626
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天
帖子存档
626
اگه بخوام از چِشمات بگم باید بگم، مثلِ " Mehyad " که میگه چشمات منو نجاتم میداد.
یا مثل " Arta " که میگه سه چهار صبح فقط منو آروم میکرد چشمای تو.
یا مثل " Vinak " که میگه چشمات حبس داره قد سلاح گرم.
یا مثل " Koorosh " که میگه طلوع ماهُ دیدم تو سیاهیه چشات.
