ch
Feedback
‌ ‌ ‌ 𝚳𝖺𝗀𝗇𝛐𝗅𝗂𝖺 𝖲𝛓𝖾𝗇𝖺𝗋𝗂𝛐

‌ ‌ ‌ 𝚳𝖺𝗀𝗇𝛐𝗅𝗂𝖺 𝖲𝛓𝖾𝗇𝖺𝗋𝗂𝛐

关闭频道

  ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ 𝟤𝟦 . 𝟨 .𝟣𝟦  ` ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌‌ ‌ ‌ @XRMESXSI ` 𝖢𝖺𝗌𝗍𝗅𝖾'𝗌 𝚱𝗂𝗇𝗀 .

显示更多
2 954
订阅者
无数据24 小时
-77 天
-2830 天
帖子存档
شانسش میخواستم الان بزارم ولی سین باگ خورده :)‌

یکی گفت سناریو تاریخی اکشن بزار

خدا بگم‌چیکار نکنه تلو

#Jake , 𝖨 𝗐𝖺𝗇𝗍𝖾𝖽 𝗎𝗌 𝗍𝗈 𝖻𝖾 𝖺𝖻𝗅𝖾 𝗍𝗈 𝖽𝗈 𝗐𝗂𝗍𝗁𝗈𝗎𝗍 𝖾𝖺𝖼𝗁 𝗈𝗍𝗁𝖾𝗋; 𝗇𝗈𝗍 𝗍𝗁𝖺𝗍 𝖨 𝖼𝗈𝗎𝗅𝖽𝗇'𝗍 𝖽𝗈 𝗂𝗍 𝖺𝗇𝖽 𝗒𝗈𝗎 𝖼𝗈𝗎𝗅𝖽. #Pic

#Yeosang , 𝖨 𝗐𝗂𝗌𝗁 𝖼𝗋𝗒𝗂𝗇𝗀 𝗐𝖺𝗌𝗇'𝗍 𝗌𝗈 𝖿𝗎𝗍𝗂𝗅𝖾, 𝖨 𝗐𝗂𝗌𝗁 𝗂𝗍 𝗐𝗈𝗎𝗅𝖽 𝖼𝗁𝖺𝗇𝗀𝖾 𝗌𝗈𝗆𝖾𝗍𝗁𝗂𝗇𝗀. #Pic

#Yeosang ، 𝖨 𝗐𝗂𝗌𝗁 𝖼𝗋𝗒𝗂𝗇𝗀 𝗐𝖺𝗌𝗇'𝗍 𝗌𝗈 𝖿𝗎𝗍𝗂𝗅𝖾, 𝖨 𝗐𝗂𝗌𝗁 𝗂𝗍 𝗐𝗈𝗎𝗅𝖽 𝖼𝗁𝖺𝗇𝗀𝖾 𝗌𝗈𝗆𝖾𝗍𝗁𝗂𝗇𝗀. #Pic

باتم تازه به عنوان کسی که از دانشگاه فارغ التحصیل شده توی بانک مرکزی مشغکل به کار شده و بخص صندوق حساب مشتری هارو به عهده داشت اون هردفعه یه مشتری داشت که با ماسک و کلاه میومد و مبلغ زیادی رو نقد از حسابش خارج میکرد و میرفت ولی چیزی که توجه باتم رو جلب کرده بود نگاه خمار و بی حس اون مرد از زیر ماسک و کلاه بود موها و چهره باتم اونو بین بقیه متصدی ها متمایز کرده بود و بیشتر مشتری ها از اخلاقش راضی بودن اون مرد همیشگی گَه گاهی پشت در بانک وایمیستاد و بدون این که بیاد داخل باتم رو نگاه میکرد یک روز وقتی باتم میاد سر کار متوجه بسته بزرگی میشه که کنار میزش بود و بعد باز کردنش یه پرتره از باتم که با رنگ های طلا و نقره و رنگ های مرغوب طبیعی که قیمت بالایی داشت ساخته شده بود و زیر عکس با رمز لوکیشن یه مکانی بود باتم بعد رمزگشایی مکان متوجه میشه یه قرار ددست زیر برج پاریس ، وقتی باتم به اونجا میرسه با همون چشما مواجه میشه ولی بدون ماسک ،چهره تاپ خیلی سنگدلانه و بی روح بود و همین باعث میشد که باتم کمی ازش بترسه و بدون حرف زدن باهاش قرار اون شبو کنسل کنه و ترکش کنه تاپ قلب مهربونی داشت که فقط برای باتم‌ میتپید و هرکار میکرد تا حداقل یک بار دیگه باتم بهش نگاه کنه یه فرصت بده ‌ ‌ ‌ t.me/PixieHalllow 〞#Gay
‌፥ 🐬 ˖ #Drama ,#Romance

‌ ‌ ‌ PIXIE–天使 ‌ ﹛ #MySelf ﹜ ‌.𝖼𝗈𝗆 .ᐟ
+1
‌ ‌ ‌ PIXIE–天使 ‌ ﹛ #MySelf ﹜ ‌.𝖼𝗈𝗆 .ᐟ

#jashua , 𝖠𝗇𝖽 𝗂𝗇 𝗍𝗁𝖾 𝖾𝗇𝖽, 𝖨 𝗅𝖾𝗍 𝗀𝗈 𝗈𝖿 𝖾𝗏𝖾𝗋𝗒𝗍𝗁𝗂𝗇𝗀 𝖨 𝗅𝗈𝗏𝖾𝖽. #Pic

#Leeknow , 𝖣𝗈𝗇'𝗍 𝗍𝖾𝗅𝗅 𝗆𝖾 𝗒𝗈𝗎 𝗅𝗈𝗏𝖾 𝗆𝖾, 𝖽𝗈 𝗍𝗁𝗂𝗇𝗀𝗌 𝖿𝗈𝗋 𝗆𝖾 𝗍𝗁𝖺𝗍 𝗒𝗈𝗎 𝗁𝖺𝗏𝖾𝗇'𝗍 𝖽𝗈𝗇𝖾 𝖿𝗈𝗋 𝖺𝗇𝗒𝗈𝗇𝖾 𝖾𝗅𝗌𝖾. #Pic