OPENBOOK
前往频道在 Telegram
556
订阅者
+6624 小时
+1857 天
+19130 天
帖子存档
605
«خستگی همیشه از کار نمیآید؛
گاهی از حمل کردن چیزی میآید
که هیچکس نمیبیند.»
#چارلز_بوکوفسکی
605
بعضی وقتا آدمی که ناراحته گريه نميكنه،
ولى مثلا كليد یا وسايلاشو جا ميذاره،
یهو ليوان ازدستش ميوفته،
به يه نقطه خيره ميشه،
چاییش سرد ميشه،
و وقتی باهاش حرف ميزنى؛
میگه ببخشيد نفهميدم ميشه يه بار دیگه بگی؟
605
کتاب اتاق شماره 6، اثری نوشتهی آنتون چخوف است که اولین بار در سال 1892 انتشار یافت. مردی آرمان گرا به نام دکتر رابین، مسئول یک آسایشگاه روانی در حومهی شهر است و بر گروهی از بیماران نظارت میکند؛ بیمارانی که انگار بازتابی از تمام انسانها و به خصوص جامعهی روسیه هستند. دکتر رابین که به دنبال یافتن پاسخ برای سوالهایی ژرف است، هم با کارکنان آسایشگاه و هم با بیماران وارد گفت و گو میشود و تلاش میکند تا به درکی بهتر از زندگی خود و تغییرات آن برسد. اما به تدریج مرز میان پزشک و بیمار محو و محوتر میشود. کتاب اتاق شماره 6 با بیان دغدغههای چخوف در رابطه با نگاه جامعه به بیماران روانی، داستانی تکان دهنده دربارهی معنای هستی بشر را به مخاطبین ارائه میکند.#اتاق_شماره_۶ #آنتوان_چخوف 📚@openbookii
605
"گیجکنندهترین اقدامی که علیه خویش میتوانیم بکنیم، این است که بکوشیم قلبمان را به چیزی قانع کنیم که مغزمان میداند یک دروغ بزرگ است."
#آلفرد_آدلر
605
تنها که میماند، سخت افسرده بود و میخواست کسی را صدا کند تا همدمش باشد اما از پیش میدانست که با دیگران حالش از اینکه بود بدتر میشد.
#مرگ_ایوان_ایلیچ
#تولستوی
☕️@openbookii
605
کتاب مرگ ایوان ایلیچ، رمانی نوشتهی لئو تولستوی است که اولین بار در سال 1886 به چاپ رسید. این رمان که به عنوان یکی از برترین شاهکارهای ادبیات در رابطه با موضوع مرگ در نظر گرفته میشود، به داستان قاضیای میپردازد که در طول زندگی خود، به اجتناب ناپذیری مرگ، تنها در حد فکری گذرا اندیشیده است. اما یک روز، مرگ حضور خود را اعلام میکند و او با حیرت و سرگشتی فراوان مجبور میگردد که با میراییِ خود رو به رو شود. تولستوی در این کتاب از مخاطبین میپرسد: انسانی نه چندان متفکر، چگونه با تنها لحظهی حقیقی در زندگیاش مواجه خواهد شد؟ کتاب مرگ ایوان ایلیچ، نگاهی بسیار جذاب و گاهی اوقات دلهره آور به پرتگاه مرگ است و علاوه بر این، به مخاطبین نوید میدهد که می توان در هر لحظه از زندگی به آرامش روحی و معنوی رسید.#مرگ_ایوان_ایلیچ #لئو_تولستوی 📚@openbookii
605
مشغول قتلعام روزها هستم.
اندوه که از حد بگذرد ، دیگر مهم نیست بودن یا نبودن ، دوست داشتن یا نداشتن
غرق میشوی در سکوت. جای گله از کسی هم نیست. اشتباه از همان روز تولدم بود...
#صادق_هدایت
@openbookii
605
انگار باید بخوره تو ذوقت تا بفهمی که همه مثل تو نیستن، همه توی خانوادهای بزرگ نشدن که چشم و دل سیر باشن، همه توی خانوادهای بزرگ نشدن که محبت اولویتشون باشه، همه توی خانوادهای بزرگ نشدن که توقع رو فقط از خودشون داشته باشن، همه با اصالت نیستن، بله باید بخوره تو ذوقت وگرنه هیچوقت درکش نمیشی...
