ch
Feedback
حیات باطنی

حیات باطنی

前往频道在 Telegram

بودا، آگوستین و مولانا برای انسان امروز چه دارند؟ طرح سوال و ارائه پیشنهادات🔻 @JaEbrahimi آدرس کانال حیات باطنی در پلتفرم بله🔻 https://ble.ir/esoteric_journey

显示更多
1 046
订阅者
+124 小时
-337
-7330
帖子存档
عشق چه شکلی است؟ دست‌هایی برای کمک به دیگران دارد. پاهایی برای شتافتن به سوی فقرا و نیازمندان دارد. چشمانی برای دیدن بدبختی و
عشق چه شکلی است؟ دست‌هایی برای کمک به دیگران دارد. پاهایی برای شتافتن به سوی فقرا و نیازمندان دارد. چشمانی برای دیدن بدبختی و نیاز دارد. گوش‌هایی برای شنیدن آه و اندوه انسان‌ها دارد. عشق این شکلی است. آگوستین

#تمرین_عملی آگاهانه نفس بکشید، آرام شوید. در آیین‌های شرقی خصوصا هندوئیسم، بودیسم و تائوئیسم، نفس کشیدن از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است. تنفس در این مکاتب صرفاً یک عمل زیستی نیست؛ بلکه پل ارتباطی میان جسم، ذهن و ساحت‌های وجودی محسوب می‌شود. تنفس آگاهانه ابزاری کلیدی برای کنترل ذهن، بیداری معنوی و دستیابی به آرامش عمیق است. تکنیک‌های تنفسی در مکاتب فلسفی شرق آسیا (که در آینده با انواع آن بیشتر آشنا خواهیم شد) بر نفس کشیدن آگاهانه و انبساط دیافراگم تمرکز دارند و نتیجه‌ی آن دریافت حداکثر اکسیژن، هوشیاری نسبت به جسم و ارتباط عمیق‌تر با هستیِ مطلق است‌. نکته حائز اهمیت اینکه تحقیقات امروز در عرصه پزشکی نیز نشان می‌دهد که تنفس دیافراگمی بر روی سلامت جسمی و روحی افراد تاثیرگذار است. این روش باعث تغییرات مثبت در سیستم عصبی پاراسمپاتیک و کاهش سطح کورتیزول است و به عنوان یک راهکار غیردارویی و مؤثر در کنترل استرس، اضطراب و نشخوار فکری شناخته می‌شود. لازم به ذکر است که تنفس دیافراگمی یک اصطلاح کلی برای هر تنفسی است که در آن دیافراگم فعال شود و شکم حرکت کند و این مدل تنفس می‌تواند با الگوهای زمانی مختلف انجام شود. یکی از معروف‌ترین و موثرترین الگوهای زمانی، تنفس ۴-۷-۸ است که شامل ۴ ثانیه دم از طریق بینی، ۷ ثانیه حبس نفس و ۸ ثانیه بازدم از طریق دهان است. ✍ جواد ابراهیمی

اگر توانسته باشم در قلب یک انسان پنجرهٔ جدیدی رو به سوی او باز کرده باشم، زندگانی من پوچ نبوده است. جبران خلیل جبران
اگر توانسته باشم در قلب یک انسان پنجرهٔ جدیدی رو به سوی او باز کرده باشم، زندگانی من پوچ نبوده است. جبران خلیل جبران

#گفتار_حکیمانه این جهان زندان و ما زندانیان حُفره کن زندان و خود را وا رَهان (مثنوی، ۱: ۹۸۹) در اندیشه‌ی مولانا این جهان، زندان است و ما همچون زندانیانی هستیم که اسیر این دنیای مادی شده‌ایم. افلاطون نیز این جهان را غاری تاریک می‌داند که انسان‌ها در این غار به بند کشیده‌ شده‌اند. زندان بودن این جهان در قیاس با حقایقی است که در ورای این جهان _و به تعبیری در باطن عالم_ در انتظار ما هستند. در مقام تشبیه، بزرگان معمولا به وضعیت جنین در رحم مادر اشاره می‌کنند که در مقایسه با آنچه خارج از رحم در انتظار اوست از زیبایی‌ها، طعم‌ها و رنگ‌ها، رحم مادر در حکم زندان است. آنچه در این میان بسیار دردآور و قابل تأمل است آن است که بیشتر ما انسان‌ها از زندان بودن این جهان غافلیم و به اسارت خود آگاهی نداریم، از این رو این جهان را غایت مطلوب و ایستگاه اول و آخر می‌دانیم. همچون کودکی که از ابتدا در سلول یک زندان به دنیا آمده و اساساً از جهانِ بیرون زندان بی‌خبر است، او همه جهان را در زندان خلاصه می‌کند و تمایلی برای خروج از زندان ندارد. انبیاء الهی و عرفا منادیان ما برای شناخت زندانِ جهان و دعوت به خروج از آن هستند. آنها پیک‌هایی از جانب حق هستند تا اولا به ما بفهمانند که این جهان، زندان است و آنگاه ما را مشتاق کنند تا به سمت دنیای خارج از زندان که اصل و اساس همه زیبایی‌ها در آنجاست حرکت کنیم‌. ✍ جواد ابراهیمی

What can we gain by sailing to the moon if we are not able to cross the abyss that separates us from ourselves? چه سودی دارد
What can we gain by sailing to the moon if we are not able to cross the abyss that separates us from ourselves? چه سودی دارد که به ماه سفر کنیم، اگر نتوانیم از ورطه‌ای که ما را از حقیقت خودمان جدا کرده است، عبور کنیم؟ توماس مرتون

#مکاتب_و_چهره‌ها فیلسوف ساده‌زیست او را آخرین فیلسوف سنت فلسفی یونان دانسته‌اند. فیلسوفی که تأثیر شگرفی بر مکاتب فلسفی پس از خود، به‌ویژه فلسفه و عرفان اسلامی، داشته است. پلوتینوس،فیلسوف بزرگ سده‌ی سوم میلادی که در جهان اسلام به «فِلوطین» یا «افلوطین» شناخته می‌شود. فیلسوفی که بیشتر کار او شرح و بسط آراء افلاطون است، از این رو، مکتب منتسب به او را «نوافلاطونی» می‌نامند. نظام فکری فلوطین، آمیزه‌ای عمیق از عقلانیت فلسفی یونان و عرفان باطنی است. فلسفه‌ی او بر پایه‌ی «وحدت وجود» و به اعتقاد برخی شارحان، بر «وحدت شهود» استوار است. او که در انئادها، مجموعه آثار خود می‌گوید: «به موجب وحدت است که موجودات موجوداند.» و در جایی دیگر می‌گوید: «وقتی به بیرون نگاه می‌کنیم، چهره‌های بسیاری می‌بینیم؛ اما به درون که نگاه می‌کنیم، همه یک سر هستند. اگر انسان می‌توانست [به خود] برگردد، همزمان خدا، خودش و همه چیز را می‌دید.» مطالعه‌ی زندگی فلوطین نشان می‌دهد که او در زندگی شخصی خود نیز اهل ریاضت و سیر و سلوک بوده است. او زندگی ساده و زاهدانه‌ای داشت و به زندگی دنیوی بی‌اعتنا بود. او این‌چنین به ما نشان می‌دهد که فلسفه نه فقط یک نظریه، بلکه یک راهِ زیستن است. آنچه فلوطین را در تاریخ فلسفه ممتاز می‌کند، تأکید او بر باطنی‌گرایی و توجه به درون است. او به ما می‌آموزد که حقیقت نه در بیرون، که در درون ماست: «به درون خودت فرو برو و نگاه کن.» و «ما باید چشمانمان را ببندیم و شیوه‌ی جدیدی از دیدن را فرا بخوانیم، بیداری‌ای که حق طبیعی همه‌ی ماست، هرچند کمتر کسی از آن استفاده می‌کند.» ✍ جواد ابراهیمی

#معرفی_کتاب تسلای فلسفه کتاب تسلای فلسفه اثر بوئتیوس فیلسوف مسیحی قرن ششم میلادی است. بوئتیوس این اثر فلسفی_ادبی را در زمان حبس خود قبل از اعدام نوشت. بخش عمده‎ی زندگی بوئتیوس همزمان با فرمانروایی «تئودوریک» امپراتوری روم بود‌ و بوئتیوس «ریاست دفتر» او را بر عهده داشت. اما به دلیل عدم همراهی با فساد دربار به اتهام خیانت به زندان افتاد و در حدود سال ۵۲۶ میلادی اعدام شد. بوئتیوس در شاهکار خود تسلای فلسفه، فلسفه را به شکل بانویی زیبا و باوقار مجسم می‌کند که در زندان به دیدار او می‌آید و با او گفت‌وگو می‌کند. گفت‌وگویی که در میان آشفتگی‌های دنیای آن روز و همین‌طور در عمق رنج‌های شخصی بوئتیوس، به او تسلی می‌دهد. در این کتاب به موضوعاتی همچون ماهیت رنج، سرنوشت و اراده آزاد، مشیت الهی و تلاش انسان برای یافتن معنا پرداخته شده است. این کتاب تاثیرگذار را می‌توانید از انتشارات نگاه معاصر و با ترجمه خانم سایه میثمی تهیه کنید. ✍ جواد ابراهیمی

هر چه بالاتر اوج بگیریم، در نظر کسانی که پرواز بلد نیستند، کوچک‌تر به نظر می‌رسیم. فردریش نیچه
هر چه بالاتر اوج بگیریم، در نظر کسانی که پرواز بلد نیستند، کوچک‌تر به نظر می‌رسیم. فردریش نیچه

#داستانک پُر از خالی عاشق کافه رفتن بود. بوی دلپذیر قهوه، همراه با آهنگ‌های دهه‌ی پنجاه و شصت فرانسه روزمرگی را از یادش می‌بُرد. آن روز هوا بسیار سرد بود و کافه برایش به خانه‌ای گرم می‌مانست. قهوه عربی با شکر کم سفارش داد و مشغول خواندن گزیده اشعار اخوان شد: «سلامت را نمی‌خواهند پاسخ گفت‌، سرها در گریبان است‌. کسی سر بر نیارد کرد پاسخ ‌گفتن و دیدار یاران را...» نگاهش به کتابی در طاقچه‌ی قدیمیِ کافه افتاد: «دائو دِه جینگ» کنجکاو شد. کتاب را برداشت و جلد آنرا به دقت نگاه کرد: «دائو ده جینگ، کتاب طریقت و فضیلت، اثری از لائوتسه» مشتاق‌تر شد، لای کتاب را باز کرد، اولین جمله را خواند: «اگر می‌خواهی پُر شوی، بگذار که خالی باشی» جمله را چندبار با خود تکرار کرد: اگر می‌خواهی پر شوی، بگذار که خالی باشی. چگونه ممکن است؟ پُر شدن از طریق خالی بودن! اصلا پر از چه و خالی از چه؟ همه‌ی آن روز در فکر این جمله بود و البته همه‌ی دوازده سال پس از آن تا به امروز. ✍ جواد ابراهیمی

احمقانه است که فکر کنیم بدون ورود به خودمان، وارد بهشت خواهیم شد. ترزا آویلایی
احمقانه است که فکر کنیم بدون ورود به خودمان، وارد بهشت خواهیم شد. ترزا آویلایی

زندگی ما با جزئیات هدر می‌رود. ساده‌اش کنید، ساده‌اش کنید. دیوید ثورو
زندگی ما با جزئیات هدر می‌رود. ساده‌اش کنید، ساده‌اش کنید. دیوید ثورو

#گفتار_حکیمانه سبک زندگی ساده برای من هدفی بسیار دور است و منتظر می‌مانم تا مردمانی حکیم‌تر از من بیایند تا به آن دست یابند. |انسانی زیادی انسانی، نیچه| نیچه در این عبارتِ نغز، «سبک زندگی ساده» را هدفی دور و والا معرفی می‌کند و نیل به آنرا به حکیمان پس از خود می‌سپارد. این جمله در حقیقت در تمجیدِ زندگی ساده بیان شده است. سبک زندگی ساده به عنوان آرمانی بلند، نیازمند حکمت و خردورزی است، آنچه که متاسفانه گم‌شده‌ی بشر امروز است. فلاسفه در طول تاریخ، همواره در تلاش بوده‌اند به زندگی انسان غنا ببخشند و او را با مبادی هستی و تفکر ناب مرتبط کنند و در این مسیر یکی از راهکارهای اصلی، توصیه به سادگی در زندگی بوده است. نکته اساسی آن است که برخلاف تصور معمول ما، حکما سبک زندگی ساده را یکی از عوامل اصلی شادکامی حقیقی و ارتباط با هستی محض می‌دانند. این مضوع برای ما انسان‌های قرن ۲۱ قدری نامأنوس است. چرا که در ذهن ما آنچه مطلوب است افزایش لذت در زندگی است و این مساله با پیچیده کردن زندگی، افزایش بهره‌مندی از مواهب مادی و برآورده‌کردن روزافزون خواهش‌ها و خواسته‌ها گره خورده است. حال آنکه موضوع دقیقا برعکس است و ساده‌زیستی سبب می‌شود که انسان موانع کمتری برای خوشناسی و ارتباط با بنیاد هستی داشته باشد. البته ذکر این نکته در اینجا ضروری است که مراد از این سبک زندگی ساده، ساده‌زیستیِ خودخواسته است که فرد آنرا آگاهانه و به منظور اعتلای زندگی خود برگزیده است نه ساده‌زیستی ناشی از مشکلات و فشار اقتصادی که به افراد تحمیل می‌شود و هیچ آگاهی، انتخاب و حال خوب در آن وجود ندارد. سخن در باب معنای دقیق سبک زندگی ساده و راه‌های دست یافتن به آنرا به بحثی دیگر موکول می‌کنیم. ✍ جواد ابراهیمی

#به_وقت_اندیشه زندگی روزبه‌روز به ما اعطا می‌شود: باوری برای پذیرش و مواجهه با مرگ یک راهب بودایی فنجانی خالی کنار رختخواب خود قرار داده بود، هرشب موقع خواب آنرا وارونه می‌کرد و هنگام صبح دوباره آنرا برمی‌گرداند. این راهب در پاسخ به راهبی تازه وارد که علت را جویا شده بود توضیح داد که هرشب به صورت نمادین فنجانِ زندگی را خالی می‌کند تا نشان دهد که از میرایی خود خبر دارد. این آیین به او یادآوری می‌کند که تاکنون کارهایی که باید انجام می‌داده را انجام داده و چنانچه مرگ به سراغش بیاید آمادگی پذیرش آنرا دارد. سپس هر روز صبح او فنجان را به حالت اول برمی‌گرداند تا موهبت یک روز دیگر در زندگی را دریابد. این راهب، زندگی را روزبه‌روز در‌می‌یابد. در طلوع هر روز موهبت شگفتِ زندگی را پاس می‌دارد و در پایان هر روز آماده است که از این موهبت دست بکشد. به شخصه این باور آیین بودا را برای آمادگی جهت پذیرش مرگ و فرو ریختن ترس بی‌حد و حصر آن بسیار مفید می‌دانم. اینچنین ما هر روز این آمادگی را داریم که موهبت زندگی را بازگردانیم. این حالت را مقایسه کنید با حالتی که ما در ذهن خود و در گفت‌وگو با دیگران از موضوع مرگ فرار می‌کنیم و ترس از روبرو شدن با مرگ بر سراسر زندگی ما سایه افکنده است‌. در سبک زندگی مدرن، ما به ندرت به مرگ می‌پردازیم. به عبارتی طاقت دیدن مرگ را نداریم. گمان می‌کنیم که زندگی همواره ادامه دارد و مرگ روی نمی‌دهد یا لااقل برای ما روی نمی‌دهد. این رویکرد سبب می‌شود که مرگ همواره ما را غافلگیر کند. اما باور به اینکه زندگی روزبه‌روز به ما داده می‌شود سبب می‌شود که مرگ حالت غافلگیری خود را از دست بدهد. این باور همچنین این ثمر را دارد که امکان زندگیِ در لحظه و لذت بردن از مواهب آنرا برای ما بیش از پیش فراهم می‌کند. وقتی من معتقد باشم که زندگی، به صورت روزانه به من عنایت می‌شود طبیعتاً برای زندگی ارزش بیشتری قائل خواهم بود و سعی خواهم کرد تا از این یک روز بیشترین بهره و لذت را ببرم. ✍ جواد ابراهیمی

#تمرین_عملی در سکوت نظاره کنید! فیثاغورث از فیلسوفان سرشناسِ پیشاسقراطی است. او علاوه بر فلسفه به ریاضیات و عرفان نیز اشتغال داشت. یکی از مشهوراتِ مربوط به فیثاغورث این است که او یک دوره‌ی پنج ساله‌ی سکوت را برای افراد تازه‌وارد به مدرسه‌اش وضع کرده بود و به آنان توصیه می‌کرد که: «در سکوت نظاره کنید!» این نظاره کردن در سکوت توصیه‌ای است برای پرهیز از واکنش کلامی سریع (چیزیکه بیشتر ما درگیر آن هستیم) و ابزاری است برای آگاهی محیطی بیشتر و یادگیری عمیق. این تمرین همچنین فاصله‌ای بین محرّک و پاسخ ما ایجاد می‌کند و اینچنین از طغیان‌های تکانشی و احساسی جلوگیری می‌کند. فایده‌ی دیگر این تمرین این است که این سکوت، نوعی کنار کشیدن اختیاری از اثبات دانش خود است و این رویکرد، فروتنی فکری را در ما افزایش می‌دهد. البته روشن است که برای بهره‌مندی از این فلسفه، نیازی به پنج سال سکوت نداریم و می‌توانیم خویشتن‌داریِ فیثاغورثی را در کارهای روزمره خود اعم از ارتباطات بیرونی و تعاملات در فضای مجازی بگنجانیم. آنچه به شخصه می‌توانم از این توصیه فیثاغورث در زندگی خود به کارگیرم حداقل دو چیز است: ۱_ تمرینِ حالتی تأمل‌ورزانه در مواجهه با افراد، طبیعت و محیط اجتماعی، نوعی تماشای همراه با تفکر، حالتی‌که طبیعتاً با سکوت پدید می‌آید. ۲_ پرهیز جدی از اظهارنظرهای فوری در همه‌ی موضوعات و تأمل چند ثانیه‌ای پیش از پاسخ به سوالاتی است که از من پرسیده می‌شود. من بایستی این را دائما به خود یادآوری کنم که هیچ‌کس این رسالت را بر دوش من قرار نداده است که باید در همه‌ی موضوعات و آن هم به سرعت اظهار فضل کنم و به خود بگویم: در سکوت نظاره کن! ✍ جواد ابراهیمی

هر وقت که دلت می‌خواهد چراغ را خاموش کن. تاریکی‌ات را می‌شناسم و دوستش دارم. در گل‌ها و در آفتاب معنای ساده‌ٔ زمزمه‌های تو را
هر وقت که دلت می‌خواهد چراغ را خاموش کن. تاریکی‌ات را می‌شناسم و دوستش دارم. در گل‌ها و در آفتاب معنای ساده‌ٔ زمزمه‌های تو را یاد گرفته‌ام مرا بیاموز تا کلام تو را در درد و در مرگ بدانم. تو را دیده‌ام مثل کودکی نیم‌بیدار که مادرش را در تاریکای سحری می‌بیند و آنگاه لبخند می‌زند و باز به خواب می‌رود. رابیندرانات تاگور

#مکاتب_و_چهره‌ها «مردی که آن‌گونه زیست که می‌خواست» تحت تأثیر روانشناسی یونگ و فلسفه شرق بود. در سفر به هند بود که بهترین رمان خود را نگاشت، رمانی که او را زبان‌زد ادبیات جهان کرد: سیدارتا. سیدارتا داستان سفرِ معنویِ جوانی به نام سیدارتا است که در نهایت به بیداری و روشنی می‌رسد. این داستان در حقیقت روایت‌گر تحول درونی نگارنده است: هرمان هسه. هسه خود در جایی می‌گوید: تمام این داستان‌ها مربوط به خود من بودند، بازتابی بودند از راهی که در پیش گرفته‌بودم، از آرزوهای پنهان و رؤیاهایم. رؤیاهایی که هسه آنها را زیست و در “دمیان” نوشت: «در رویاهایم زندگی می‌کنم. تفاوتم با سایرین در همین است. من در رویای خودم زندگی می‌کنم، آنها در رویای دیگران» همین ویژگی، وجه تمایز او با سایر نویسندگان و متفکران بود. او که با صراحت اعلام کرد که «فقط می‌خواستم همان‌طور که در کنه وجودم هستم زندگی کنم.» و او که سال‌ها بعد در “گرگ بیابان” نوشت: «هر آن‌کس که بجای قیل و قال، موسیقی، بجای تفریح، مسرت، بجای ثروت، سلامت روح، بجای دلالی، خلاقیت و بجای بلاهت، شور و اشتیاق را بخواهد، در این دنیای مبتذل و بی‌ارزشِ ما، کاشانه و موطِنی نمی‌یابد» هسه به تعبیر خود در این دنیای مبتذل بی‌کاشانه بود اما همان‌گونه زیست که می‌خواست و در نهایت به نویسنده‌ای الهام‌بخش مبدّل شد. چگونه می‌توان چنین زیستنی را تجربه کرد؟ ✍ جواد ابراهیمی

آغاز مسیر: سفر به سوی صبح پس از تبیین مقدمات اساسی و پاسخ به پرسش‌های پنج‌گانه در باب سنت‌های معنوی، به یاری پروردگار در نظر داریم که مسیرِ انس با این سنت‌ها و بهره‌مندی از آنها در جهت غنی‌کردن زندگی را آغاز کنیم و این‌چنین گامی به سوی صبح و روشنایی برداریم. بر این اساس در گام نخست و در بخش یادداشت از فردا (۱۵ تیرماه)، هر روز (به جز جمعه‌ها)، با یک فرم و محتوای ویژه در کنار شما خواهیم بود: - روزهای شنبه: داستان مینیمال معناگرا با هشتگ #داستانک - روزهای یکشنبه: معرفی کتاب‌های تاثیرگذار در مکاتب فلسفی و سنت‌های معنوی با هشتگ #معرفی_کتاب روزهای دوشنبه: معرفی نحله‌های معنوی و چهره‌های شاخص با هشتگ #مکاتب_و_چهره‌ها روزهای سه‌شنبه: شرح جملات قصارِ بزرگان با هشتگ #گفتار_حکیمانه - روزهای چهارشنبه: آموزش تمرین‌های ساده برای تحول روزانه با هشتگ #تمرین_عملی - روزهای پنج‌شنبه: آشنایی با اندیشه‌های یاری‌گر با هشتگ‌ #به_وقت_اندیشه در پایان ذکر چند نکته را ضروری می‌دانم: - فرم‌ها و سرفصل‌های شش‌گانه‌ی فوق با دو ملاک اولویت‌ها و علاقه‌ی شخصی انتخاب شده‌اند و در مسیر، بر اساس نیاز و پیشنهاد شما عزیزان می‌توانند تغییر کنند. - از همه‌ی شما عزیزان دعوت می‌کنم که با ثبت نظرات، پیشنهادها و سوالات خود در بخش کامنت یا ارسال آن به آی‌دی شخصی من، این مسیر را پربارتر کنید. - به خواست پروردگار «وبینارهای آزاد و رایگان» نیز در آینده‌ی نزدیک آغاز می‌شود که اطلاعات مربوط به آن در کانال اطلاع‌رسانی خواهد شد. - و در نهایت اینکه اگر مطالب این کانال را مفید و کاربردی می‌دانید آنرا به دوستان و عزیزان خود معرفی کنید تا جمعی بزرگتر و پویاتر داشته باشیم. ✍ جواد ابراهیمی

سفر ما به‌سوی صبح، مهم‌ترین بلکه تنها چیز ارجمند زندگی من بود. هرمان هسه
سفر ما به‌سوی صبح، مهم‌ترین بلکه تنها چیز ارجمند زندگی من بود. هرمان هسه

فرم‌های ارائه‌ی محتوا در ادامه‌ی بررسی مسائل مهم و تئوریکِ مربوط به سنت‌های معنوی به پرسش پنجم رسیده‌ایم. اینکه مطالب استخراج شده از سنت‌های معنوی (محتوای تولیدی) در چه قالب و فرم‌هایی به مخاطبین ارائه می‌شود؟ پاسخ این است که درنظر داریم به یاری خدا، محتوای برآمده از سنت‌های معنوی را در چهار فرم و قالب اصلی خدمت شما عزیزان ارائه کنیم: ۱_ وبینارهای رایگانِ هفتگی یکی از بخش‌های جدید کانال، کارگاه‌های رایگانِ هفتگی است که به زودی به صورت آنلاین برگزار خواهد شد و در ضمن آن به طور کاربردی به تبین آموزه‌های آیین‌های شرق آسیا، غرب و اسلام تبیین خواهیم پرداخت. ۲_ برگزاری کارگاه‌های آموزشی به خواست خدا درصدد هستیم که همچون گذشته به برگزاری کارگاه‌های آموزشیِ آنلاین بپردازیم. با این تفاوت که در دور جدید کارگاه‌ها تلاش است تا بر جنبه‌های عملی و تمرینی، تمرکز بیشتری صورت گیرد و از ظرفیت‌های یاری‌رسانی مکاتب فلسفی و نحله‌های معنوی بهره‌ی بیشتری برده شود. ۳_ ارائه‌ی مشاوره فردی تخصصی‌ترین فرم ارائه‌ی محتوا، ارائه‌ی مشاوره‌ی فردی و گروهی به علاقه‌مندان یادگیری انواع مراقبه و سیر و سلوک و عزیزانی که خواهان یافتن معنا در زندگی و استفاده از ظرفیت‌های فلسفه برای حل مشکلات و چالش‌های خود هستند. ۴_یادداشت‌های روزانه در نهایت اینکه، در نظر داریم مجموعه‌ای متنوع از محتوای متنی به صورت روزانه در کانال منتشر کنیم. مجموعه‌ای شامل: _داستانک (داستان مینیمال معناگرا) _معرفی کتاب _شرح جملات قصار _معرفی نحله‌های معنوی و چهره‌های شاخص _تمارین عملی و انواع مراقبه _آشنایی با اندیشه‌ها و جهان‌بینی‌های یاری‌رسان ✍ جواد ابراهیمی

در سنت‌های معنوی دنبال چه هستیم؟ در یادداشت‌های قبلی درخصوص سه مساله اساسی یعنی ملاک معنوی دانستن یک سنت فلسفی، مهم‌ترین سنت‌های معنوی جهان و کارکردهای سنت‌های معنوی سخن گفتیم. در این یادداشت به مساله چهارم خواهیم پرداخت: «ظرفیت‌های سنت‌های معنوی در چه قالب و شکلی در این سنت‌ها نمود یافته است؟ به بیان دیگر ما در این سنت‌ها باید به دنبال چه محتوایی باشیم که یاری‌گر انسان باشند؟» در پاسخ به این پرسش بایستی اشاره نمود که ظرفیت‌ سنت‌های معنوی به طور عمده به دو شکل در این سنت‌ها نمود یافته است. به عبارت دیگر دو نوع محتوا و بستر کاربردی در سنت‌های معنوی وجود دارد که می‌تواند یاری‌بخش بشر باشد: یک) جهان‌بینی‌ها و آموزه‌های فکری دو) تمارین و دستورات عملی در محور اول، که به «حوزه‌ی هست‌ها و نیست‌ها» معروف است، سنت‌های معنوی با طیفی از باورها و آموزه‌ها به یاری بشر می‌شتابند. در این بستر، اندیشه‌ها به عنوان چراغ‌راه بشر به زندگی او غنا می‌بخشند. دیدگاه‌های هر سنت معنوی در زمینه‌ی آغاز و انجام جهان، خداشناسی، جایگاه انسان در عالم، حیات پس از مرگ، ماهیت رنج، روابط انسانی و مانند آن از جمله مهم‌ترین محورهای جهان‌بینی است که می‌تواند در خدمت بشر امروز قرار گیرد. در محور دوم، آنچه از سنت‌های معنوی قابل اقتباس است، مربوط می‌شود به حوزه‌ی تمارین و دستورات عملی. آنچه که تحت عنوان «بایدها و نبایدها» شناخته می‌شود. به عبارت دیگر در سنت‌های معنوی ما علاوه بر باورها و معارف، با مجموعه‌ای از تمارین و شیوه‌های بودن مواجه‌ایم، تمارینی همچون ذهن آگاهی، انواع سکوت، مراقبه و ریاضت که این تمارین فعالیت‌های عملی هستند که به افراد کمک می‌کند تا مفاهیم فلسفی و معنوی را در زندگی خود به کار گیرند و هدف از انجام آنها افزایش خودآگاهی، آرامش و تجربه امر وجودی است. نتیجه آنکه در سنت‌های معنوی، ما به دنبال دو چیز هستیم: نقشه‌ای برای شناخت جهان (آموزه‌ها) و چراغی برای راه رفتن در آن (تمارین). یکی به ما می‌گوید «کجا هستیم»، دیگری به ما نشان می‌دهد «چطور حرکت کنیم».