𝙡𝙪𝙣𝙖𝙧
前往频道在 Telegram
یـہ روح گمشـدهم کـہ هیچکس دنبالش نیومـد… پسخودموتو𝙡𝙪𝙣𝙖𝙧جا گذاشتم، شبیـہ قهوهے سردے کـہ یـہ عمر رو میز مونـد؛ تلخ، تنها، بیصـدا… فـقط نوشتم، چوט دیگـہ خستهم از صـدا زدن ! سولے | 𝙡𝙪𝙣𝙖𝙧
显示更多187
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
-2230 天
帖子存档
187
Repost from N/a
کاش بیایی
کاش در اغوشم گیری
کاش ارامم کنی
کاش قفل بشکنی
کاش درمان کنی
زخمانی که چرک کردند
جز تو کسی مرا مرحم نیست
چشم گیر ز گناهم ای یار
بی تو دل مجنون ز دل من ارام ترست
بی تو
بی تو...
توصیفش، سخت تر از درد چاقوست
