2 954
订阅者
无数据24 小时
-77 天
-2830 天
帖子存档
گپ رولمون ، پلیر ثبت نام میکنه
شرایط ورود: وقتتون آزاد باشه و خوب رول برید ( متوسط رو به بالا )
شرایط ثبت: اسم رولتون ، سن خودتون و چند سال پلیر هستید رو توی پی وی بهم بگید
@Kiiliiian
تا زمانی که این اگهی تو چنله یعنی کسیو پیدا نکردم ، پس اگه میخواید ، بیایید
برای رول گروهیمون یکیو میخوایم که تو رول رقابتی و کوری خوندن قوی باشه
بیایید پی
@Kiiliiian
همیشه برف باعث میشد بدنش به لرزه بیوفته ، اون از کریسمس بدش میومد ، باتم از فصل زمستون بیزار بود چون دوست پسرش تو این فصل به کما رفت درست زیر اولین برف زمستون و بعدش معلوم شد اون تلاش ناموفق برای خودکشی بوده و تنها شدن باتم ، از عمد
باتم از اون پسر متنفر شده بود و منتظر بود تا بهوش بیاد و رسما باهاش کات کنه ولی تو هفته سوم یهو بیمار مفقود میشه
الان سه سال از گم شدنِ جسم تاپ میگذره و هرسال شب کریسمس و هرشبی که برف میومد یه نامه معذرت خواهی با یکی از هدیه های مورد علاقه باتم با اسم ناشناس میومد در خونش
باتم که به خاطر این دوری طاقت فرسا اون حس تنفر رو فراموش کرده بود بدجوری بیقرار تاپ شده بود و دلش میخواست زودتر پیدا بشه و یه بار دیگه تو آغوشش گم بشه درحالی که دارن از طعم قهوه گرم لذت میبرن
درست شبی که مثل همیشه برف میومد باتم منتظر نامه بود ، اون بعد صدای زنگ بلافاصله درو باز میکنه و طبق عادت چشماش روی زمین بود تا نامه رو برداره ولی اینبار با یه جفت کفش روبه رو میشه و چهره تاپ که تو این سه سال داد میزد از دلتنگی پرپر شده
باتم با انداختن خودش تو بغل پسر مورد علاقش و یه شب پرشور ، قصد داشت خاطره بد برف رو از ذهنش پاک کنه ،
t.me/PixieHalllow 〞#Gay
፥ 🧩 ˖ #Couple ,#Smut
تاپ یه الفای خشن و بداخلاق بود که به خاطر این که از سمت مادرش رها شده بود از تمام امگاهایی که بوی شیرین و دلپذیر توت فرنگی داشتن متنفر بود ، اون از این که اون امگاها مورد توجه قرار بگیرن خشمگین میشد
اون شامه خیلی قویای داشت و شبا به زندگی اونا پایان میداد و دستاش آلوده به خون خیلی ها بود
اون شبا شکارچی بود و روزا رئیس یه شرکت
کارمند جدیدش بوی توت فرنگی میداد ولی عطری که همیشه همراهش بود اونو به اشتباه مینداخت ، باتم یه عطر با رایحه توت فرنگی داشت و نمیشد تشخیص داد این رایحه خودشه یا عطرش
تاپ خیلی بهش اهمیت نمیداد و مدام ازش فاصله میگرفت و بهش سخت میگرفت و مدام دنبال این بود تا به خودش ثابت کنه اینم یه امگای توت فرنگیه و تقشه قتلشو بچینه
باتم متوجه زخم های متعدد تاپ شده بود و میخواست دلیلشو پیدا کنه ، اونو تعقیب میکنه و اخر شب بهش برمیخوره که بالاسر جنازه یه امگای مرده وایساده ولی چیزی که توجه باتم رو جلب کرد زخم تازه دست تاپ بود ، اون بدون توجه یه جنازه سریع خودشو به تاپ میرسونه و سعی میکنه دستشو تمیز کنه و شاید این اولین توت فرنگی ای باشه که قراره به دل یه گرگ قاتل بشینه
t.me/PixieHalllow 〞#Gay
፥ 🍓 ˖ #Omegavers ,#Killer
