2 954
订阅者
无数据24 小时
-77 天
-2830 天
帖子存档
باتم یه پسر روستایی ساده است که بخاطر مشکلاتی که توی زندگیش داره همه چی براش سخته و خانوادشو از دست داده اما یه روز یه کشیش به دیدنش میاد و بهش میگه در ازای تبدیل اون به پسر یکی از بارون های سرشناس و یک زندگی دلخواه، اون باید تماما روح خودش رو به کشیش بده
باتم هم بدون دونستن عواقب کار میپذیره و وقتی فردا از خواب بیدار میشه متوجه اتاق بزرگ، تخت مجلل و بسیاری از اجزای گرون اتاق میشه، اون متوجه میشه بدنی که با استفاده از قدرت های کشیش بدست اورده بدن یه پسر بیماره. تاپ که شوالیه شخصی اون بوده بیشتر از قبل چشماشو روی اون نگه داشته و مراقبشه چون حس میکنه باتم خیلی تغییر کرده و این تغییر باعث میشه بیشتر عاشقش بشه اما یه شب بعد اینکه باتم دوباره بخاطر بیماریش بیهوش میشه تاپ به دیدنش میره و شروع به بوسیدن دستاش میکنه و بدون اینکه بدونه باتم دیگه تقریبا به هوش اومده اروم میگه
+من تورو انتخاب نکردم.. قلبم انتخاب کرد..ㅤ ፥ t.me/PixieHalllow
من و بچه هام که قراره رول بریم و ویلن نصفشونو بخوره
ولی امیدوارم مال شما خیس باشه
حالا نه اینکه چون مال خودمه
اصلش بخاطر اینکه خود سناریوعه از رول رفتنمون درست شد😂
دیگه نمیخواید تو رول شرکت کنید؟
موضوع رول پین شده .
فقط تا غروب کارکتر ثبت میکنم
