دختری با موهای فرفری👩🏻
前往频道在 Telegram
596
订阅者
-424 小时
-247 天
+28030 天
帖子存档
#پیام_پیامرسان
شب فرا رسیده بود، شبی پر از هیاهو؛
اما در دل او، طوفانی از غم و اندوه میگذشت. چشمانش را به خارج از پنجره دوخته بود، گویی در جستجوی نوری میگشت که بتواند تاریکی درونش را روشن کند.
غمی سنگین بر دلش نشسته بود و تنها در افکارش غرق شده بود؛ او به تنهایی زندگی میکرد، و از کسی دلداری نمیجست.
نویسندهای در خلوت خود بود و تنها سلاحش برای مبارزه با این فغانهای درونی، کلماتی بود که درصفحات نقش بسته بودند. او در دلِ کتابها زندگی میکرد، در دنیای کلمات و جملات؛
بیش از آنچه که تصور کنی، هر کتاب برایش مانند یک دروازه به جهانی دیگر بود، جایی که میتوانست از دامِ غم آزاد شود، جایی که کلمات، جانش را تازه میکردند و مرهمی بر زخمهایش مینهادند.
گویی زندگیاش به این صفحات وابسته بود.
نصف بدی هایی که به آدم میکنید کاملا غیرضروریه، یعنی هیچ سودی برای خودتون نداره ولی بازم بدی میکنید.
#پیام_پیامرسان
اهل فرار کردن نیستم. ولی گاهی اوقات بدجور دلم میخواد هرچی فکر و احساس دارم بذارم تو یه بقچه، بدم دست یکی تو خیابون و فرار کنم.
#پیام_پیامرسان
چیزایی که میتونن حالم و خوب کنن دیگه آدما نیستن، قهوه کتاب و آهنگامان.
#پیام_پیامرسان
«نیاز به رفتن دارم و معلق بودن و محو شدن؛ باید انسان بودن را به پایان برسانم و ابر بودن را آغاز کنم.»
در نهایت تعداد سال های زندگی مهم نیست. بلکه میزان زندگی در آن سالها مهم است.
از آدمایی که وسط چت سرشون مثلگاو میندازن پایین میرن متنفرم
اشغال صبر کن دو دقیقه دارم زر میزنم ها
