Code 200
前往频道在 Telegram
‹ از نوادگان خر شرک › ENFP حرفی، نظری، درد و دلی اشتراک آهنگی، ذوقی بود در خدمتم 𓇗 http://t.me/HidenChat_Bot?start=132392720
显示更多206
订阅者
-224 小时
-57 天
-1030 天
帖子存档
206
امروز قراره ۴ تا ۵ برم سر کلاس
۵ تا ۶ برم باشگاه
و ۶ تا ۸ برم کلاس بعدیم
ببینم زنده میمونم یا نه✅
=ببینم چوبش توی کونم میره یا نه
206
آه، کووونیا، میدانستم که آدم میتواند نومید باشد، اما نمیدانستم این واژه چه مفهومی دارد. مانند همهٔ مردم گمان میکردم گونهای بیماری روحی است. اما نه، جسم است که رنج میبرد. پوستم اذیتم میکند، سینم و همهٔ اعضای بدنم درد میکنند. احساس میکنم در سرم خلأ ایجاد شده و حالم دارد بههم میخورد. از همه بدتر این طعم ناخوشایندی است که در دهان دارم. نه از خون خبری هست، نه از مرگ و نه از تب، ولی دعین حال هر سه در دهانم هستند. کافی است زبانم را توی دهانم بچرخانم تا همچیز در نظرم تیرهوتار شود و از همهٔ مردم متنفر شوم. آدمبودن چه دشوار و چه تلخ است.
کالیگولا | آلبر کامو
206
اما مهر با عشق فرق دارد، مگر نه؟ چنین نیست؟ هیچ احدالناسی نیست که سالها از پی هم همچنان بتواند مهر بورزد. وقتی مهر میورزی، هر چیز دیگری را به باد فراموشی میسپاری؛ دوستانت را، کارت را، ناهارت را. اگر مدام مهر بورزیم، ذوب میشویم و چیزی از ما باقی نمیماند. عشق آن است که مهر بورزی اما گاهگاه. و در آن میان به خودت استراحت بدهی.
مردم مشوش | فردریک بکمن
