997
订阅者
无数据24 小时
-47 天
-830 天
数据加载中...
吸引订阅者
十月 '2610月 '26
十月 '260
在1个频道中
九月 '26
+23
在0个频道中
Get PRO
八月 '26
+8
在0个频道中
Get PRO
七月 '26
+12
在0个频道中
Get PRO
六月 '26
+10
在0个频道中
Get PRO
五月 '260
在0个频道中
Get PRO
四月 '26
+1
在0个频道中
Get PRO
三月 '260
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+1
在0个频道中
Get PRO
一月 '26
+1
在0个频道中
Get PRO
十二月 '25
+25
在0个频道中
Get PRO
十一月 '25
+6
在0个频道中
Get PRO
十月 '25
+14
在0个频道中
Get PRO
九月 '25
+27
在0个频道中
Get PRO
八月 '25
+31
在0个频道中
Get PRO
七月 '25
+53
在0个频道中
Get PRO
六月 '25
+95
在0个频道中
Get PRO
五月 '25
+116
在0个频道中
Get PRO
四月 '25
+12
在0个频道中
Get PRO
三月 '25
+7
在0个频道中
Get PRO
二月 '25
+89
在0个频道中
Get PRO
一月 '25
+862
在0个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 08 十月 | 0 | |||
| 07 十月 | 0 | |||
| 06 十月 | 0 | |||
| 05 十月 | 0 | |||
| 04 十月 | 0 | |||
| 03 十月 | 0 | |||
| 02 十月 | 0 | |||
| 01 十月 | 0 |
频道帖子
| 2 | برنامه کنگره آموزش دانشگاه علوم پزشکی تهران
۸ و ۹ و ۱۳و ۱۴ و ۲۲ مهر ۱۴۰۵
با امتیاز توانمندسازی آموزشی برای اعضای هیات علمی | 1 |
| 3 | ❓📋 پرسشنامه بررسی آمادگی برای فرزندآوری ایمن
💁🏻♀️ ویژه تمام زنان متاهل ایرانی در سن باروری از سراسر کشور (داشتن یا نداشتن فرزند مهم نیست، مهم در وضعیت تاهل و در سن باروری بودن است).
🌇پرسشنامه در تمام شهرهای ایران قابل تکمیل است.
😇 کد اخلاق: IR.TUMS.FNM.REC.1401.190 🏫 مصوب: دانشگاه علوم پزشکی تهران
🎓 پژوهشگر: دکتر شیرین شهبازی صیقلده، عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران
✍️ خواهشمند است در صورت دارا بودن شرایط، پرسشنامه را با دقت و صادقانه پاسخ دهید.
🤫 کلیه اطلاعات این پرسشنامه محرمانه و بدون نام است.
🔗 لینک پرسشنامه: https://survey.porsline.ir/s/MVR8GVnS
🙏 با تشکر فراوان از همکاری شما | 210 |
| 4 | سپاس و تشکر
از معاون محترم آموزشی وزارت بهداشت صمیمانه سپاسگزاریم که نامهها، نقدها و مطالبات بورد ها، اساتید، دانشجویان و داوطلبان کنکور ارشد و دکتری را شنیدند و به آن توجه کردند و ظرفیت پذیرش را از حالت حذف کامل خارج کردند.
این اتفاق، فراتر از یک تصمیم آموزشی، میتواند خبر خوبی برای فرهنگ گفتوگو و مطالبهگری باشد؛ وقتی افراد احساس کنند میتوانند نظر و نقد خود را مطرح کنند و این صدا شنیده میشود و بر تصمیمها اثر میگذارد، اعتماد و مشارکت اجتماعی تقویت میشود.
از معاونت محترم آموزشی وزارت بهداشت سپاسگزاریم که اجازه دادند مطالبهگری اثر خود را نشان دهد. 🌱
امیدواریم این رویکرد، مسیر گفتوگو و مشارکت اساتید و دانشجویان را در تصمیمهای آموزشی آینده نیز هموارتر کند.
🗓️ ۴ مهر ۱۴۰۵ ✍️ دکتر مریم نکولعل 📚 کانال خاطرات علمی من @myscientificmemories | 266 |
| 5 | 👩👧 مادر عالی یا مادر کافی؟
در گفتگوهای قبلی کانال، از من خواستید درباره تفاوت «مادر عالی» و «مادر کافی» بیشتر توضیح بدهم.
🔴 مادر عالی یا مادرانگی فشرده در اینجا یعنی مادری که برای خودش استانداردی بسیار بالا و گاهی دستنیافتنی تعریف کرده است؛ باید همیشه در دسترس باشد، تمام انرژی خود را صرف کودک کند، هیچ اشتباهی نداشته باشد و نیازهای خودش را در اولویت قرار ندهد. چنین انتظاری میتواند با احساس گناه، فشار و فرسودگی همراه شود. پژوهشها نیز نشان دادهاند که استانداردهای فشرده و کمالگرایانه مادرانه میتوانند با احساس گناه و فرسودگی ارتباط داشته باشند.
🟢 مادر کافی یعنی مادری که میپذیرد برای مادر خوب بودن، لازم نیست کامل باشد. او از کودک مراقبت میکند، پاسخگو و عاطفی است، اما محدودیتهای خودش را هم میپذیرد و برای استراحت، کار، علایق و بهزیستی خود نیز جا باز میکند. در این نگاه، کمک گرفتن از همسر، خانواده و دیگر شبکههای حمایتی نشانه ضعف مادر نیست.
💭 شاید خیلی از ما به دنبال این هستیم که «بهترین مادر» باشیم؛ اما آنقدر معیارهایمان را بالا میبریم که هرگز احساس نمیکنیم به اندازه کافی خوب بودهایم.
شاید گاهی بهتر باشد به جای اینکه مدام از خودمان بپرسیم:
«آیا مادر عالیای هستم؟»
از خودمان بپرسیم:
«آیا برای فرزندم، به اندازه کافی خوب، حاضر و پاسخگو هستم؟»
🌱 قرار نیست مادر کامل باشیم؛ قرار است مادر بودن را بدون بار سنگینِ کمالگرایی و خودسرزنشی تجربه کنیم.
نظر شما چیست؟ آیا مفهوم «مادر کافی» میتواند به کاهش احساس گناه مادران کمک کند؟
✍️ دکتر مریم نکولعل 📚 کانال خاطرات علمی من @myscientificmemories | 276 |
| 6 | 没有文字... | 201 |
| 7 | 🔬 کارگاه تخلفات و سوءرفتار پژوهشی؛ تجربهای مفید و پربار
دوشنبه ۳۰ شهریور در کارگاه تخلفات و سوءرفتار پژوهشی شرکت کردم. بسیار مفید و پربار بود و با برخی اصطلاحات مهم این حوزه آشنا شدم.
📌 در پوستری، ۱۰ مورد از مهمترین سوءرفتارهای پژوهشی را بسیار ساده توضیح دادم.
⚠️ همه این موارد باعث بیاعتبار شدن علم و فریب خوانندگان میشوند و در مجامع علمی به شدت محکوم هستند.
🙏 با تشکر از استاد خوب این کارگاه، خانم دکتر نسیم وثوقی، و دانشکده نوآوریهای نوین پزشکی بابت برگزاری این کارگاه.
💬 به نظر شما، کدام یک از این ۱۰ مورد در فضای پژوهشی امروز ما شایعتر است و دلیلش را در چه میبینید؟
🗓️ دوشنبه ۳۰ شهریور ۱۴۰۵ ✍️ دکتر مریم نکولعل 📚 کانال خاطرات علمی من @myscientificmemories | 207 |
| 8 | 🎓 *ترم جدید؛ کلاسهای حضوری و شیرینی دیدار هم *
از دیروز کلاسها و کارآموزیها دوباره آغاز شدهاند. صبح امروز، در مسیر دانشکده، آسمان آبی و پر از ابرهای سفید و زیبا هم انگار حالوهوای شروع دوباره را بیشتر
کرده بود. ☁️💙
نکته جالب این بود که برخلاف گذشته، در هفته اول تقریباً همه دانشجویان در کلاس حاضر بودند. شاید هم دانشجویان و هم اساتید از مجازی بودن کامل ترم گذشته، بهدلیل شرایط جنگ و مسائل پیشآمده، خسته شدهاند.
واقعاً کلاس حضوری حالوهوای دیگری دارد؛ دیدن چهرهها، گفتوگوهای رودررو و دوباره کنار هم بودن، بخشی از لذت دانشگاه
است. 🌱
👩🎓 امروز هم اولین جلسه حضوری درس «کار گروهی و ارتباطات حرفهای» را با دانشجویان دکترای مامایی داشتم؛ دانشجویانی که یک ترم از قبولیشان در مقطع دکتری گذشته بود و حالا برای اولین بار در کلاس حضوری کنار هم نشسته بودند.
یکی از دانشجویان نیز بر اساس قانون جوانی جمعیت، امکان شرکت مجازی در کلاس را داشت.
🍬 قرار گذاشتیم هفته آینده با شیرینی بیایند؛ هم برای شیرینی قبولی در مقطع PhD و هم برای شیرینی دوباره حضوری شدن کلاسها!
💬 شما چطور؟ اولین روزهای ترم جدید و برگشتن به کلاسهای حضوری برایتان چه حسی داشت؟
🗓️۲۹ شهریور ۱۴۰۵
✍️دکتر مریم نکولعل
📚 کانال خاطرات علمی من @myscientificmemories | 394 |
| 9 | 🎓 *ترم جدید؛ کلاسهای حضوری و شیرینی دیدار هم *
از دیروز کلاسها و کارآموزیها دوباره آغاز شدهاند. صبح امروز، در مسیر دانشکده، آسمان آبی و پر از ابرهای سفید و زیبا هم انگار حالوهوای شروع دوباره را بیشتر
کرده بود. ☁️💙
نکته جالب این بود که برخلاف گذشته، در هفته اول تقریباً همه دانشجویان در کلاس حاضر بودند. شاید هم دانشجویان و هم اساتید از مجازی بودن کامل ترم گذشته، بهدلیل شرایط جنگ و مسائل پیشآمده، خسته شدهاند.
واقعاً کلاس حضوری حالوهوای دیگری دارد؛ دیدن چهرهها، گفتوگوهای رودررو و دوباره کنار هم بودن، بخشی از لذت دانشگاه
است. 🌱
👩🎓 امروز هم اولین جلسه حضوری درس «کار گروهی و ارتباطات حرفهای» را با دانشجویان دکترای مامایی داشتم؛ دانشجویانی که یک ترم از قبولیشان در مقطع دکتری گذشته بود و حالا برای اولین بار در کلاس حضوری کنار هم نشسته بودند.
یکی از دانشجویان نیز بر اساس قانون جوانی جمعیت، امکان شرکت مجازی در کلاس را داشت.
🍬 قرار گذاشتیم هفته آینده با شیرینی بیایند؛ هم برای شیرینی قبولی در مقطع PhD و هم برای شیرینی دوباره حضوری شدن کلاسها!
💬 شما چطور؟ اولین روزهای ترم جدید و برگشتن به کلاسهای حضوری برایتان چه حسی داشت؟
🗓️۲۹ شهریور ۱۴۰۵ ✍️دکتر مریم نکولعل 📚 کانال خاطرات علمی من @myscientificmemories | 1 |
| 10 | ترم جدید؛ | 474 |
| 11 | 🎓 *ترم جدید؛ کلاسهای حضوری و شیرینی دیدار هم *
از دیروز کلاسها و کارآموزیها دوباره آغاز شدهاند. صبح امروز، در مسیر دانشکده، آسمان آبی و پر از ابرهای سفید و زیبا هم انگار حالوهوای شروع دوباره را بیشتر کرده بود. ☁️💙
نکته جالب این بود که برخلاف گذشته، در هفته اول تقریباً همه دانشجویان در کلاس حاضر بودند. شاید هم دانشجویان و هم اساتید از مجازی بودن کامل ترم گذشته، بهدلیل شرایط جنگ و مسائل پیشآمده، خسته شدهاند.
واقعاً کلاس حضوری حالوهوای دیگری دارد؛ دیدن چهرهها، گفتوگوهای رودررو و دوباره کنار هم بودن، بخشی از لذت دانشگاه است. 🌱
👩🎓 امروز هم اولین جلسه حضوری درس «کار گروهی و ارتباطات حرفهای» را با دانشجویان دکترای مامایی داشتم؛ دانشجویانی که یک ترم از قبولیشان در مقطع دکتری گذشته بود و حالا برای اولین بار در کلاس حضوری کنار هم نشسته بودند.
یکی از دانشجویان نیز بر اساس قانون جوانی جمعیت، امکان شرکت مجازی در کلاس را داشت.
🍬 قرار گذاشتیم هفته آینده با شیرینی بیایند؛ هم برای شیرینی قبولی در مقطع PhD و هم برای شیرینی دوباره حضوری شدن کلاسها!
💬 شما چطور؟ اولین روزهای ترم جدید و برگشتن به کلاسهای حضوری برایتان چه حسی داشت؟
🗓️۲۹ شهریور ۱۴۰۵ ✍️دکتر مریم نکولعل 📚 کانال خاطرات علمی من @myscientificmemories | 1 |
| 12 | 🎬 رها؛ وقتی فقر، تصمیمهای کوچک را به فاجعه تبدیل میکند!
🎥 معمولاً هفتهای یک فیلم سینمایی را در کنار خانواده میبینم. دیروز فیلم «رها» را دیدم؛ اما از دیروز تا حالا ذهنم رهایش نمیکند. صحنهها یکییکی از جلوی چشمم رد میشوند...
🎭 «رها» یک درام اجتماعی تلخ
و روایت زندگی خانوادهای کمبرخوردار است که در آن یک اتفاق به ظاهر ساده، یعنی دزدیده شدن لپتاپ دختر، خانواده را به زنجیرهای از تصمیمهای اشتباه و در نهایت فاجعه میکشاند.
💭 در این خانواده، هر بحران، بحران دیگری را به دنبال میآورد؛ خشم کنترلنشده، پنهانکاری، فحاشی، دروغ، تصمیمهای عجولانه و تلاش برای جبران یک اشتباه با اشتباهی دیگر. در نتیجه، آدمهایی که لزوماً از ابتدا قصد عبور از خط قرمزهای اخلاقی را ندارند، قدمبهقدم به جایی میرسند که دیگر راه برگشت برایشان آسان نیست.
اما مدام با خودم میگویم: ای کاش بعضی اتفاقها جور دیگری
رقم میخورد
😤 ای کاش اعضای خانواده در کنترل خشمشان موفقتر بودند.
🧠 ای کاش پدر برای آسیب روانی ناشی از حادثه گذشتهاش کمک تخصصی میگرفت.
💔 ای کاش پدر و مادر، مقابل فرزندان یکدیگر را خرد نمیکردند.
🗣️ ای کاش آدمها هنگام اختلاف، به جای فحش و تحقیر، گفتوگو میکردند.
🤝 ای کاش صداقت بیشتری وجود داشت؛ حتی وقتی گفتن حقیقت سخت بود.
😞 ای کاش حسادت، دوستیها را به خیانت نمیکشاند.
🔄 و ای کاش برای جبران یک اشتباه، اشتباه بزرگتری اتفاق نمیافتاد.
📌فیلم رها به ما یادآوری میکند که در بحرانهای مالی، بیشترین نیاز خانواده نه فقط پول، بلکه "امنیت روانی" و "صداقت" است تا تصمیمات تکانهای جایگزین
گفتگو و حل مساله نشود.
👟 👟 و در میان همه این صحنهها، تصویر کفشهای آویزان رها هنوز در ذهنم مانده است؛ تصویری که برای من خلاصهای از تمام «ایکاش»های این فیلم شد.
🎬 اگر فیلم را دیدهاید، دوست دارم بدانم:
کدام صحنه یا کدام «ایکاش» فیلم بیشتر از همه در ذهن شما ماند؟
#فیلم
📅 ۲۶شهریور ۱۴۰۵
✍️ دکتر مریم نکولعل
📚 کانال خاطرات علمی من @myscientificmemories | 348 |
| 13 | 没有文字... | 266 |
| 14 | 🎬 رها؛ وقتی فقر، تصمیمهای کوچک را به فاجعه تبدیل میکند!
🎥 معمولاً هفتهای یک فیلم سینمایی را در کنار خانواده میبینم. دیروز فیلم «رها» را دیدم؛ اما از دیروز تا حالا ذهنم رهایش نمیکند. صحنهها یکییکی از جلوی چشمم رد میشوند...
🎭 «رها» یک درام اجتماعی تلخ
و روایت زندگی خانوادهای کمبرخوردار است که در آن یک اتفاق به ظاهر ساده، یعنی دزدیده شدن لپتاپ دختر، خانواده را به زنجیرهای از تصمیمهای اشتباه و در نهایت فاجعه میکشاند.
💭 در این خانواده، هر بحران، بحران دیگری را به دنبال میآورد؛ خشم کنترلنشده، پنهانکاری، فحاشی، دروغ، تصمیمهای عجولانه و تلاش برای جبران یک اشتباه با اشتباهی دیگر. در نتیجه، آدمهایی که لزوماً از ابتدا قصد عبور از خط قرمزهای اخلاقی را ندارند، قدمبهقدم به جایی میرسند که دیگر راه برگشت برایشان آسان نیست.
اما مدام با خودم میگویم: ای کاش بعضی اتفاقها جور دیگری رقم میخورد
😤 ای کاش اعضای خانواده در کنترل خشمشان موفقتر بودند.
🧠 ای کاش پدر برای آسیب روانی ناشی از حادثه گذشتهاش کمک تخصصی میگرفت.
💔 ای کاش پدر و مادر، مقابل فرزندان یکدیگر را خرد نمیکردند.
🗣️ ای کاش آدمها هنگام اختلاف، به جای فحش و تحقیر، گفتوگو میکردند.
🤝 ای کاش صداقت بیشتری وجود داشت؛ حتی وقتی گفتن حقیقت سخت بود.
😞 ای کاش حسادت، دوستیها را به خیانت نمیکشاند.
🔄 و ای کاش برای جبران یک اشتباه، اشتباه بزرگتری اتفاق نمیافتاد.
📌فیلم رها به ما یادآوری میکند که در بحرانهای مالی، بیشترین نیاز خانواده نه فقط پول، بلکه "امنیت روانی" و "صداقت" است تا تصمیمات تکانهای جایگزین گفتگو و حل مساله نشود.
👟 👟 و در میان همه این صحنهها، تصویر کفشهای آویزان رها هنوز در ذهنم مانده است؛ تصویری که برای من خلاصهای از تمام «ایکاش»های این فیلم شد.
🎬 اگر فیلم را دیدهاید، دوست دارم بدانم:
کدام صحنه یا کدام «ایکاش» فیلم بیشتر از همه در ذهن شما ماند؟
#فیلم
📅 ۲۶شهریور ۱۴۰۵ ✍️ دکتر مریم نکولعل 📚 کانال خاطرات علمی من @myscientificmemories | 1 |
| 15 | 👩⚕️مهدکودک و احساس گناهی که بسیاری از مادران میشناسند
🗓️دیروز در دانشکده یکی از استادان جوان را دیدم. چهرهاش مضطرب و خسته بود. وقتی سر صحبت بازشد، از فشار همزمان کار خانه و دانشگاه گفت؛ از اینکه دو کودک سه و ششساله دارد و هر روز آنها را به مهدکودک میسپارد، اما با این کار احساس گناه میکند.
💭 من با این احساس گناه مادری بیگانه نیستم: در سالهای نخست پس از پایان درس پزشکی، حدود دو سال پزشک یک مهدکودک در یکی از شرکتهای بزرگ بودم و مسئولیت غربالگری سلامت کودکان را بر عهده داشتم. صبحها مادران، کودکان خوابآلودشان را به مهد میآوردند. کودک گریه میکرد و مادر هم تا مرز گریه پیش میرفت؛ اما همین که مادر از مهدکودک دور میشد، کودک خیلی زود آرام میگرفت، با خنده وارد اتاقش میشد و مشغول بازی با دوستانش میشد.
🔍 این تفاوت رفتار همیشه برایم جالب بود. عصرها، مادران همچنان با چهرهای نگران و سرشار از احساس گناه، برای بردن فرزندشان به مهدکودک برمیگشتند؛ درحالیکه کودک در فاصله صبح تا عصر، ساعتهای شاد و پرنشاطی را در کنار همسالانش گذرانده بود. اما باور این موضوع برای مادران دشوار بود.
📚 امروز، هنگام مرور متون علمی، این موضوع را جستوجو کردم: «احساس گناه مادران از سپردن کودک به مهدکودک». متوجه شدم که مادران شاغل در جوامع سنتی بهطور سیستماتیک احساس گناه را تجربه میکنند که این احساس ریشه در هنجارهای فرهنگیِ نقش مادری و انتظارات سنتی از حضور دائمی مادر در خانه دارد. این احساس گناه جنسیتی است و بهطور قابلتوجهی در مادران شدیدتر از پدران گزارش شده است. در جوامعی مانند ترکیه، مادری بهعنوان یک «شغل مقدس» تلقی میشود و بار اصلی مراقبت از کودک بر دوش زنان گذاشته میشود .در ایتالیا نیز هنجارهای پدرسالارانه و اسطوره «مادر خوب» زنان را به فداکاری شخصی وادار میکند و احساس گناه و ناکارآمدی را تشدید میکند.
💡 به نظر من، اگر سیاستگذاران واقعاً به دنبال حمایت از فرزندآوری هستند، باید بپذیرند که سبک زندگی مادران با گذشته فرق کرده و بسیاری از مادران شاغل شده و نیاز به حمایت دارند.
👧🏻مهدکودک فقط یک محل نگهداری کودک نیست؛ بلکه میتواند یکی از خدمات مهم برای حمایت از خانواده و تسهیل فرزندآوری باشد. در کنار فراهمکردن مهدکودکهای باکیفیت، باید برای کاهش احساس گناه مادران نیز چارهای اندیشید.
👶🏼🧒👶 👧🏻👧 کودک در مهدکودک فرصت پیدا میکند با همسالان خود ارتباط برقرار کند، بازی کند و مهارتهای اجتماعی را بیاموزد؛ تجربهای که در گذشته، در خانوادههای گسترده و جمعهای بزرگتر کودکان شکل میگرفت. کودکان ساعتها در حیاط خانه در کنار هم بازی میکردند و مادران نیز فرصت بیشتری برای رسیدگی به امور خود داشتند.
🌱 اما امروز، بسیاری از مادران احساس میکنند نهتنها باید مادر باشند، بلکه باید همیشه همبازی، مربی، سرگرمکننده و پاسخگوی تمام نیازهای کودک خود نیز باشند. این فشارهای چندگانه، ما را به مفهومی به نام «مادرانگی فشرده» و «فرزندپروری فشرده» میرساند.
📖 اینها بخشی از موضوعاتی است که من و همکارانم در کتاب «جوانی جمعیت و فرزندآوری» در حال بررسی و نگارش آن هستیم.
راستی تجربه شما از گذاشتن کودک در مهدکودک چگونه است؟
🗓️۲۴ شهریور ۱۴۰۵
✍️دکتر مریم نکولعل
📚 کانال خاطرات علمی من @myscientificmemories | 312 |
| 16 | 没有文字... | 202 |
| 17 | ✨ مداد جادو؛ آرزوی کودکی یا
واقعیت امروز؟
🖍️ وقتی کودک بودم و کارتون «مداد جادو» را تماشا میکردم، همیشه آرزو داشتم من هم چنین مدادی داشته باشم؛ مدادی که هرچه با آن میکشیدم، جان بگیرد و واقعی شود. آن روزها تصور میکردم چنین قدرتی فقط در دنیای کارتونها وجود دارد.
🤖 اما حالا، بعد از دو سال کار با
هوش مصنوعی، احساس میکنم آن آرزوی کودکی به شکلی تازه به حقیقت پیوسته است. برای من، هوش مصنوعی همان مداد جادوست؛ ابزاری که کمک میکند ایدههای ذهنیام را به تصویر، متن، طرح یا حتی یک اثر تازه تبدیل کنم. کافی است چیزی را تصور کنم و آن را با کلمات توضیح بدهم؛ انگار من همان کودک خیالپردازم که امروز مداد جادو را در دست گرفته ام.
🌟 با این تفاوت که جادوی امروز، نه در دنیای کارتونها، بلکه در دنیای علم و فناوری اتفاق میافتد.
💭 گاهی فکر میکنم شاید آرزوهای کودکی ما بیهوده نبودهاند؛ شاید فقط منتظر زمان مناسب بودهاند تا در شکلی متفاوت، واقعیتر و شگفتانگیزتر از همیشه، خودشان را نشان دهند.
📺 راستی، شما هم کارتون «مداد جادو» را به خاطر دارید؟ 🤗
🗓️ ۲۲ شهریور ۱۴۰۵
✍️ دکتر مریم نکولعل
📚 کانال خاطرات علمی من @myscientificmemories | 270 |
| 18 | 没有文字... | 247 |
| 19 | ✨ مداد جادو؛ آرزوی کودکی یا
واقعیت امروز؟
🖍️ وقتی کودک بودم و کارتون «مداد جادو» را تماشا میکردم، همیشه آرزو داشتم من هم چنین مدادی داشته باشم؛ مدادی که هرچه با آن میکشیدم، جان بگیرد و واقعی شود. آن روزها تصور میکردم چنین قدرتی فقط در دنیای کارتونها وجود دارد.
🤖 اما حالا، بعد از دو سال کار با
هوش مصنوعی، احساس میکنم آن آرزوی کودکی به شکلی تازه به حقیقت پیوسته است. برای من، هوش مصنوعی همان مداد جادوست؛ ابزاری که کمک میکند ایدههای ذهنیام را به تصویر، متن، طرح یا حتی یک اثر تازه تبدیل کنم. کافی است چیزی را تصور کنم و آن را با کلمات توضیح بدهم؛ انگار من همان کودک خیالپردازم که امروز مداد جادو را در دست گرفته ام.
🌟 با این تفاوت که جادوی امروز، نه در دنیای کارتونها، بلکه در دنیای علم و فناوری اتفاق میافتد.
💭 گاهی فکر میکنم شاید آرزوهای کودکی ما بیهوده نبودهاند؛ شاید فقط منتظر زمان مناسب بودهاند تا در شکلی متفاوت، واقعیتر و شگفتانگیزتر از همیشه، خودشان را نشان دهند.
📺 راستی، شما هم کارتون «مداد جادو» را به خاطر دارید؟ 🤗
🗓️ ۲۲ شهریور ۱۴۰۵
✍️ دکتر مریم نکولعل
📚 کانال خاطرات علمی من @myscientificmemories | 311 |
| 20 | ☀️تابستان نفسگیر!
تابستان امسال برای ما اساتید و دانشجویان، ظاهراً فقط یک اسم در تقویم بود! 😅 خبری از تعطیلی نبود!
🎓 بهدلیل شرایط جنگ، کلاسها و کارآموزیها تا پایان مرداد ادامه داشت و دانشکده ما فقط دو هفته اول شهریور فرصتی برای یک تعطیلی نسبی پیدا کرد! که آنرا به روزی ۱۳ ساعت پشت لبتاب برای تکمیل کتاب نیمه کاره ام گذراندم🤗
📝 امروز هم برای گرفتن امتحان بیماریهای کودکان از دانشجویان بینالملل به دانشکده رفتم.
🏃♀️ و خبر هیجانانگیزتر اینکه از هفته آینده کارآموزیها هم شروع میشود! خلاصه اینکه اگر کسی از من پرسید «تابستانت چطور گذشت؟» احتمالاً جوابم این است:
😂 کدام تابستان؟! ما که ندیدیمش!
راستی تابستان شما چگونه گذشت؟🤗
🗓️۱۸ شهریور ۱۴۰۵ ✍️ دکتر مریم نکولعل 📚 کانال خاطرات علمی من @myscientificmemories | 314 |
