𝙡𝙪𝙣𝙖𝙧
前往频道在 Telegram
یـہ روح گمشـدهم کـہ هیچکس دنبالش نیومـد… پسخودموتو𝙡𝙪𝙣𝙖𝙧جا گذاشتم، شبیـہ قهوهے سردے کـہ یـہ عمر رو میز مونـد؛ تلخ، تنها، بیصـدا… فـقط نوشتم، چوט دیگـہ خستهم از صـدا زدن ! سولے | 𝙡𝙪𝙣𝙖𝙧
显示更多187
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
-2230 天
帖子存档
187
دیر رفته بودم مدرسه به معاونمون گفتم ریاضی دارم با خانوم چیز اسمشو یادم نبود بعد گفتم اها کلیسانی(دبیر فارسی) بعد رفتم تو کلاس به معلم فنونمون گفتم وای خانوم ببخشید من فکر کردم امروز فارسی داریم با خانوم کلفسانی(کلیسانیه)بعد معلم فنونمون گفت نصف سال گذشته حتی اسمارو بلد نیستی
