ch
Feedback
‌ ‌ ‌ 𝚳𝖺𝗀𝗇𝛐𝗅𝗂𝖺 𝖲𝛓𝖾𝗇𝖺𝗋𝗂𝛐

‌ ‌ ‌ 𝚳𝖺𝗀𝗇𝛐𝗅𝗂𝖺 𝖲𝛓𝖾𝗇𝖺𝗋𝗂𝛐

关闭频道

  ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ 𝟤𝟦 . 𝟨 .𝟣𝟦  ` ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌‌ ‌ ‌ @XRMESXSI ` 𝖢𝖺𝗌𝗍𝗅𝖾'𝗌 𝚱𝗂𝗇𝗀 .

显示更多
2 954
订阅者
无数据24 小时
-77 天
-2830 天
帖子存档
بیدارید سناریو بزارم؟

ارتون میخوام تو ریکت و نظر دادن دریغ نکیند🙏

از فردا سناریو ها برمیگرده به حالت اول روزی یکی یا دوتا سناریو برقراره

یه مدت درست درمون سناریو نزاشتیم

یه سناریو وان نایت ساده بزارم

یه تاپ که تو رول تاریخی همراهیمون کنه لطفا وضعیت اکانت و رفتارتون هم خوب باشه و اهل جا زدن نباشید @Kiiliiian

تاپ بعد از مرگ همسرش سر زایمان پسر کوچولوش تبدیل به یه آدم منزوی شده بود و به هیچکس حتی اون بچه اهمیتی نمی‌داد و اما اجازه نمی‌داد کسی به پسرش نزدیک بشه . هرچی باشه اون یادگار همسرش بود اون تا زمانی تولد یک سالگی پسر کوچولوش خودش و وقف کار ، گذروندن توی بارها و نوشیدن کرده بود و مادر باتم از بچه نگهداری میکرد اما توی خونه تاپ . دوست صمیمی همسر سابق باتم که این خبر و از مادر باتم می‌شنوه تصمیم میگیره به تاپ نزدیک بشه تا حداقل اون بچه رو نجات بده ، اون با استفاده از خاطراتی که از باتم داشت خودشو توی دل تاپ جا می‌کنه و با لحن ارومش و حرفای آرامش بخشش ذهن مخشوش تاپ رو آروم می‌کنه و این میشه شروع دوباره ای برای تاپ و پسر کوچولوش ‌ ‌ ‌ t.me/PixieHalllow 〞#Straight
‌፥ 💔 ˖ #Romance ,#Soft

‌ ‌ ‌ PIXIE–天使 ‌ ﹛ #Kevin ﹜ ‌.𝖼𝗈𝗆 .ᐟ
+1
‌ ‌ ‌ PIXIE–天使 ‌ ﹛ #Kevin ﹜ ‌.𝖼𝗈𝗆 .ᐟ

داریم پارتی میگیریم یه تاپ که تو رول همراهیمون کنه؟ چند ساعت بیشتر نیست و تعداد ممبرای گپ محدود رولتون خوب باشه @Kiiliiian

باتم به خاطر چشماش قدرت ترکیب رنگ ها و ساخت رنگ های خیلی خاص و دیدنی رو داشت ، انگار که میتونست حرف دل رنگ‌هارو بخونه و تابلو هاش با آدم حرف میزدن ، اون حتی به خاطر چهره زیباش هم ستایش میشد پدر تاپ ، طرفدار شماره 1 باتم بود و توی عمارت تمام نسخه های اول تابلو های باتم رو داشت اون به جای پسرش ، بیشتر به این هنرمند توجه میکرد ، تاپ تنفر خاصی تو دلش ایجاد شده بود و هرکاری میکرد به چشم پدرش بیاد ولی همیشه این وروجک مو بنفش یه قدم ازش جلوتر بود شب تولد رئیس ( پدر تاپ ) که همه میتونستن پیشبینی کنن باتم جزو مهمون های وی ای پی عه ، تاپ میخواست هرطور شده اون پسر رو از پدرش جدا کنه ، پدر تاپ نگاه های خیلی هیزی روی اون پسر داشت و این باتمو معذب میکرد ، به بهونه سرویس از کنار اون پیرمرد بلند میشه تا خودشو از شر اون نگاه های حریص خلاص کنه که میانه راه به تاپ میخوره باتم هرچقدر از اون پیرمرد و لمس های مسخرس بیزار بود ولی بدجوری پسرش به دلش نشسته بود ، باتم که از نقشه تاپ باخبر میشه با کمال میل باهاش همکاری میکنه تا یه شبو باهاش بخوابه و عکسشو به پدر تاپ نشون بده تا اون پیرمرد دست از سرش برداره ‌ ‌ ‌ t.me/PixieHalllow 〞#Gay
‌፥ 🫟 ˖ #Drama ,#Romance

‌ ‌ ‌ PIXIE–天使 ‌ ﹛ #MySelf ﹜ ‌.𝖼𝗈𝗆 .ᐟ
+1
‌ ‌ ‌ PIXIE–天使 ‌ ﹛ #MySelf ﹜ ‌.𝖼𝗈𝗆 .ᐟ

یه رول گرل باتم برای پارتنر شدن تو مهمونی؟ بچه سال نباشید و رولتون قوی باشه @Kiiliiian

عه عالمه توت فرنگی میدید بهش؟