482
订阅者
-124 小时
-67 天
-1730 天
帖子存档
این موقع وقتی خوابت نمیبره چیکار میکنی؟
https://t.me/SendHarfBot?start=97b530bd1dfb
Repost from N/a
- زخمی بر سینهیِ من است
که با من حرف نمیزند
با دوستانم حرف نمیزند
با دکترم حرف نمیزند
زخمی
که منتظر مانده است
شب شود ؛
و از اعماق خونیاش
تو را صدا کند ')!
مهم نیست چی بشه، به طور میانگین همیشه یک چهارم غصههایم بابت درسهای تلنبارشدهست.
میگفت: کم سخن شدی چه بلایی آمده بر سرت نکند عاشق شدی هان؟
با پوزخند جواب دادم عاشق شدن چی اون هم در عصر حال
کم سخن شدهام چون هراس دارم از زبان سمی ام آخر از قدیم گفتند نه زخم زبان بدتر از زخم شمشیر است برای همین بیشتر ترجيح میدهم سکوت کنم تا مبادا با این زبان سمی کسی را مسموم کنم...
#دوشیزه_سادات
از یک جایی به بعد شاید بارها در موردش فکر کنی ولی دیگر با کسی راجع به آن حرف نمیزنی.
Repost from N/a
من اگر شعر باشم،
او مردیست که سواد خواندن دارد؛
سوادش فراتر از کتابها و درسهاست،
بیشتر از تمام آدمهای باسواد این دنیا.
بیشتر از فیلسوفان که در جستجوی حقیقتند،
و مهندسان که در پی ساختن دنیایی بهتراند،
بیشتر از تمام نویسندگان که کلمات را چون جواهر میچینند...
او مرا خواند،
به هر واژهام گوش سپرد و در دل سطرهایم غرق شد.
دانست که در هر خط، داستانی نهفته است،
و در هر قافیه، نبضِ زندگی میزند.
او در لابهلای حروف، روحِ من را یافت،
و در سکوتِ کلمات، صدای دل مرا شنید.
اینگونه بود که او،
فقط یک خواننده نبود؛
او شاعری بود که به عمق وجودم سفر کرد.
