𝖡𝖺𝗌𝗆𝗎
前往频道在 Telegram
189
订阅者
无数据24 小时
-2657 天
-41630 天
数据加载中...
吸引订阅者
三月 '25
三月 '25
+3
在0个频道中
二月 '25
+148
在32个频道中
Get PRO
一月 '25
+576
在27个频道中
Get PRO
十二月 '240
在41个频道中
Get PRO
十一月 '24
+11
在51个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 11 三月 | 0 | |||
| 10 三月 | 0 | |||
| 09 三月 | 0 | |||
| 08 三月 | +1 | |||
| 07 三月 | +2 | |||
| 06 三月 | 0 | |||
| 05 三月 | 0 | |||
| 04 三月 | 0 | |||
| 03 三月 | 0 | |||
| 02 三月 | 0 | |||
| 01 三月 | 0 |
频道帖子
| 2 | —ㅤ𝖭𝗈𝖻︎𝗈𝖽𝗒 𝗀︎𝗂𝗏︎𝖾𝗌 𝗆︎𝖾 𝖻︎𝗎𝗍𝗍𝖾𝗋𝖿︎𝗅︎𝗂𝖾𝗌 𝖺𝗇︎𝗒𝗆︎𝗈𝗋𝖾 𝗒'𝖺𝗅︎𝗅︎ 𝗃︎𝗎𝗌𝗍 𝗀︎𝗂𝗏︎𝖾 𝗆︎𝖾 𝖻︎𝗋𝖺𝗂𝗇︎ 𝖽𝖺𝗆︎𝖺𝗀︎𝖾 . | 17 |
| 3 | —ㅤ𝖭𝗈𝖻︎𝗈𝖽𝗒 𝗀︎𝗂𝗏︎𝖾𝗌 𝗆︎𝖾 𝖻︎𝗎𝗍𝗍𝖾𝗋𝖿︎𝗅︎𝗂𝖾𝗌 𝖺𝗇︎𝗒𝗆︎𝗈𝗋𝖾 𝗒'𝖺𝗅︎𝗅︎ 𝗃︎𝗎𝗌𝗍 𝗀︎𝗂𝗏︎𝖾 𝗆︎𝖾 𝖻︎𝗋𝖺𝗂𝗇︎ 𝖽𝖺𝗆︎𝖺𝗀︎𝖾 . | 2 |
| 4 | ㅤㅤ ㅤㅤ | 1 |
| 5 | 没有文字... | 16 |
| 6 | افتخار میدید پرایوت داشته باشمتون !؟
موزیک تقدیم میشه . | 16 |
| 7 | 没有文字... | 89 |
| 8 | مچکرم تو این مدت کم اینجارو حمایت کردین ، با توجه به فضای کیرول تصمیم گرفتم کمی فاصله بگیرم و تایمم و بیشتر روی ریلم بزارم ، امیدوارم این مدت کم بابِ میلتون بوده باشه .. بدرود | 84 |
| 9 | sticker.webp | 87 |
| 10 | sticker.webp | 14 |
| 11 | ㅤㅤ ㅤㅤ ㅤㅤ | 14 |
| 12 | sticker.webp | 16 |
| 13 | ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤ ㅤэто ты @! сам. | 9 |
| 14 | sticker.webp | 20 |
| 15 | ㅤㅤ ▫️▫️ ?? ? ▫️ 𝖿𝗐𝗋 𝗍𝗁ı𝗌 𝗍𝖾𝗑𝗍 + 𝖨𝖣 ㅤ
ㅤ I ’ll be ask you a random questıon ( maybe ▫️ )
ㅤㅤㅤㅤ | 15 |
| 16 | sticker.webp | 23 |
| 17 | ای نیمهٔ زخمی من، یادت باشد که درد در رگ های این سیاره جریان دارد. هیچکس فریادِ کمکت را نمیشنود. آدمی طبیب دیگری نمیشود. همه به عنوان ترمیم زخم، ایجاد زخم میکنند!
اما ای نیمهٔ زخمی من، بدان که من اینجا هستم تا وقتی درد داری بند بند وجودت را ببوسم. محبت دردی را درمان نمیکند، اما ان را به حداقل میرساند. این را بدان که من در پیِ شاد کردن تو، به حد و مرز نیازی ندارم. اگر به اغوش ماه نیاز داری، تو را به ماه میفرستم تا در اغوشت بگیرد. اگر به بوسهٔ اسمان نیاز داری، آنقدر اسمان را میخندانم تا اشک شوق بریزد و بر گونه های سرخ تو بوسه زند. اگر به لمس باد نیاز داری، با برگ ها همصحبت میشوم تا باد را برایت به وزش در آورند.
من طبیب نیستم و چه زشت است طبیب خطاب شدن در دنیایی که همه در پی مرگ عزیزان هستند. من تنها بسیار عاشق تمامِ هستیات هستم و ستایش کردن تو دلیل متمایز بودن من از سایر است. | 13 |
| 18 | sticker.webp | 17 |
| 19 | در قلمروی قلبم، پادشاهی میکنی.
در جان و دلم رزهای مشکی میرویید،
موسیقیِ زندگانیام، قطعه های آخر را مینواخت، درحالِ برداشتنِ گامهای آخرم بودم، بهراستی که خواهانِ مرگ بودم.
فردی را از دور نگریستم.
گمان میکردم همچون دیگران رهگذری باشی که بعد از اندکی درنگ به راهِ خود برگردی.
خیال بر این بود که نظیرِ سایرین پس از کمی تقلا برای لمسِ دستانم خسته شوی.
ولیکن، اهتمامِ تو آنقدر خوشایند بود که برای نخستین بار بیقراریِ قلبم را حس کردم.
ظلماتِ اطرافم زیارتِ چهرهات را دشوار ساخته بودند.
منتها هنگامی که خواستارِ ديدارِ تو شدم، تیرگیهای اطرافم، آنچنان زوال یافتن که در آغاز منقلب شدم.
رخسارت مرا مدهوش خودش ساخت، در نظرم آنچنان زیبا تبسم کردی که بندهی لبخندت شدم.
روحم را فتح کردی و آغوشت سرپناهِ بیخوفام شد.
حال در تمنای ساکن شدنت هستم، اکنون به گونهای خواستارِ من شو که فرشتگان برای دلدادگیمان گریه کنند. | 10 |
| 20 | sticker.webp | 13 |
