2 954
订阅者
无数据24 小时
-77 天
-2830 天
帖子存档
بخدا نصف اونایی که ادعا میکنن خشن دوست دارن تو ریل گوشه انگشتشون ببره از سوزشش کلی غر میزنن :/
نمیدونم چیه ... انقدر الکی سبک بی دی اس ام و خشونتو بردید بالا ، اگه یه بنده خدایی وانیلا باشه خجالت میکشه بگه من وانیلا ام
بچه ها . یکی دوتا سناریو صافت و روتین میزارم بعد میرم سراغ درخواستی های خشنتون
اگه تو دلت خواست تو سناریو . به پارتنرت بگو خرگوش صدات کنه ...
ولی بیس لزبین بی دی اس ام رو مینویسم
این که گاهی درخواست های اینجوری میدید کاملا سلیقه یک نفر شماست . من باید سناریویی بنویسم که خام باشه و همه ازش استفاده کنن
دوستان یه سری جزئیات و لقب ها و فضا سازی ها مربوط به خود پلیر هاست . من فقط سناریو خام تحویلتون میدم
تاپ یه مرد حدودا چهل ساله ورزیده و هیکلی عه که خط و خش های روی صورت و بدنش داد میزد تازه از زندان آزاد شده
اون رئیس یه باند تبهکار قاچاق و احتکار اسلحه بود که گیر افتاد و بعد از 10 سال حبس ، بالاخره ازاد شده ، اون خشونت نهفته ای درونش داره و شخصیتش شبیه سنگیه که اگه ترک بخوره از دلش آتیش میجوشه ، اون تصمیم گرفته بود جرم رو کنار بزاره . یه شرکت بزرگ مواد غذایی تاسیس کرد و تمام اعضای باندش سدن پرستل و کارمند هاش ولی تصمیمی برای کنترل خشمش نداشت
باتم یوتوبری بود که عاشق غذاهای جدید بود و رستوران هارو توی کانالش تبلیع میکرد و خیلی معروف و موفق بود
فودکورت شرکتِ تاپ به خاطر رفتار خشونت آمیز پرسنلش که همه جزوی از باندش بودن خیلی محبوب نبود و همین طور برند شرکتش همیشه به چالش میخورد
تاپ ، باتم رو استخدام میکنه تا فودکورت شرکت رو تبلیغ کنه ولی به خاطر برخورد نامناسب پرسنل قراردادشو با تاپ فسخ میکنه ولی این خیلی باب میل اون وحشیِ خاموش نبود
تاپ ، باتم رو توی عمارتش حبس میکنه و از تنها برادر کوچیکش به عنوان اهرم فشار استفاده میکنه و باتم رو مجبور میکنه تا کاری کنه شرکتش رو به بالا پیشرفت کنه و توی هربار شکست که حتی باتم هم مقصر نبود کلی سرزنش میشد و بدنش پر جای شلاق و کبودی های خونمرده میشد و حتی بارها توسط تاپ مورد تجاوز قرار گرفته بود ، بعد یه مدت تاپ زنجیر های دست باتمو باز میکنه و ازش میخواد بره ولی باتم به خاطر دلبستگی به هیولایی که یاد گرفته بود دوست داشتن یعنی کنترل دیگران ، کنارش میمونه
t.me/PixieeHallow 〞#Straight
፥ 🍷 ˖ #Rape ,#Drama
