masir Owj
前往频道在 Telegram
خودشناسی | ذهنآگاهی | رشد فردی برای ساختن نسخهای آگاهتر از خودت 🌱 با هم یاد میگیریم، تجربه میکنیم و رشد میکنیم.
显示更多📈 Telegram 频道 مسیر اوج | Masir Owj 的分析概览
频道 مسیر اوج | Masir Owj (@masir_owj) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 49 447 名订阅者,在 宗教与灵性 类别中位列第 1 096,并在 伊朗 地区排名第 6 962 位。
📊 受众指标与增长动态
自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 49 447 名订阅者。
根据 09 九月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -5 416,过去 24 小时变化为 -103,整体触达仍然可观。
- 认证状态: 未认证
- 互动率 (ER): 平均受众互动率为 14.73%。内容发布后 24 小时内通常能获得 6.67% 的反应,占订阅者总量。
- 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 7 290 次浏览,首日通常累积 3 299 次浏览。
- 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 237。
- 主题关注点: 内容集中在 کائنات, وقت, چیز, دروازه, خداوند 等核心主题上。
📝 描述与内容策略
作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“خودشناسی | ذهنآگاهی | رشد فردی
برای ساختن نسخهای آگاهتر از خودت 🌱
با هم یاد میگیریم، تجربه میکنیم و رشد میکنیم.”
凭借高频更新(最新数据采集于 10 九月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 宗教与灵性 类别中的关键影响点。
49 441
订阅者
-10324 小时
-8237 天
-5 41630 天
帖子存档
49 416
,
ما در آمادهسازی زندگی بسیار واردیم،
اما در زندگی کردن نه.
ما میدانیم چگونه ۱۰ سال را فدای یک دیپلم کنیم
و آمادهایم بسیار سخت کار کنیم تا یک شغل، ماشین، خانه و غیره به دست آوریم.
اما در یادآوری اینکه در این لحظه حاضر زندهایم مشکل داریم؛ در یادآوری این تنها لحظهای که در آن زندهایم.
#تیچ_نات_هان
#حالا_اکنون_حضور
#استمرار
49 416
مراقبه چیزی است که باید همراه همیشگی شما شود بنابراین روش من به گونهای است که هیچ چیز را مختل نمیکند
مثلاً من دارم با شما صحبت میکنم، روش من این است که وقتی با شما صحبت میکنم، کاملاً از آنچه میگویم و به چه کسی میگویم، آگاه هستم.
هر حرکت دست من با آگاهی کامل است.
بنابراین هر کاری که انجام میدهید چه در خیابان قدم میزنید و چه در دریاچه شنا کنید انجام دهید اما از فعالیت خود آگاه باشید آنگاه میتوانید ۲۴ ساعت در مراقبه باشید و زمانی که بتوانید ۲۴ ساعته در مراقبه باشید تمام مراقبههای نیم ساعته بازی میشوند، فقط داری خودت را گول میزنی.
مراقبه چیزی است که باید همراه همیشگی شما شود.
به زودی دوره مراقبه رونمایی میشه برای کسانی که میخوان مراقبه رو شروع کنن . یه قلب بزار برای اعلام آمادگیت ❤️
@masir_owj
49 416
تعدادی حشره کوچولو تو یه برکه، زیر آب زندگی می کردن. اونا تمام مدت میترسیدن از آب بیرون برن و بمیرن.
یه روز یکیشون بر اساس ندای درونیش از ساقه یک علف شروع به بالا رفتن کرد، همه فریاد می زدن که: نرو مرگ تنها چیزیه که عایدت میشه، چون هر حشره ای که بیرون رفته بود برنگشته بود.
وقتی حشره به سطح آب رسید نور آفتاب تن خسته ش رو نوازش کرد، اون که از فرط خستگی دیگه رمقی نداشت روی برگ یه گیاه خوابید.
وقتی از خواب بیدار شد به یه سنجاقک تبدیل شده بود!
حس پرواز پاداش بالا آمدنش بود…
سنجاقک بر فراز برکه شروع به پرواز کرد و پرواز چنان لذتی بهش داد که با زندگی محصور در آب قابل مقایسه نبود.
خواست که برگرده و به دوستاش بگه که بالای اون ساقه ها کسی نمی میره ولی نمی تونست وارد آب شه چون به موجود دیگه ای تبدیل شده بود.
نظرتون چیه ؟ ❤️ کد رو پیدا کردید ؟
@masir_owj
49 416
مسیر زندگی هر کسی داستان خودش را دارد
وقتی درک کنیم که مسیر زندگی هر شخصی با دیگری متفاوت است، سبکبالتر زندگی میکنیم. پر از قدردانی هستیم. سرشار از شادمانی هستیم. مملو از احساس فراوانی هستیم. فقط زندگیست، با مسیر خودش، با سرعت خودش، با درسهای خودش.
هر انسانی، پشت نتایجی که میبینیم، سالها تجربه، تلاش، یادگیری، کاوش و کشف دارد. شاید فردی را میبینیم که در یک لحظه، موفق و خوشبخت به نظر میرسد. اما نمیدانیم که سالها در مسیر رشد قدم زده، بارها تجربههای تازه کسب کرده، بارها با قدرت ادامه داده، تا به اینجا رسیده. هیچکس یکشبه به جایی نمیرسد. هیچ موفقیتی، بدون سالها تلاش و صبر، شکل نمیگیرد.
خداوند، مسیر هیچ دو انسانی را شبیه هم قرار نداده. این یک حکمت عمیق الهیست. چون هر کس، درسهای خاص خودش را باید بیاموزد. هر کس، رشد خاص خودش را باید تجربه کند. هر کس، با مسیر خودش، به مقصد خودش میرسد. و این مقصد، برای هر کس متفاوت است.
مقصد یک نفر، شادی و آرامش درون است. مقصد دیگری، خدمت به خلق است. مقصد دیگری، کشف استعدادهایش است. هیچکس شبیه دیگری نیست. و همین، زیبایی زندگیست.
وقتی این حقیقت را بفهمیم و بپذیریم، با آرامش میپذیریم که هر کس در زمان خودش به جایگاهش میرسد. با شادمانی میپذیریم که مسیرمان با دیگران متفاوت و منحصربهفرد است. با مهربانی با خودمان رفتار میکنیم.
فقط در مسیر خودمان قدم برمیداریم. با اعتماد به نفس. با آرامش درون. با لذت.
و یک روز، وقتی به گذشته نگاه میکنیم، میبینیم که چقدر زیبا و کامل، هر قدم ما در جای خودش بوده. هر تجربه، هر درک تازه، هر موفقیت، همه در جای خودش.
و این فهم، بزرگترین آرامش زندگیست.
@masir_owj
49 416
این است زندگی:
تو زیبا نیستی این سن توست که زیباست
مهم نیست چه شکلی هستی یا رنگ پوستت چیست چون همه چیز با افزایش سن تغییر میکند.
در نهایت چیزی که نیاز داری دستی برای گرفتن است نه اندامی بی نقص و چهره ای زیبا هر کسی به شیوه ی خودش زیباست.
تو چاق لاغر کوتاه زشت سیاه یا سفید نیستی تو خودت هستی و همین عالی است.
هیچ کس را بر اساس ظاهر موقتش قضاوت نکن.
@masir_owj
49 416
❣️یک دقیقه مطالعه
می گویند: روزی مولانا، شمس تبریزی را به خانه اش دعوت کرد.
شمس به خانه ی جلال الدین رومی رفت و پس از این که وسائل پذیرایی میزبانش را مشاهده کرد از او پرسید: آیا برای من شراب فراهم نموده ای؟
مولانا حیرت زده پرسید: مگر تو شراب خوار هستی؟!
شمس پاسخ داد: بلی!
مولانا: ولی من از این موضوع اطلاع نداشتم!!
ـ حال که فهمیدی برای من شراب مهیا کن.
ـ در این موقع شب، شراب از کجا گیر بیاورم؟!
ـ به یکی از خدمتکارانت بگو برود و تهیه کند.
– با این کار آبرو و حیثیتم بین خدام از بین خواهد رفت.
– پس خودت برو و شراب خریداری کن.
- در این شهر همه مرا میشناسند، چگونه به محله نصاری نشین بروم و شراب بخرم؟!
ـ اگر به من ارادت داری باید وسیله راحتی مرا هم فراهم کنی چون من شب ها بدون شراب نه میتوانم غذا بخورم، نه صحبت کنم و نه بخوابم.
مولوی به دلیل ارادتی که به شمس دارد خرقه ای به دوش می اندازد، شیشه ای بزرگ زیر آن پنهان میکند و به سمت محله نصاری نشین راه می افتد.
تا قبل از ورود او به محله مذکور کسی نسبت به مولوی کنجکاوی نمیکرد اما همین که وارد آنجا شد مردم حیرت کردند و به تعقیب وی پرداختند.
آنها دیدند که مولوی داخل میکده ای شد و شیشه ای شراب خریداری کرد و پس از پنهان نمودن آن از میکده خارج شد.
هنوز از محله مسیحیان خارج نشده بود که گروهی از مسلمانانِ ساکنِ آنجا، در قفایش به راه افتادند و لحظه به لحظه بر تعدادشان افزوده شد تا این که مولوی به جلوی مسجدی که خود امام جماعت آن بود و مردم همه روزه در آن به او اقتدا می کردند رسید.
در این حال یکی از رقیبان مولوی که در جمعیت حضور داشت فریاد زد: "ای مردم! شیخ جلاالدین که هر روز هنگام نماز به او اقتدا میکنید به محله نصاری نشین رفته و شراب خریداری نموده است."
آن مرد این را گفت و خرقه را از دوش مولوی کشید. چشم مردم به شیشه افتاد!
مرد ادامه داد: "این منافق که ادعای زُهد میکند و به او اقتدا میکنید، اکنون شراب خریداری نموده و با خود به خانه میبرد!"
سپس بر صورت جلاالدین رومی آب دهان انداخت و طوری بر سرش کوفت که دستار از سرش باز شد و بر گردنش افتاد.
زمانی که مردم این صحنه را دیدند و به ویژه زمانی که مولوی را در حال انفعال و سکوت مشاهده نمودند یقین پیدا کردند که مولوی یک عمر آنها را با لباس زهد و تقوای دروغین فریب داده و درنتیجه خود را آماده کردند که به او حمله کنند و چه بسا به قتلش رسانند.
در این هنگام شمس از راه رسید و فریاد زد: "ای مردم بی حیا! شرم نمیکنید که به مردی متدین و فقیه تهمت شرابخواری میزنید؟ این شیشه که میبینید حاوی سرکه است زیرا که هرروز با غذای خود تناول میکند "
رقیب مولوی فریاد زد: "این سرکه نیست بلکه شراب است"
شمس در شیشه را باز کرد و در کف دست همه ی مردم از جمله آن رقیب قدری از محتویات شیشه ریخت و بر همگان ثابت شد که درون شیشه چیزی جز سرکه نیست.
رقیب مولوی بر سر خود کوبید و خود را به پای مولوی انداخت، دیگران هم دست های او را بوسیدند و متفرق شدند.
آنگاه مولوی از شمس پرسید: برای چه امشب مرا دچار این فاجعه نمودی و مرا مجبور کردی تا به آبرو و حیثیتم چوب حراج بزنم؟
شمس گفت: برای این که بدانی آنچه که به آن می نازی جز یک سراب نیست، تو فکر میکردی که احترام یک مشت عوام برای تو سرمایه ایست ابدی، در حالی که خود دیدی، با تصور یک شیشه شراب همه ی آن از بین رفت و آب دهان به صورتت انداختند و بر فرقت کوبیدند و چه بسا تو را به قتل می رساندند.
این سرمایه ی تو همین بود که امشب دیدی و در یک لحظه بر باد رفت. پس به چیزی متکی باش که با مرور زمان و تغییر اوضاع از بین نرود.
دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ
ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ
دانی که پس از مرگ چه ماند باقی
عشق است و محبت است و باقی همه هیچ.
@masir_owj
49 416
گاهی تأخیرها نشانهی رد شدن نیست
نشانهی آماده شدن تو برای هدیهای بزرگتر است
وقتی همهچیز تاریک به نظر میرسد، همان لحظه
میتواند آغاز روشنترین فصل زندگیات باشد
به خدا تکیه کن، امیدت را نگه دار، و مطمئن باش که
دستهای مهربانش هنوز مشغول ساختن
معجزهای برای توست
@masir_owj
49 416
Repost from توحید مرادی
مؤسسه مهرِ شمس رویان برگزار می کند:
موضوع : نیمه تاریک وجود
مدرس : توحید مرادی
مدت دوره : ۶ جلسه
حضوری و آفلاین
زمان : دوشنبه هاساعت ۱۷:۳۰ الی ۱۹
شروع دوره : ۱۶ شهریور ماه ۱۴۰۵
مکان : حوالی میدان فردوسی
مؤسسه فرهنگی مهر شمس رویان
برای اطلاعات تکمیلی لطفا به کانال تلگرام مراجعه کنید ویا با شماره یِ 09368783431تماس بگیرید .
@mehreshamsrooyan
کانال 👇👇👇
@MehreShamsRooyann
@towhid_moradi1
49 416
از آنچه که هستید فرار نکنید ؛ شما کتابی نخوانده ای هستید ، که بکر مانده است و به قصه دیگران گوش می کنید ،
همین امر برای شما مثل لا لایی برای خوابیدن است .
شما در موردِ همه چیز می دانید ؛
در مورد خدا
در مورد مراقبه
در مورد روح
در مورد عشق .....
اما در مورد خویش نمی دانید ؛ مدام سرگردان هستید تا دیگری بگوید ، کیستی.
@masir_owj
49 416
در زمان درست، در مکان درست
آدمهایی را دیدهاید که همیشه همه اتفاقات زندگی برایشان روی روال درست پیش میرود و خیلیها آن را شانس مینامند.
اما واقعیت چیز دیگریست. باورهای درست این آدمها باعث میشود در مسیر درست، اتفاقات درست برایشان رقم بخورد.
کسی که باور دارد جهان از او حمایت میکند، با چشمانی باز قدم برمیدارد و نشانهها را میبیند.
کسی که خودش را لایق بهترینها میداند، در لحظه تصمیمگیری، شجاعت انتخاب را پیدا میکند.
این باورها، مثل قطبنمایی درونی عمل میکنند که ما را به سمت مسیر درست هدایت میکنند.
باورهای درست، قابل یادگیری هستند. هر بار که به جای تردید، اعتماد را انتخاب میکنیم، در حال ساختن زندگیای هستیم که در آن، در زمان درست، در مکان درست قرار میگیریم.
نه به خاطر شانس، بلکه به خاطر باوری که خودمان کاشتهایم.
@masir_owj
49 416
قانون رهایی به ما میآموزد که بیشتر دردها و رنجهای ما، از مقاومت درونیمان سرچشمه میگیرند.
ما با واقعیت میجنگیم. با گذشته میجنگیم. با آدمها میجنگیم. با خودمان میجنگیم. و در این جنگیدن، انرژیمان را از دست میدهیم.
اما وقتی میایستیم و فقط نگاه میکنیم، وقتی بدون قضاوت و جنگ، واقعیت را همانطور که هست میپذیریم، آرامش عمیقی در ما شکل میگیرد. این آرامش، همان رهاییست.
نه رهایی از چیزی، بلکه رهایی در چیزی. رهایی در لحظه حال. رهایی در پذیرش. رهایی در بودن.
@masir_owj
49 416
.
بخشی از کتاب
قانونِ هستی بدون لبهست.. تو هم دایره باش و بچرخ، وگرنه لبههات در مسیر زندگی، مدام به در و دیوار میگیره، تکهتکه ازت کنده میشه! و این، بارها و بارها تکرار میشه؛ درد میکِشی و انرژی از دست میدی. هر وسواسی یجور لبهست، هر تعصب و گیری که به خودت و دیگران داری، گیر نکن.. مثل چرخ، دایرهوار، فقط بچرخ و رد شو.. دایره باشو بچرخ
.
📚رمان «رهایی روی نقطه صفر» کتابی از جنس خودآگاهیِ معنوی. اثر فرجود جلوه
.
داستان
زن و مردی که از هیچ، دوباره آغاز میکنند؛ در مسیر یافتن راز نقطه صفر همراه میشوند.. قدم به قدم با ترسها، زخمها، و سایههای پنهان درونشان روبهرو میشوند. گاهی شکست میخورند، اما دوباره برمیخیزند.
.
✅ کتاب در ۳۳۵ صفحه. ارسال در حداقل زمان به تمام نقاط کشور.
✅ مبلغ جلد ۷۲۰ ت.
قیمت مربوط به چاپ سال گذشته است و بنابه شرایط سختِ معیشتی، هنوز افزایش نرخی اعمال نشده.
✅ امکان تهیه کتاب «رهایی روی موج آگاهی» از این نویسنده
.
سفارش از طریق تلگرام
@Artstone11
اطلاعات بیشتر در صفحه اینستاگرام
instagram.com/sound_of_stones
49 416
وقتی جفت روحی خود را ملاقات کردید،
خواهید فهمید که چرا همه چیز با هرکس دیگری درست نشد..
@masir_owj
49 416
گاهی چیزی که اسمش رو “مشکل” گذاشتیم…
در واقع داره درِ یه سطح عمیقتر از آگاهی رو هل میده.
ما عادت کردیم موانع رو حذف کنیم، دور بزنیم،
یا ازشون فرار کنیم.
اما یه زاویه دیگه هم هست:
اگه همون چیزی که جلوت رو گرفته،
در واقع داره بهت نشون میده کجا باید بیدارتر بشی چی؟
ذهن معمولاً مقاومت میکنه، چون نمیخواد با چیزی
روبهرو بشه که تصویر قدیمیش رو به هم میزنه.
اما دقیقاً همونجا،
نقطهی تغییر شروع میشه.
نه بیرون از تو…
بلکه در نوع دیدن تو.
🎬 این ویدئو رو ذخیره کن واسه مواقعی که
به مشگل خوردی...
#اکهارت_تله
