ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

˹ Med & Mind ˼

˹ Med & Mind ˼

前往频道在 Telegram

Just a curious medical student 🩺🍓 A quiet corner for books, ideas and medicine 🐦‍⬛📚 .*•° 5/14 ----- منابع 🔗(https://t.me/manabe_man) ----- ارتباط 🔗ربات ناشناس( @msincrrrbot )

显示更多
420
订阅者
-224 小时
-17 天
+530 天
帖子存档
اینجا هم به این موضوع اشاره کرده ام که من برای رسیدن به پزشکی خیلی سختی کشیدم. انصراف دادن از دانشگاه بار روانی زیادی روی دوشم گذاشته بود و کابوس این رو می دیدم که نکنه اشتباه بزرگی کرده باشم. علاوه بر این همه امتحانات نهایی پایه دوزادهم رو دادم چون نمراتم برای قبل از سال ۴۰۲ بود و باطل بود، تراز ذخیره کنکور هم نداشتم که خیالم راحت باشه چیزی رو از دست نمیدم. در کل از صفر شروع کرده بودم و موفقیتم برام مثل یه معجزه است‌. یکی بهم گفت "بعدا داستانت خوندنی میشه." :))

+ البته این رو هم اضافه کنم که من تراز سیوی ۴۰۲ نبودم. رشته ای که قبول شده بودم سال ۴۰۱ بود.

وقتی که می خواستم از رشته قبلی انصراف بدم با اینکه خانواده می دونستند که با انصراف من باید هزینه هنگفتی به دانشگاه بدیم با این حال از انصراف من حمایت کردند.

سلام، در اصل کسایی از جانب فامیل اذیت میشن کسانی هستند که خانواده هاشون خیلی با فامیل در ارتباط اند. خانواده ما رابطه ها اونقدر قوی ندارند که توی زندگی شخصی همدیگر دخالت کنیم، دید و بازدید هامون هم خیلی محدود هست به طور مثال فقط برای عید های خاص ممکنه هم رو ببینیم و با برخی هم کلا قطع رابطه کردیم، اگرچه با اونهایی که رابطه داریم تماس تلفنی ماهانه یا هفتگی داریم. از بحث فامیل بیرون بیایم، من بار اول که قبول نشدم از جانب خانواده و هیچ کسی اذیت نشدم و اینکه رشته دیگه قبول شده بودم و همه فکر می کردن که من دارم اون رشته رو ادامه میدم در حالی که من دو ترم خوندم و بعد انصراف دادم که دوباره کنکور بدم و هیچ کسی از قضیه انصراف من باخبر نشد تا اینکه خبر قبولی رشته جدید رو بهشون دادیم.

سلام خوبی؟؟ ی سوال پشت کنکوری بودن برام یک درامای خاص بود؟ یعنی اذیت میشدی که پشت کنکوری یا نه و توی دانشگاه مسخره نشدی؟ یا تو فامیل

بین زندگی که خیال می کردیم و زندگی واقعی مایل ها فاصله است... ولی کسی چه می دونه، شاید تونستیم برای یه بار هم که شده یه اپسیلون از شادی توی رویاهامون رو توی واقعیت تجربه کنیم.

+1

ارزشیابی اساتید چگونه گذشت؟ با اینکه یه جاهایی یکم از تعداد کمی از اساتید دلخور شدم ولی به همه بسیار خوب دادم 🌱✨️ بیاید امسال مهربون تر باشیم. - happy 2025 ♥️

دیگه ترم اول تمام شد و از شنبه (۱۵ ام دی) وارد بازه امتحانات پایان ترم میشیم تا ۷ ام بهمن.

نگید یه منشی مثل خانم شیرزاد نمی خواید :"))

تبلت قلم دار/آیپد/سرفیس خریدن لازم یا ادایی؟ جواب: ۱۰۰٪ ادایی توجه: اگر شما واقعا دوست دارید بخرید و برای خودتون یکی داشته باشید من نمی خوام مانع تصمیمتون بشم و در واقع هدف من اینکه جلوی این رو بگیرم که فردا نگید "وای من باید حتماااا n میلیون بدم و فلان مدل تبلت/سرفیس رو بخرم مگه نه اصلا نمی تونم درس بخونم 🗿"
توضیحات: ببینید قبل از اینکه من وارد دانشگاه شم یه سری فیلم هایی از دانشجوهای پزشکی بلاگر/چنل دار دیده بودم که اونها کلا با تبلت و... درس می خوندند، باهاش پز می دادن، کلی عکس و فیلم در مورد تبلتشون گذاشتن و... بعد این فکر به ذهنم رسید که پس منم باید داشته باشم یا حتما لازمه و... اما من عجله نکردم و نخریدم. با خودم گفتم صبر می کنم مقداری بگذره و بعد تصمیم بگیرم که بخرم یا نه. خب وقتی که وارد دانشگاه شدم کسی از همکلاسی هام نداشت، که بعدا یکی خرید و بقیه هم از اون یادگرفتن. مثل ویروس می مونه، یکی که بخره بقیه هم ازش تقلید می کنند، همینقدر بچگانه. من جزوه نوشتن توی دفتر / کلاسور بیشتر ترجیح میدم، چون اولا سرعتم بیشتره و دوامش هم بیشتره‌. خلاصه نگران این نیستم که نکنه یه وقت تبلت خراب بشه و دیگه نتونم بخونم و... همچنین انتشارات دانشگاه ما همه جزوه ها رو با قیمت کم (حداکثر ۱۸۰ تومن) چاپ می کنه و فنر می زنه و راحت میشه سر کلاس ورق زد و ساعت ها خوند بدون اینکه نگران شارژ دستگاه باشم. برای عکس ها هم من آناتومی نتر رو خریدم و وقتی جزوه می خونم جلوم بازه و کارم راحته. در کل بچه هایی که می خرند بیشتر به خاطر چشم و هم چشمی از هم می خرند. یعنی طرف تاحالا سر کلاسها جزوه نمی نوشته ولی از وقتی خریده میاد آیپد رو میزاره روی دسته صندلی و با کلی ناز و ادا رنگ قلم عوض می کنه و یه چیزایی می نویسه، ولی نمی تونه به اندازه مثلا من بنویسه. بالاخره تبلت هم حدی داره نمی تونی هر روز چندتا ۲ ساعت تمام باهاش بنویسی حتما اینقدر روش ضربه بزنی عمرش رو کم می کنه و چه بسا استاد هم سریع حرف میزنن سرعتت توی نوشتن کند میشه. و اینکه موقع درس خوندن، چون به اینترنت وصل میشه و اپلیکیشن های اجتماعی روش نصبه میبینی شب امتحان طرف هی آنلاین و داره چت میکنه، بهش میگیم برو بخون میگه دارم می خونم 😐 خب این داره تمرکزت رو کم می کنه!! حداقل روش برنامه نصب نکن که حین درس خوندن مثلا بیای تلگرام رو چک کنی.

سلام خوبی. من یه سوال داشتم ..ورودی بهمن پزشکی هستم و واسم سوال بود آیا داشتن لپتاپ یا آیپد برای من ضروریه و نباشه به مشکل میخورم ؟ حقیقتش اینه من یه مبلغی پول کنار گذاشتم ، و میتونم راحت لپ تاپی که میخوام رو بخرم اما تا الان لپ تاپ نداشتم و میترسم به کارم نیاد و نتونم ازش استفاده بکنم ، از طرفی یه لپتاپ با صفحه لمسی میخواستم بگیرم که کار جزوه نویسی هم راحت بکنه و... اما نمیدونم که تصمیمم درسته یانه چون که یه مقداری هم اعتماد به نفس پایینی دارم حس میکردم اگه بینیم و عمل بکنم تصمیم بهتری باشه تا خرید لپ تاپ توی ترم اول میشه راهنمایی بکنید ؟؟

گاهی اوقات در حالی که می دونم کاری رو درست انجام دادم ولی احساس می کنم اشتباه انجامش دادم و این احساس باعث میشه به زحمت بیفتم، مثلا دوباره بررسی کنم و زمان بیشتری صرف کنم.

امتحان داشتن خصوصا یه امتحان مثل کنکور که بازه طولانی از زندگی رو درگیر می کنه، یه جورایی فلج کنندست. ببینید یعنی مجبور میشی همه برنامه هات، روتین هات، تفریحاتت، تایم استراحتت، ورزش کردن، مطالعه های متفرقه ات یا کارهای هنری و ... خلاصه همه کارهای نرمال زندگیت رو براش فدا کنی. امتحانات این روزای من حداکثر یک ماه زندگی من رو درگیر می کنه و کاری جز درس خوندن نمی تونم انجام بدم ولی اونی که چند سال از زندگیش رو داره وقف کنکور می کنه چی؟ ببین چند سال از عمرش رو داره فدا می کنه. پس زود باش دوست من هر چه زودتر از شرش خلاص شو :))

من درگیر امتحانات هستم بچه ها الان مطلع شدم که به پشت کنکوری ها فرصت ترمیم داده شده. لطفا خواهشا التماسا (کلمه جدید😔) درستون رو بخونین امسال جمع کنین کار رو. راحت شید از این چرخه معیوب که روح و روانتون رو داره بهم میزنه، خلاص شید از این کنکور!! برای همتون امیدوارم ۴۰۴ کنکور آخرتون باشه.

در حالت عادی یه حرف بی ارزش یا یه نکته خنده دار ممکنه اصلا باعث خندیدن نشه، مثلا ممکنه در نهایت ممکنه یه پوزخند بزنی ولی نمی دونم چرا جاهای حساس که نباید خندید این موضوع صدق نمی کنه.

خاطره:
امروز ظهر سر کلاس اندیشه استاد داشت در مورد روح و جن و معاد و... حرف می‌زد بعد یه فیلم گذاشت که داشتن یکی رو کفن می کردن و در مورد مردن بود، دخترا اکثرن گریه می کردن وضعیت روحی روانی خیلی بدی بود کلا. یهو این وسط یه پسری که پشت سر من نشسته بود به دوستش گفت "چه دختر خوشگلی شد. (منظورش توی فیلم همون مردی که ای کفن کردن و فقط صورتش بیرون بود، انگار مثل یه چادر بود). بعد من نمی تونستم خندیدنم رو کنترل کنم، به سختی نفس می کشیدم بعد دوستش فکر می کرد دارم گریه می کنم، بهم می گفت آروم باش بابا چیزی نیست و دستم رو گرفت. اون لحظه خندیدن من بیشتر شد، صورتم قرمز شده بود و نفسم بند آمده بود. خلاصه وضعیت بدی بود، لامپ ها و شیار های دیوار رو شمردم تا خندیدنم تموم بشه.

حتی روز اولین امتحان ترم کلاس جبرانی داریم و حق غر زدن نداریم چون میگن "دانشجوی پزشکی باید سختی بکشه."