2 954
订阅者
无数据24 小时
-77 天
-2830 天
帖子存档
باتم تو یکی از دوره های قدیمی به عنوان ولیعهد کشور زندگی میکرد، بخاطر موقعیتش اجازه بیرون رفتن نداشت ولی شبونه با پوشیدن لباس عادی توی شهر میگردشت.
تاپ فرمانده گروه دشمنی بود که قصد حمله به کشورِ باتم رو داشت،
باتم درست تو همون شبی که تاپ در حال سرک کشیدن تو شهر بود بیرون میاد، تاپ با اولین نگاه مجذوب باتم میشه اما قبل از رفتن سمتش باتم رو بین جمعیت گم میکنه. تاپ از اون موقع هر شب وقتش رو بین مردم شهر میگذرونه تا بتونه باتم رو پیدا کنه و با آوردنش پیش خودش از حمله در امان بمونه. تاپ که با اصرار های اطرافیانش ناچار به حمله ی یهویی به کشور میشه ، تو اولین حمله دوباره باتم رو به عنوان ولیعهد کشور میبینه.
تاپ تو حمله ی بعدیش برای تصرف پایتخت کشور ، قبل از ورود نیروهاش به داخل شهر خواستار قرارداد صلح میشه و تنها شرط رو داشتن باتم برای خودش قرار میده، باتم که علاقه ی زیادی که گشتن دنیا داشت با وجود تمام مخالفت ها قرارداد رو به امضا میرسونه و خودش شخصا اون رو به دست تاپ میرسونه.
ㅤ ፥ t.me/PixieHalllow
