446
订阅者
+324 小时
+57 天
+6930 天
帖子存档
هرگزت شیرین نمیبردم گمان ای شهد عشق
تلخ میدانستمت، اما نه اینمقدار تلخ
#طالب_آملی
بغلم کن، بگو که خانه کجاست
هرکجا هست میروم مادر
جادهای تازه پیشِ رویم نیست
سمتِ بنبست میروم مادر
دستهای مرا رها نکنی!
دارم از دست میروم مادر...
#حامد_ابراهیمپور
﷽
بیا به صرف کمی شعر، لحظهای بنشین...❤
___
باید از این دنیای پرهیاهو پناه برد به آغوش ادبیات
و با چند شاعر خوشذوق در سرزمین شعر همقدم شد🌿
❗برای مشاهده و عضویت در همهی کانالها به صورت یکجا کلیک کنید❗
آقایان:
احسان محمودی
امیرحسین آریننژاد
امیرحسین آزاد
سید امیرمحمد هاتفی
حامد رحمانیحسینی
حسین سیدبر
دانیال دانایی
دانیال قانع
سجاد حرمی
شایان آبروشن
شهریار بصیری
عباس تافته
علی سمرقندی
علی کاملی
علیرضا هاشمی نیا
محمد حجی زاده
سید محمدارمیا کیشبافان
محمدامین طاهری
سید محمدامین موسوی
سیدمحمدرضا قدمگاهی
محمدسبحان مهنام
محمدسجاد سیبویه
محمدمصطفی احمدی
محمدمهدی کمالی(نویسنده)
معین راد
خانمها:
دنیا دنیادیده
زهرا عارف
زینب غلامی
سارا غفاریان
ستایش رضوانی
ستایش نصرالهی
فائزه اسلامی
فاطمه اشرفی راد
فاطمه ناصریفر
کوثر عرب
سیده مائده قاری
محبوبه سادات حسینی
ملیحه آخوندی
مهدیه آزاد
مهدیه سادات حسینی راد
هلیا درخشان
با عضویت خودتان، از این شاعران جوان حمایت کنید🌹ما اینجاییم تا حال دلتان خوب شود🍃
پریشانم، سرم را مرگ بر دامن نمیگیرد
مرا حتی طناب دار هم گردن نمیگیرد
#امیرحسین_رضاخواه
به پاسبانی اوقاتِ خویش مشغولم
به هیچ کارِ جهان، هیچ کار نیست مرا
#صائب_تبریزی
نه پشت پای بر اندیشه میتوانم زد
نه این درخت غم از ریشه میتوانم زد...
#صائب_تبریزی
لایق نبودهام که به چشمم ببینمت
منت برای دیدنت از خواب میکشم
یکبار نام غیر تو بر این زبان گذشت
یکعمر میشود که دهان آب میکشم
#عاصی_خراسانی
Repost from N/a
ﺑﻮ ﻣﯽﮐﻨﻢ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮﯾﻦ ﮔُﻞِ ﺯﺭﺩِ ﺟﻬﺎﻥ ﺭﺍ
ﻭ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻣﯽﺯﻧﻢ!
ﺍﻧﺴﺎﻥ،
ﻏﺎﺭﯼﺳﺖ
ﮐﻪ ﺍﺭﻭﺍﺡِ ﻫﺰﺍﺭ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺭﺍ
ﺑﺮ ﺷﯿﺎﺭﻩﻫﺎﯼ ﮐﻬﻨﻪﯼ ﺭﻭﺡِ ﺧﻮﺩ
ﺁﻭﯾﺰﺍﻥ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ.
__ﺣﺴﯿﻦ ﭘﻨﺎﻫﯽ
همین که کوزهی خالی را
به روی شانه نگه دارم
برای تشنگیام کافیست
که نهرهای خراباتی
به هر طرف که روان باشند
نمیرسند به آبادی...
#حسین_صفا
رد جنون گمشدهی کیست بر تنم؟
در آینه اسیر زمانهست؟ یا منم!؟
خلوتنشین شدم به طریقی که سالهاست
با پیرمرد داخل آیینه دشمنم
بگذار گریه مرهم دردم شود کمی
وقتی که خو گرفته سیاهی به میهنم
مثل ستارهایست که نوری به شب نداد
فرقی نداشت بودن من با نبودنم
اینبار دست پر به ملاقات من بیا!
ای مرگ! با طناب بیا دور گردنم
#احسان_محمودی
مثل سیبِ دو نیمه بودیم، عشق
کرم در نیمههایمان انداخت
دید سگجانم و نمیمیمیرم
کارد را زیر استخوان انداخت
گفت تلخ است، زندگی تلخ است
قند را توی استکان انداخت...
.
#شهرام_میرزایی
