2 954
订阅者
无数据24 小时
-77 天
-2830 天
帖子存档
یدونه بود که دختره گربه بود و اینا ، یه حالت های اونجوری ولی خشن تر و گی
هر صد سال یهبار، یه امگای خاص با بوی نیلوفر صورتی به دنیا میاد. بویی که اونقدر قوی و نادره که حتی میتونه یه آلفای اصیل رو هم وادار به اطاعت کنه.
باتم، خواهرزادهی ملکهی انگلیس، همون امگای نیلوفری بود. از بچگی یاد گرفته بود نفسش رو حبس کنه و رایحهاش رو کنترل کنه تا کسی متوجهش نشه.
تاپ رئیس گارد سلطنتی ، یه آلفای غالب و سرد، پشت اون نگاه بیاحساس، یه تاریکی عمیق پنهون بود که کسی جرئت لمسش رو نداشت.
باتم با وقار یه نجیبزاده رفتار میکرد، اما نگاهش نشون میداد اون یه امگای جسور و سرکشه. تنها کسی بود که بدون ترس به تاپ نزدیک شد اولین امگایی که جرئت کرد پا تو قلمرو رئیس گارد بزاره
تاپ از امگاهای سرکش متنفر بود. از نظر اون، این تیپ امگاها فقط با زنجیر و دردِ شلاق قابل کنترل بودن چیزی که تو دنیای مخفی باتم قابل اجرا بود و خوسش میومد ، ولی باتم فرق داشت اون خواهرزادهی ملکه بود و تاپ نمیخواست با یه اشتباه، جایگاهش رو از دست بده. با اینحال، از همون دیدار اول، باتم به تاپ جذب شده بود. میدونست چطور با قدرتش بازی کنه ولی هر بار که نزدیک میشد تاپ پسش میزد. تا وقتی که تصمیم گرفت دیگه بازی نکنه ، اون روبهروی تاپ ایستاد. نفس عمیقی کشید و به آرومی بازدم کرد. بوی نیلوفر فضا رو پر کرد. تاپ سعی کرد مقاومت کنه، اما اون بو از درونش نفوذ میکرد. دقایقی بعد، برای اولین بار، یه آلفا در برابر یه امگا زانو زد.
تاپ با چشمای پر از خشم و صدایی گرفته زمزمه کرد
- ازت متنفرم. t.me/PixieeHallow 〞#Gay
፥ 🪷 ˖ #Omegaverse ,#BDSM
یه اپلیکیشن هست شبیه کارکتر ai اسمش chai هست بعد تو اون میتونی +۱۸ حرف بزنی
منظورش اینه با ویژگی سناریو هایی که مینویسی اونجا کرکتر بسازی
