تاریکیـےِ روح (closed)
前往频道在 Telegram
248
订阅者
无数据24 小时
-247 天
-20330 天
帖子存档
خب بله؛
از اونجایی که خیلی حوصله ندارم و البته که سخته نگهداری دوتا چنل برام
اینجا کلوزد میخوره و فعالیتی دیگه توش انجام نمیشه
مرسی که بودید تا اینجا کنارمون
اگه دوست داشتید باهام در ارتباط باشید بفرمایید چنل اصلیمون 🩶'
https://t.me/awynorrific *
https://t.me/e9yes/11409?single
خیلیی قشنگگ بودشش
هم متن هم مودبرت خیلی خفن و جالب بودد
عالیی شدهه))
خسته نباشی عزیزمم
اگه مثل پست قبلی خیلی ایگنور شد پاکسازی میزارم
چون حوصله نداشتم خیلی فعلا نزاشتم
گاهی اوقات مجبوࢪیم بپذیرࢪم که
بعضی از آدم ها فقط می توانند دࢪ قلبمان بمانند نه دࢪ زندگیمان..
هنوزم وقتی که ساعت ۴ صبح میشه، بلند میشم و کنار مبل کنار پنجره میشینم و منتظر میمونم تا بیای و دوباره از پایین پنجره بهم لبخند بزنی و با اون لباس و شلوار مشکی رنگ همیشگی بازم شروع کنی برام شعر خوندن، ولی میدونی ، خیلی وقته که دیگه هیچکسی از اون کوچه عبور نمیکنه هیچکسی دیگه زخم های روی پوستم رو نمی بوسه و بهم نمیگه که همه چی درست میشه. الان به جای اینکه لب هام لب های تورو ببوسه ، چندسالیه که فقط از سیگار بوسه میگیره .. نمیدونم چقدر گذشته که دیگه ندارمت ولی هنوزم احساس میکنم اینجایی کریس، هنوز اتاقم بوی عطر تورو میده مگه ترکم نکردی؟ پس چرا هنوز بوی عطرت همه جای خونه هست؟ من خسته شدم از این بی تکلیفی خسته شدم از فرار کردن این حقیقت که دیگه توی قلبت،هیچ اثری از رد بوسه های من نیست امیدوارم زندگی خوبی رو بدون من داشته باشی، حتی نمیدونم الان داری چیکار میکنی منی که از لحظه به لحظه زندگی تو خبر داشتم، الان حتی نمیدونم چه حسی داری ولی خب من میخوام بهت بگم چه حسی دارم . تنها حسی که این روزا تجربه میکنم درده! درد همه ی وجودمو گرفته کریس، درد دوریت کل بدنمو گرفته تمام آن جاهایی که بوسیدی، دارن شروع به سوختن میکنن ، میدونی .. کم کم دارم از بین میرم . نمیدونم چندساعت یا حتی چند ثانیه دیگه ممکنه نفس بکشم فقط خواستم بهت بگم ؛ این قلب حتی اگه مرده باشه بازم به تو تعلق داره دوست دارم روح زخم خورده ی من..
