در سوگ کافکا.(in anxious era)
前往频道在 Telegram
یکي از بیشمار “آدمهایي با قصه هاي گفته نشده و رویاهاي محقق نشده”. a human,feminist, women life freedom — @itslimo_bot
显示更多329
订阅者
无数据24 小时
-47 天
+430 天
帖子存档
https://t.me/cuzinvuu/14962
اره اجی بذار فقط کاش از یه نجاستی مثل تتلو نذاری.
البته میخوایم بذار نمیدونم والا، من صداشم میشنوم میخوام بالا بیارم.
نه اتفاقا برعکس. یبار همینجا خیلی وقت پیش به تتلو حرف زدم یه تتلو فن پیدا شد دث ویشم کرد 🙏🏻
تیست موسیقیم یك سقوط وحشتناکي کرده ( شایدم تازه به شاهکار بودن دهه هشتاد پي برده )
Repost from متناقضنما
نه مرثیهی ناامیدی میخوانم و نه از امیدواری خطابه میسازم. نه انفعال را فضیلت میدانم و نه جانهای گرفتهشده را بهای مشروع آزادی. با کشتار بیگناهان در هر جنگی مخالفم، اما این مخالفت، الزاماً به معنای همدلی با هر ساختاری که خود را مخالف جنگ مینامد نیست. من نه در اردوگاه چپ ایستادهام و نه در صف راست. پیش از هر هویت سیاسی، انسانی هستم که از ریخته شدن این همه خون خسته شده. با هر الزامی که مرگ را به ضرورتی تاریخی تقلیل میدهد، با هر گفتمانی که جان انسان را در ستون «هزینههای اجتنابناپذیر» ثبت میکند، و با هر قدرتی که خون را به ابزاری برای اثبات حقانیت خود بدل میسازد، مخالفم. برای من، هیچ آرمانی آنقدر مقدس نیست که مرگ بیگناهان را به حاشیهی توضیحاتش تبعید کند. به آنان که در شیوهی اندیشیدن با من اختلاف دارند اما در حرمت جان انسانها -تمام جانهای بیگناه- همصدا هستند، توهین نمیکنم. تفاوت قهرمان و قربانی را میدانم اما شرافت به من میگوید برای هر دو ناراحت باشم. هرکسی که ذرهای از آنچه به آن باور دارم دور است را دوستِ مُلّا خطاب نمیکنم؛ اگر نهایت حرفمان یکی باشد. در روزگاری که حقیقت زیر آوار برچسبها دفن شده است، سودی در مسابقهی مقصرسازی و بازی با واژهها نمیبینم؛ بهویژه آنگاه که سرنوشت بسیاری از روایتها، پیش از آغاز، تعیین شده است. مقصر بسیاری از اتفاقات از پیش مشخص است.
