2 954
订阅者
无数据24 小时
-77 天
-2830 天
帖子存档
ممبر مریضتون اومد با درخواستای کثیف و عجیببب
یه سناریو بنویس که تاپه اجوشی باشه و با باتم پسر عمو یا داداش باشن بعد تو یه مهمونی خانوادگی چون تاپ چند ماه بود که ایگنورش میکرد از زیر میز با تاپه ور بره و تاپه در نهایت تو یکی از اتاقای همون خونه باتم و بفاک بده
Repost from N/a
﹙ #Theory ﹚
میگن بعضیا از «سویِ نسیم» میان، نه از دل خاک.
اونها فرزندانِ لحظهان؛ نه گذشته دارن، نه آینده فقط الان رو جادو میکنن.
بهش میگن دخترِ فصلهای گمشده.
گل کوچیکی که به موهاش زده، در واقع نشونهی پیمانیه قدیمی بین انسان و طبیعت.
هر بار که لبخند میزنه، یکی از رنگهای دنیا برمیگرده سر جاش.
میگن لباسش از رشتههای نور بافته شده، همونایی که خورشید جا گذاشته وقتی برای استراحت غروب کرده.
چشماش یادِ نسیمی رو دارن که اولین بار، آسمون رو متقاعد کرد تا بباره.
و اگه یه روز دیدی داره به افق نگاه میکنه، بدون داره مسیر یه رؤیای فراری رو دنبال میکنه تا دوباره به جهان برش گردونه.
˓ @Soulfraame ˒
Repost from N/a
﹙ #Story ﹚
صف طولانی بود، ولی بوی شیرینی و گرمای مغازه نمیذاشت خسته شم
وقتی نوبتم رسید، اون کروسان پستهای با رنگ سبز طلاییش برق میزد
یه گاز که زدم، صدای تردش با طعم کره و پسته قاطی شد… واقعاً لذت محض
با پالتوی قهوهای و کراوات طرحدارم وسط جمعیت ایستاده بودم، اما حس میکردم تو یه فیلم فرانسویام
شیرینی، موسیقی ملایم، نور لوسترها… همهچی کامل بود
˓ @Soulfraame ˒
البته که فقط ایدل نیست
از کارکتر های مانهوا ، هالیوود ، انیمه و... گزاشته میشه
