2 954
订阅者
无数据24 小时
-77 天
-2830 天
帖子存档
https://t.me/c/2206033842/12637
باتم میتونه لحظه آخری به کسی که دستور اعدامش رو داده بگه که حاضره با دخترش ازدواج کنه در صورتی که تاپ اعدام نشه☝️
بعد وقتی که تاپ آزاد شد روز عروسی باتم، باهم فرار کنن و با دوتا هویت جعلی کنار هم شروع به زندگی کنن☝️
عشق ماااا ادمین دیپررر 🎉
یوهووو کارت حرف نداره دلمون سناهای بیشتر ازت میخواد زود زود دلتنگت میشیم🥹
باتم و تاپ هردو فرمانده ارتش بودن اون دوتا تعریف همو شنیده بودن ولی هیچ وقت همدیگه رو ملاقات نکرده بودن باتم توی کارش خیلی جدی بود و همه با وجود ظرافتی که داشت ازش حساب میبردن. و تاپ به جذابیت و جدی و خشن بودنش معروف بود و حرفش همیشه یکی بود. وقتی کشور دچار آشوب میشه از طرف پادشاه اونا مامور میشن تا باهم همکاری کنند در ابتدا نمیتونستن باهم کنار بیان چون هردو یکدنده و لجباز بودن و هر کدومشون میخواست حرف خودش رو میز بشینه ولی به مرور یاد میگیرن که باهم کنار بیان ماموریت که رو به پایان میره برای تاپ پاپوش درست میکنن و محکوم به اعدام میشه اونم درست وقتی که میخواست عشقش رو به باتم ابراز کنه
وقتی دستاشو به قول و زنجیر میبندن میخوان ببرنش با لبخندی که درد داخل قفسه سینش رو پنهان میکرد رو به باتم حرف دلش رو میزنه
- بهم بگو که این فقط من نبودم که وقتی تو چشمات نگاه میکردم انگار شراب صدساله رو سر میکشیدم... ﹙⛓💥﹚ t.me/PixieHalllow ﹙#Gay﹚
