152
订阅者
无数据24 小时
-47 天
-1030 天
帖子存档
152
Repost from N/a
آدما خیلی دیر میرسن خیلی دیر محبت میکنن خیلی دیر میفهمنت خیلی دیر پشیمون میشن و دقیقا بین همین فاصله هاست که از چشمت میفتن و دیگه هیچوقت بهشون حسی پیدا نمیکنی.
152
این حس بد و غمیگنی که یهو پیداش میشه خیلی سنگینه. میدونی چته اما نمیدونی. میدونی از چی ناراحتی اما نمیدونی. در واقع یه اتفاق خاص تو رو به اینجا نرسونده و مجموعهای از همهی اتفاقات، دردها و مشکلاتی هست که ذره ذره جمع شدن و تو دم نزدی. حالا همهی اونا باهم خودشونو نشون دادن و متوجه نمیشی کدوم از اونا به اینجا رسوندتت.
درست مثل یه زخم عمیقِ قدیمی که بعد از یه مدت طولانی که فراموشش کردی سر باز میکنه و دردش تموم وجودتو میگیره.چقدر این روزا به این غمِ بیهویت دچارم و توی بیان کردنش ناتوان.
152
چقدر حس بدیه یکیو انقدر دوس داشته باشی و با کاراش باعث بشه اون علاقه کم کم به تنفر تبدیل بشه
