ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅 👈

Le songe

Le songe

前往频道在 Telegram

/که با موسیقی به یاد آورده شوم؛ در زبان فرانسه، از واژه‌ی Songe بعنوان رویا یاد میشود. این نام را بعلت قرابت آن با Song در انگلیسی برگزیدم. که شاید هر ترانه‌نویسی، رویاهایش را تبدیل به آواز و ترانه می‌کند. [http://t.me/HidenChat_Bot?start=1429912239]

显示更多
201
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天
帖子存档
اون روزی که پیامای اینجا رو می‌ذاشتم تایمر فکر نمی‌کردم خودم نباشم ولی پیاما و آهنگام ارسال بشه. زندگی عجیبه.

از نظر من Under the moon از کمل، یکی از گویاترین قطعه‌های نه تنها تاریخ پراگ‌راک، که تاریخ موسیقی‌ست. هر نت، روایتِ جداگانه‌ی خودش رو داره و با صراحت بیان می‌کنه احساساتِ غیرقابل بیان رو.

photo content

photo content

Hozier-Nfwmb-128.mp34.32 MB

photo content

"عاشق اینم که این قطعه اینقدر طولانیه؛ از شنونده زمان و صبر میطلبه ولی فقط کسی که کل راه رو طی کنه به پاداش میرسه. و متنفرم از اینکه این قطعه اینقدر طولانیه چون غیرقابلِ پیشنهاد میشه و آدمایی که صبر و حوصله‌ی کافی ندارن نمیتونن به شکوهش پی ببرن."

«این قطعه یکی از بهترین آهنگ‌های ساخته‌شده‌ی دنیاست. به‌خاطر چیزی که نداریم. اول از همه، خواننده‌ای داریم که می‌خواد درباره‌ی
«این قطعه یکی از بهترین آهنگ‌های ساخته‌شده‌ی دنیاست. به‌خاطر چیزی که نداریم. اول از همه، خواننده‌ای داریم که می‌خواد درباره‌ی دردش حرف بزنه. بعد کیبوردهایی هستن که با شتاب در ریتم خودشون میدون و کاملاً خواننده رو نادیده می‌گیرن. همچنین بیس و درام هم حضور دارن که سعی می‌کنن اوضاع رو آروم کنن و تعادل ایجاد کنن. پایان‌بندی به‌وضوح همین فضا رو میزنه، موسیقیِ انتخاب‌شده نشون میده در ذهن یک مردِ شکسته چی میگذره وقتی نمیتونه افکارش رو جمع‌وجور کنه. همه با ریتم و سرعتی متفاوت مینوازن و شخصیت که توان کنار اومدن با این آشوب رو نداره، رنج می‌کشه. هرکسی که فقدان رو تجربه کرده باشه، چه از دست دادن یک عزیز یا یک عشق، یا حتی خیانت دیدن از کسی، خیلی خوب میفهمه منظورم از این آشوبِ موسیقاییِ کامل چیه.»

برای شب‌های سرد و Dusty ِ تهران.

The room was fit for two. @lesonge

از در درآمدی و من از خود به در شدم گفتی کز این جهان به جهان دگر شدم گوشم به راه تا که خبر می‌دهد ز دوست صاحب خبر بیامد و من بی‌خبر شدم چون شبنم اوفتاده بدم پیش آفتاب مهرم به جان رسید و به عَیّوق بر شدم گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق ساکن شود بدیدم و مشتاق‌تر شدم دستم نداد قوت رفتن به پیش یار چندی به پای رفتم و چندی به سر شدم تا رفتنش ببینم و گفتنش بشنوم از پای تا به سر همه سمع و بصر شدم من چشم از او چگونه توانم نگاه داشت کاول نظر به دیدن او دیده‌ور شدم بیزارم از وفای تو یک روز و یک زمان مجموع اگر نشستم و خرسند اگر شدم او را خود التفات نبودش به صید من من خویشتن اسیر کمند نظر شدم گویند روی سرخ تو سعدی چه زرد کرد اکسیر عشق بر مسم افتاد و زر شدم - غزل ۳۷۴ سعدی

شایدم اون chainای که ازش حرف میزنن واقعا نفرین‌شونه. واقعا این دوتا آدم نفرینِ هم شدن. زنجیر واقعا اونا رو کنار هم نگه داشته. [Chain, keep us together]. بعد ۴۰ سال هنوز هم موقع اجرا به هم نگاه میکنن و انگار ته چشم‌هاشون یادشون میاد که آره واقعا you would never break the chain. اون‌ها هیچوقت نتونستن از دست زنجیر خلاص بشن. اونا به هم زنجیر شدن.
Time casts a spell on you but you won't forget me.

بیس‌ش آتیشِ سیگاریه که خاموش نشده، انگار قراره باهاش یه جنگل به آتیش کشیده بشه. آرومه، شلوغ نیست، ولی دیوانه‌س. شرور نیست ولی خیلی وقته دیگه به هیچ‌چیز اهمیت نمی‌ده. بیس این قطعه فوق‌العاده‌س.