Bleeding Scars
前往频道在 Telegram
229
订阅者
无数据24 小时
+117 天
+1130 天
帖子存档
قزوینیه یه بچه خوشگل بلند میكنه، میبره خونه. خلاصه واسه اینكه مخ پسره رو بزنه، میره آلبوم خانوادگیشون رو میاره، شروع میكنن با هم تماشا كردن. قزوینیه واسه پسره تعریف میكرده كه: بالام جان، اینو كه میبینی، پسر خالمه من کردمش، مهندس شد این یكی رو كه میبینی، پسر داییمه، اینم من کردم، دكتر شد. خلاصه همین طور یكی یكی فامیل رو نشون پسره میداده و میگفته كه من کردمش و فلان كاره شد، یهو مادر قزوینیه از آشپزخونه داد میزنه: بالام جان، اگه میده بکن اگه نمیده بیخود فامیلو کونی نکن
