456
订阅者
-324 小时
+207 天
+730 天
帖子存档
بسیار دوست ميداشتم که الآن اینجا کنارم بودي؛
امّا اینطور نیست. بلکه تو آنجایي و آنجا نميداند
که چقدر خوشبخت است.
https://t.me/SendHarfBot?start=97b530bd1dfb
هر چی دوست داشتید بفرستید...
این را ناحق نگذاشتم اینجا 😕
Repost from حورآسا| در دل سماع🕊
سوزنت گیر نکنه روی آدما
روی حرفا، روی اتفاقا
فقط رها کن
نیازی نیست دنبالِ تحلیلِ هرچیزی باشی
"بگذر"...
#بدیهیات
اما عزیزِ من، اندوه فقط به شکل اشک درنمیآید؛ گاهی اوقات غم به شکل سکوتِ طولانی، خوابِ بیاندازه یا بیداریِ بیاندازه، دوری کردن از دیگران، لرزشِ دستها و خیرهشدنِ طولانی به جایی درمیآید.
آیا ما سزاوار بودیم
تمامِ خیابان را در باران برویم
و در انتهای خیابان
کسی در انتظار ما نباشد!؟
Repost from چـکـامـهـ زار 🌘📜
چه میدانی شاید تو فکر کنی بودنش برایت نعمت است در حالیکه شاید نبودش رحمت باشد...
#دوشیزه_سادات
Repost from انجمن نویسندگانِ قلم✍️🏻🦋
#اشتراک_کنندهای_اول
ای کهنسرزمین من،
تو در خاری و درد و ویرانی هنوز نفس میکشی، و قلبت، هر ضربهاش، نجواگر امید است.
کوههایت رازهای بیپایان را در آغوش دارند، و بادهایت، همچون پیامآوران خاموش، زمزمههای ما را به افلاک میسپارند.
ای وطن من،
دیدن زخمهایت تلخ است و شنیدن نالههایت جانکاه، اما در چشم کودکانت، شعلهای فروزان میدرخشد؛ شعلهای که از تلاطم تاریخ عبور کرده و هنوز زنده است.
هر خاک، هر سنگ و هر گوشهی تو حکایتی دارد؛ حکایتی از تابآوری، عشق و شجاعتی که هیچ زمان نمیمیرد.
دیار زیبایم ، وقتی به تو مینگرم و میبینم که خاکت شاید فرسوده و شکسته باشد، اما روح تو هیچگاه در زنجیر شکست نمیماند.
در میان اشکها و دردهایت، آفتاب طلوع میکند، و نور امید را بر دلهای خسته میپاشد.
ای سرزمین من،
با تمام دردهایت، با تمام خلأهایت، من تو را میپرستم؛
تو زندهای، و در زنده بودن تو، ما نیز جاودانهایم.
#مِهـــــــر
#عشق به وطن
Repost from حاشیـه نویس 𓂃✍︎
کاش میشد عمر خود را هدیه میدادم به او،
زندگی را دوست دارم ‹ مادرم › را بیشتر.
تنها چیزی که در حال حاضر از زندگی میخواهم، فقط آرامش است؛ فقط آرامش.
نه هیچچیز دیگری. تا اونجایی هم که در توانم باشد از هرچی تنش غیرضروری است، اجتناب میکنم.
دوست من، دوستانتان را بهسوی خدا هدایت کنید!
زیرا جدایی در آخرت تلختر و هولناکتر از جدایی در دنیا است!
دل مرا همیشه کار آن مادر میرباید که فرزندانش را برای نماز صبح بیدار میکرد و میگفت: «برخیزید، نمیخواهم هیچکسی از جمع ما در بهشت کم شود!».
د. ادهم شرقاوی
خلیل الرحمن خباب
دوست من، دوستانتان را بهسوی خدا هدایت کنید!
زیرا جدایی در آخرت تلختر و هولناکتر از جدایی در دنیا است!
دل مرا همیشه کار آن مادر میرباید که فرزندانش را برای نماز صبح بیدار میکرد و میگفت: «برخیزید، نمیخواهم هیچکسی از جمع ما در بهشت کم شود!».
د. ادهم شرقاوی
خلیل الرحمن خباب
