ch
Feedback
خیال‌است‌دیگر'

خیال‌است‌دیگر'

前往频道在 Telegram

آخر چاره‌ای نیست خیال است دیگر.

显示更多
2 141
订阅者
+224 小时
-147
+31830

数据加载中...

吸引订阅者
七月 '26
七月 '26
+9
在7个频道中
六月 '26
+450
在14个频道中
Get PRO
五月 '26
+164
在9个频道中
Get PRO
四月 '26
+1
在0个频道中
Get PRO
三月 '26
+2
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+371
在17个频道中
Get PRO
一月 '26
+147
在11个频道中
Get PRO
十二月 '25
+615
在44个频道中
Get PRO
十一月 '25
+904
在8个频道中
Get PRO
十月 '250
在47个频道中
Get PRO
九月 '250
在3个频道中
Get PRO
八月 '250
在1个频道中
Get PRO
七月 '250
在0个频道中
Get PRO
六月 '250
在0个频道中
Get PRO
五月 '250
在0个频道中
Get PRO
四月 '250
在0个频道中
Get PRO
三月 '250
在0个频道中
Get PRO
二月 '250
在0个频道中
Get PRO
一月 '250
在0个频道中
Get PRO
十二月 '240
在0个频道中
Get PRO
十一月 '24
+38
在0个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
02 七月+6
01 七月+3
频道帖子
Repost from ارغـوانـ
“میدونی چقدر نادره کسی رو پیدا کنی که حتی برای یک لحظه کوتاه، دنیا رو دقیقا مثل تو ببینه؟”

2
-کیفَ لایُزهر قلبي و انتَ المطر؟ «و درحالي که تو باراني؛ چگونه قلبم شکوفه نزند..»
149
3
«همه چیز که به سن و زمان وابسته نیست عزیزمن. گاهی آدمیزاد در طی دو هفته چیزی را تجربه می‌کند و می‌آموزد و به درجه‌ای می‌رسد که یک انسان تا هفتاد سالگی هم ممکن است همچنان به جایگاه او نرسد.» -غزل‌حمیدی
222
4
"یک جا به کنارِ تو ارزد به جهان با غیر."
81
5
اتفاقاً نجات‌دهنده، دقیقا همون آدمِ توآینه‌س چون غیرازخودش، هیچی و هیشکی نمیتونه نجاتش بده.
99
6
باز با گریه به آغوشِ تو بر می‌گردم،چون غریبی که خودش را برساند به وطن
668
7
没有文字...
363
8
چشمانت رفتند؛ امّا نگآهت هنوز اینجاست..
115
9
گر چه او هرگز نمی‌گیرد ز حال ما خبر درد او هر شب خبر گیرد ز سر تا پای ما. •صائب تبریزی•
91
10
اتفاقاً نجات‌دهنده، دقیقا همون آدمِ توآینه‌س چون غیرازخودش، هیچی و هیشکی نمیتونه نجاتش بده.
112
11
-اُحبُّ فیك تفصیلاً لایهتم فیها احد «من عاشقِ جزئیات تو هستم؛ که هیچکس به آن اهميت نمي دهد..»
148
12
یادآوری امروز: «تو دنیایی که ممکنه تورو به هزار جهت بکشونه، به نوری که درونت هست محکم بچسب؛ اون راه رو می‌شناسه.»
109
13
نوشته‌بود:" خیال می‌کنی نهنگ‌ها نمی‌دانند آمدن به ساحل یعنی مرگ؟ خیال میکنی‌ به عاقبتش فکر نکردم که گفتم دوستت دارم؟! "
94
14
کسی که میدونه تو از چی خوشت میاد و برات انجامش میده تو یه سطح دیگه از خوب بودنه، مراقبش باش.
90
15
دیدار شهریار و سایه و شفیعی کدکنی / ۱۶ خرداد ۱۳۶۶
دیدار شهریار و سایه و شفیعی کدکنی / ۱۶ خرداد ۱۳۶۶
501
16
لیلاجان! فکر می‌کنم اینروزها دردی برایم بدتر از اینکه به هیچ کس و هیچ جا تعلقی ندارم نیست. آن نقطه‌ی امن انگار کیلومتر‌ها از من دور شده. آن شانه‌ی محکم و استوار برای گریستنم نیز کنون حکم رهگذر دارد. چشم‌هایم را می‌بندم و دوباره و دوباره در این هنگام باز به نقطه‌ی وحشیانه‌ی بی پناهی می‌رسم.
250
17
شهر من تار نبود مردمانش همه لبخند مادرانش همه سرخ پدری در غم نان و سبد خانه نبود. خشم در کار نبود کوچه‌اش، کوچه آواز خانه‌اش رنگ درخت رنگ این شهر من هرگز، چنین تار نبود. بوسه‌های عاشقان در خیابان‌های سرد عشق هم در شهر من، ساده نبود. گفتم و گفتم ولی باید نوشت شهر من شهر خیال است، چنین شهر نبود. -آیهان ۷ تیر ۱۴۰۵
1 289
18
شهر من تار نبود مردمانش همه لبخند مادرانش همه سرخ پدری در غم نان و سبد خانه نبود. خشم در کار نبود کوچه‌اش، کوچه آواز خانه‌اش رنگ درخت رنگ این شهر من هرگز، چنین تار نبود. بوسه‌های عاشقان در خیابان‌های سرد عشق هم در شهر من، ساده نبود. گفتم و گفتم ولی باید نوشت شهر من شهر خیال است، چنین شهر نبود.
1
19
-لاتُغَرَّب احداً رآک وَطَنا «آنی که تورو وطن دیده؛ غریب نساز..»
151
20
با رفتارمان زخم می‌زنیم؛ و امیدواریم با کلماتمان ترمیم کنیم، چه هیولایِ پاره وقتی هستی انسان.. -حمید سلیمی./
144