ࡅ߭ࡐߊ
前往频道在 Telegram
621
订阅者
无数据24 小时
-37 天
-1330 天
帖子存档
621
سالها بعد
که مشتی خاک از سرزمینت شده ای
باران که میزند بویی به مشام خواهد رسید؛
کاش بوی عشق و امید بلند شود،
نه ترس و ذلت.
621
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضو هارا نماند قرار؛
تو کز محنت دیگران بی غمی
نشاید که نامت نهند آدمی.
621
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضو هارا نماند قرار
تو کز محنت دیگران بی غمی
نشاید که نامت نهند آدمی.
621
چه عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضو هارا نماند قرار
تو کز محنت دیگران بی غمی
نشاید که نامت نهند آدمی.
621
این روزها آدمها
محتاج یک روی خوشاند
یک خدا قوت
یک لبخند
که خستگیِ تنهاییشان در برود؛
محتاج یک رفت و آمدند
یک عطر ماندگار
یک دست که گردِ انتظارشان را بتکاند؛
محتاج یک زنگ تلفناند
یک "کجایی؟"
یک "دلم برایت تنگ شده"
یک "مراقب خودت باش"
یک...
این روزها
چقدر
چقدر آدمها فقیرند.
621
وقتی غمگین هستیم به نظر میرسد این غم همیشگی باشد،به نظر میرسد پایان شب به صبح وصل نمیشود.اما یکی از واقعیت های زندگی این است که هیچ چیز باقی نمیماند؛نه لبخند های از ته دل و نه غم های نفس گیر.
تکه هایی از یک گل منسجم_پونه مقیمی
621
وقتی غمگین هستیم به نظر میرسد این غم همیشگی باشد،به نظر میرسد پایان شب به صبح وصل نمیشود.اما یکی از واقعیت های زندگی این است که هیچ چیز باقی نمیماند؛نه لبخند های از ته دل و نخ غم های نفس گیر.
تکه هایی از یک گل منسجم_پونه مقیمی
