2 954
订阅者
无数据24 小时
-77 天
-2830 天
帖子存档
تاپ نگهبان مدرسه ای بود که باتم داخلش درس میخوند ، باتم طی این سه سال رابطه ی صمیمی ای با نگهبان مدرسش پیدا کرده بود و هر روز بعد از رفتن تمام بچه های مدرسه کمی تو اتاقک نگهبانی میموند و با تاپ حرف میزد ، تو سال آخر مدرسه باتم و یه هفته بعد از تولد هیجده سالگیش مجبور میشه بخاطر چندتا کلاس تا آخر وقت مدرسه بمونه،
اون که با یادآوری اینکه تاپ قول کادوی تولد بهش داده بود به سمت اتاقک نگهبانی میره و قول تاپ رو بهش یادآوری میکنه.
تاپ که درست منتظر همچین فرصتی بود در اتاقکش رو قفل میکنه و همزمان با بغل گرفتن باتم زیر گوشش زمزمه میکنه.
-میخوام به عنوان کادوت تو رو مال خودم کنم شکلات تلخم.ㅤ ፥ t.me/PixieHalllow ˖
خیلی خوشگل موشگل ونازنازیه
(اصلا به خاطر این نیست که خودم نوشتمش)
ریاکت فراموش نشه گوجی بوجیای عمو
