ستارهِ آبی؛
前往频道在 Telegram
189
订阅者
无数据24 小时
-47 天
-1730 天
数据加载中...
吸引订阅者
九月 '269月 '26
九月 '260
在3个频道中
八月 '260
在1个频道中
Get PRO
七月 '26
+4
在5个频道中
Get PRO
六月 '260
在1个频道中
Get PRO
五月 '260
在1个频道中
Get PRO
四月 '260
在0个频道中
Get PRO
三月 '260
在0个频道中
Get PRO
二月 '260
在0个频道中
Get PRO
一月 '260
在1个频道中
Get PRO
十二月 '250
在0个频道中
Get PRO
十一月 '250
在0个频道中
Get PRO
十月 '25
+1
在0个频道中
Get PRO
九月 '25
+3
在2个频道中
Get PRO
八月 '25
+20
在5个频道中
Get PRO
七月 '25
+8
在5个频道中
Get PRO
六月 '25
+15
在4个频道中
Get PRO
五月 '25
+61
在7个频道中
Get PRO
四月 '25
+31
在4个频道中
Get PRO
三月 '25
+25
在6个频道中
Get PRO
二月 '25
+21
在1个频道中
Get PRO
一月 '25
+152
在6个频道中
Get PRO
十二月 '240
在3个频道中
Get PRO
十一月 '240
在1个频道中
Get PRO
十月 '24
+101
在2个频道中
频道帖子
| 2 | هرکدوم از ما به یه شکلی از خونه میریم. | 21 |
| 3 | Toto - Hold the Line.mp3 | 21 |
| 4 | فراموش نمیشوی،جانا؛
عزیزکم، چه بسیار دلتنگِ شما بودم و چه خوش بیتابیم را شنیدهای که قلم بر ورق چیدهای...
حالِ دلت خوب است؟ لبخند به لب داری یا که آغوشم را برای بغضهایت باز کنم؟
میخواهم همه چیز را برایت بنویسم؛ حتی اگر مهم نباشند و تو نخوانی. اما دست کم شاید با مرورشان بفهمم زندگی جریان دارد و جلوی مرگ را بگیرم.
تو کنارم نبودی و اما در تک تکِ ثانیههای زندگیام حضور داشتی. همراهِ من گل هدیه گرفتیم و ساعتها خیابانها را قدم زدیم؛
همراهم از سرمای اندکِ پاییزی لذت بردی. برای مدتِ طولانی، زیرِ لحاف خود را از آدمها مخفی کردیم. مزه نارنگیای که برایت پوست کندم را یادت هست؟ البته نبودی که آن را بچشی اما در اتاقکِ ذهنِ من همهچیز را باهم امتحان کردیم؛ از ترکیبِ جدیدِ سادویچِ شامِ سه شب پیش گرفته تا ورق زدن کتابها به هنگام خواندنِ جملههای هایلایت شدهِ چند ساعت پیش...
نبودی اما برایت آرزو کردم در حالِ انجام هرکاری که هستی در آن شاد باشی. شاید برسد روزی که با ذوق بیایی و برایم بنویسی: هی دختر در فلان امتحان قبول شدم! و یا امروز با غمهایم خداحافظی کردم و آنها را همراهِ باد به خدا سپردم. من نیز در جواب، قربان صدقهِ تک دخترِ زیبارویم بروم.
شاید بارها مسیرِ ما از هم جدا شد اما باز به هر طریقی به هم رسیدیم و از خدا میخواهم که این رسیدنها پایانش به مرگ ختم شود و بس؛
نگاهِ من متعلق به توست و تو، متعلق به من. این تویی که به نامههایم معنا میدهی پس خودت را از من دریغ نکن.
_ازآبیِهمیشهغمگینبهدردانهِکوچکِزیبا؛ | 84 |
| 5 | sticker.webp | 31 |
| 6 | -حال شما خوب است ؟
من که پا به پای برگ های این پاییز میمیرم.
البته عذر مرا بپذیرید که باید بگویم،
قصهیِ گمگشتگی کلمات هنوز هم ادامه دارد و من هم در پیشان به درک رفتهام!
میپوسم،
میمیرم
و مرده تر از پیش برمیخیزم.
دستم به نوشتن از شما نمیرود.
نکند که اشکی در هماهنگیِ بیرحم کلماتم، از نگاهتان جاری شود؟
به هر دری خیره میمانم
بی تعارف بگویم
چشم انتظار قدم های شما نیستم.
تنها، عاشقی هستم
که حسرت
آغوش مرگی را دارد که مانند شما، نگاهی به رویش نمی اندازد.
شاید او هم از این حضور تعفن آور فراری شده است.
پیش از این روز ها
هرچه زخمم میزدند
میگفتم؛
مگر چه میشود؟ مرگ که نیامده است!
دردم از همین است،
من ماندم و
مرگ نیامد.
پیش از کلمات شما
باید بگویم که
بله،
میدانم که زندگی کهکشانی بیکران
و شاید هم مردابی مسموم است که به این لحظات بسنده نمیکند.
برای من هم این چنین نمیماند.
یا غرق خواهم شد در آرزویی که از آن میمیرم،
یا گم خواهم شد در ستارگانی که سوخته اند. | 30 |
| 7 | 没有文字... | 31 |
| 8 | صدای قدمهات رو شنیدم؛ | 38 |
| 9 | هرچقدر بیشتر به پرتگاه خیره بشی، پرتگاه هم به تو چشم میدوزه... | 42 |
| 10 | 没有文字... | 43 |
| 11 | ماری عزیزم؛
شاید باورش برایت دشوار باشد اما، من دختر بودن را دوست دارم...
نه اینکه همیشه خشنود باشم نه...
اما دوست دارم! | 25 |
| 12 | تو نبودی و ثانیهها میل به گذشتن نداشتن... | 106 |
| 13 | sticker.webp | 113 |
| 14 | دلبندم، گفته بودم مرگ، روزی ما را جدا خواهد کرد و ای کاش آن روز پائیز باشد؛ همانگونه که در پائیز، عشقِ میانِ ما جان گرفت. و هنوز گلدانِ زندگیات را آب میدهم. تو را خواهم دید؛ در پائیزِ دنیای دیگر... | 116 |
| 15 | شاید روزی که دردها به پایان رسید برایت تعریف کردم چه چیزهایی را پشت سر گذاشتم. | 110 |
| 16 | میخواستم نجاتت بدم؛ اما خودم تو چاه بودم. | 168 |
| 17 | 没有文字... | 113 |
| 18 | Girl-In-Red-We-Fell-in-Love-in-October-320.mp3 | 141 |
| 19 | Start of October. | 133 |
| 20 | سریالی که تموم کردم باعث شد خودمم همراهش تموم شم. | 112 |
