2 954
订阅者
无数据24 小时
-77 天
-2830 天
帖子存档
دومین رولی گه رفتیم یه خوناشام بود که مغازه عتیقه فروشی داشت و بشدت بهش میومد
نه ببین ... من شخصیتم خیلی کلاسیکه . تو برخورد اول تا یه مدت که با طرفم راحت باشم یه ذره سنگین رفتار میکنم .
منظورش از خودمونی بودن . اب شدن یخ رابطمونه
https://t.me/c/2206033842/8875
منظور از باهم خودمونی شدیم اینه که یهو روی تخت حرکات چرخشی میزنیم
زیر به رو
رو به زیر
البته اوایل شرط این بود که فقط رول بریم و هیچ مکالمه ای جز شب لخیر و صبح بخیر نداشته باشیم
حتی یه گپ حدا زدیم برای صحبت و اشکال گیری
خود این پروسه یک ماه طول کشید تا بفهمیم بین رول میتونیم باهم حرف بزنیم و یا اصلا چی بگیم که وقتمون بگذره
ابهتش خیلی زیاد بود و رسمی بود ، فاکتور دیگه ای که برام اهمیت داشت این بود که ازم بزرگتر بود و من با کسی که ازک بزرگنره توی برخورد اول ، خب مسلما نمیتونم مثل کسی که همسنمه رفتار کنم
این بود که خلاصه نم نمک باهم خودمونی تر شدیم
یه پیشنهاد میشه بدم؟ من فک میکنم برای عکس سناریوها اگه از عکسای ریل بجای انیمهای و اوسی استفاده کنید خیلیخوب میشه :) خواستید منم میتونم بفرستما.
