ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

چـکـامـهـ زار 🌘📜

چـکـامـهـ زار 🌘📜

前往频道在 Telegram

سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانی‌ست که نمی‌دانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2

显示更多
442
订阅者
-324 小时
-137 天
-1730 天
帖子存档
Repost from N/a
خواب نمی‌برد مرا، یار نمی‌خرد مرا، مرگ نمی‌درد مرا… آه، چه بی‌بها شدم!
عباس معروفی

Repost from N/a
من پذیرفته بودم که بعضی «روز»ها، روز من نباشن، ولی «ماه» و «سال» یکم سخته. #عالم_افکارم

وقتی با رفتار هایت ذوق یک نفر را کور میکنی دیگر حق نداری بابت سرد شدن رفتارش ازش ناراحت بشی...

گاهی از همه‌چیز خسته می‌شوی... از شلوغی دنیا، از هیاهوی مردم، از هزار فکرِ بی‌پایان... دلت آرامش می‌خواهد، جایی که سکوت باشد و فقط تو باشی و پروردگارت. در آن لحظه، سر بر سجده می‌گذاری و آهسته می‌گویی: «خدایا، تنها تو را دارم… دلم به تو آرام است.» 🌙

🕊 بی‌احترامی… دردناک‌تر از هر زخم دیگر است. من از بی‌احترامی بیزارم، نه به‌خاطر غرور، بلکه چون احترام برایم مقدس است. وقتی کسی بی‌احترامی می‌کند، احساس می‌کنی که تمام ارزش‌های انسانیت را لگدمال کرده است. سکوت می‌کنم، اما در دلم هزاران حرف فرو می‌ریزد… نه از ضعف، بلکه از ادب. من یاد گرفته‌ام احترام بدهم، حتی به کسی که لیاقتش را ندارد؛ اما هیچ‌گاه نمی‌توانم کسی را دوست داشته باشم که به احساس و حرمت دیگران بی‌احترامی کند. 🖤 احترام… پایه‌ی هر رابطه است، وقتی فرو ریخت، هیچ چیز باقی نمی‌ماند. #احترام #ادب #انسانیت #غرور #حرمت #سکوت

می‌گفت: "خجالت نکش، در این روزگار، دوام‌آوردن خودش یک دستاورد است."

بلی رفت...🖤

sticker.webp0.08 KB

_دختر مادرت استی یا پدرت؟! _ دختر خواهرم!

دل خوشی ام ... فقط خنده هایش...🫀 الحمدلله که هست.

@sandogh_neveshteha_bot https://t.me/SendHarfBot?start=97b530bd1dfb یکی را می‌خواهم که اينجا همراهش صحبت کنم...

Repost from N/a
بعد رفتنت گریه کردن من چه سودی دارد؟! #عالم_افکارم

زمانی که رفت، شروع کردم به نوشتن و منتشر کردنشان... وقتی برگشت، نوشتن کم‌کم از دلم افتاد. و حالا که دوباره رفته، شور و اشتیاق نوشتن دوباره در دلم جوانه زده. شاید نوشتن یعنی همین... مرهمی برای دوری. #دوشیزه_سادات

به بودنش در کنارم عادت کرده بودم، اما رفت... مجبور شدم به نبودنش، به رفتنش عادت کنم. و درست وقتی عادت کرده بودم، برگشت... حالا اما، دوباره قصد رفتن دارد. الله خودش دل‌ها را آرام کند؛ گره‌ی دل‌هایی را که کسی از غم‌شان باخبر نیست... 🤍 #دوشیزه_سادات

راستی، می‌دانستی من از هفتاد با آدما بالا نرفتم. گرم نگرفتم. رفاقت نداشتم. من آن صدی که باید تا هنوز خرجش می‌کردم را نگه داشتم برای تو، برای روزهای که دوست دارم پای تو آن صد را به هزار برسانم. #معصومه.

در نامه‌ای برایش نوشت:«تو غم را دوست داری، وقتی این چنین دلبسته غمی، دنیا روی خوشش را به تو نشان نخواهد داد.» 💌🔥

وقتی که مطلوب دلمان در کنارمان نیست، هیچ چیز در کنارمان نیست.
#گوته؛ رنج های ورتر جوان.

بر من ببخش گاه چنان دوست دارمت کز یاد می‌برم که مرا برده‌ای ز یاد‌؛

صبح به زیبایی قلب تان بخیر 🍃🔥