حوالیغرب'
前往频道在 Telegram
«در پی راهی برای زنده ماندن.» -متن های که اسم نویسنده آخرش نیست رو خودم مینویسم. پس خواهشا،کپی نکنید و اگر که دوست داشتید فور بزنید.
显示更多509
订阅者
无数据24 小时
-57 天
-8430 天
帖子存档
509
بخوام عشق رو کوتاه تعریف کنم میگم؛ پذیرش مسئولیت ها و وظیفه های که این روزا دیگه خیلی کم رنگ شدن.
509
بنظرم دلتنگی واقعی تر از عشقه.
عشق یه حسه که کامل واضح نیست،خشم داره،دوست داشتن داره،ترس داره و... ولی دلتنگی معلومه اونقدر عمیقه که نه خشمی توشه و نه ترسی:)!
509
باید بگم بله منم خسته شدم،گریه کردم،به زمین خوردم،بندی که به زور بهم گره زده بودم پاره شد،چیزایی که دوست داشتم رو از دست دادم و... ولی هیچوقت کم نیاوردم و هیچوقت از تلاش کردن دوباره و دوباره دست نکشیدم.رازش همینه دوستان کم نیاوردن و کم نیاوردن.
509
میگفت آدم های که قبلا تو زندگیم بودن دیگه ذوقم رو گرفتن.
شاید اشتباه بودن یا درست بودن نمیدونم. ولی انگار دیگه چیزی واسم مثل قبل جذاب نیست.
509
ولی من همچنان که دارم رو به جلو حرکت میکنم و واسه چیزی که تو ذهنمه تلاش میکنم؛غصه نشدن های رو میخورم که اگه الان تفاق هم بیوفته دیگه ارزشی نداره.
509
بعضی وقتا واسه یسری از آدما واقعا اولین اشتباه باید مساوی باشه با آخرین اشتباه.
وگرنه یابو برشون میداره و فکر میکنن خبریه.
509
زندگی واقعا عجیبه.
یه روزی از ته دل واسه رفتن کسی خوشحال میشی که شاید چند ماه قبلش بخاطر نبودش اشک میریختی.
509
فکتی که تازگی به نتیجه اش رسیدم:
پسر خوشکله اگه براش تلاش نکنی بقیه برای دختر خوشکله تلاش میکنن.
