.𝗥𝗲𝗰𝗶𝘁𝗮𝗹.
前往频道在 Telegram
‹ 🏷️ › ᥕᥱᥣᥴ᥆mᥱ 𝗍᥆ 𝗍һᥱ ᥣᥲᥒძ ᥆𝖿 s𝗍᥆rіᥱs. 𝄒 ˓˓ @ChoiKylebot ⸝ @xarchivew · ࣪ 𓈒
显示更多507
订阅者
-424 小时
-157 天
-3330 天
帖子存档
507
٫٫ ڪآپـل: جـیـۅۅ
٫٫ ژانـࢪ: عـاݜـقـانـہ • مـلـۅدࢪام
٫٫ سنـاࢪیـۅ:
جیک از فرد سوم ناشناسی شنیده بود که پارتنر عزیزش در حال خیانته و فقط شنیدن این موضوع باعث شد بدون تحقیق کات کنه.
چی میشه اگر بعد یکسال بفهمه همهی اینا تقصیر پسر عموشه و باز بخواد پیش پسر کوچولوش برگرده؟
꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦
یکسال از آخرین باری که اکسش و دیده بود میگذشت و حالا مطمعن شده بود دیگه تمایلی به اون مرد مو مشکی و جذاب نداره،اما فقط دیدن یه عکس آپلود شده از همون مرد تو اینستاگرام دوستش باعث شد تا دوباره بخواد داشته باشتش و همین دلیلی شد تا شبانه روز از خودش عکس آپلود کنه.
چند دقیقه از آپلود عکس گذشته بود که صدای نوتیف متفاوت که مخصوص اون بود بلند شد.
"هنوزم شیرینی پسرکوچولوی من"
507
٫٫ ڪآپـل: جـیـۅۅ
٫٫ ژانـࢪ: عـاݜـقـانـہ • ڪـمـدے • فـانـٺـݫے
٫٫ سنـاࢪیـۅ:
رئیس جیک دنبال یه کارمند جدید میگرده که بتونه وظیفه تبلیغات محصولات پوستی شرکت رو گردن بگیره، چهره شادابی داشته باشه و انرژی خودش رو به مخاطب بده. چی میشه اگر یه پسر مو صورتی نگهانی سر و کلش پیدا بشه ؟
꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦
–من واقعا معذرت میخوام.....
پسر تعظیم نود درجه ای کرد و جلو اومد و با کشیدن آستین لباسش به کت فرد روبهروش سعی کرد شیر توت فرنگی ای که روی کتش رو ریخته بود رو پاک کنه غافل از اینکه کرد تمام مدت بهش خیره شده بود.
+هی پسر
پسر مو صورتی با چهره ناراحت و نگاهی مضطرب سرشو بالا آورد.
+نظرت راجع به اینکه که مدلم بشی چیه؟
–بلهههه!!!!
507
٫٫ ڪآپـل: سۅڪاے
٫٫ ژانـࢪ: انـگــسـٺ • مـلـۅدࢪام
٫٫ سنـاࢪیـۅ:
یه آهنگساز گمنام که بین نسل جدید معروفه به روحه و طرفدارهای زیادی داره اما نمیخواد چهرش رو به کسی نشون بده.
چی میشه اگر یکی از طرفدارهاش اتفاقی اون رو بشناسه؟
꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦
کای هدفونش رو از روی گوشش برداشت و به مرد مقابلش که بیشتر شبیه استاکرها بود زل زد.
–فقط بهم بگو چی میخوای.
+برام آهنگ بنویس تا بخونم.
پس کوچیکتر با چشم های درشت شده به مرد مو بلوند زل زد و همین سکوت باعث شد سوبین بیشتر توضیح بده.
+تو میخوای مخفی بمونی و من میخوام بخونم.
تو برام آهنگ بنویس و منم لو نمیدمت.
کای سرشو پایین انداخت و با گذاشتن پلک هاش روی هم نفس عمیقی کشید.
–چاره ای ندارم جز قبول کردنش
507
٫٫ ڪآپـل: سـۅڄـون ؛ یـۅنـبـیـن
٫٫ ژانـࢪ: عـاݜـقـانـہ • قـسـمـٺـےاݫ ݫنـدگــے
٫٫ سنـاࢪیـۅ:
کیپاپ صنعت کثیف اما پر زرق و برقی که قرار گذاشتن آیدل هارو یک جور توهین به فنها میدونه اما این فقط برای ایدل های استیریته...
چی میشه خبر گی بودن ایدل تازه ظهور کرده از یک طرف و خبر قرار گذاشتن مجری محبوب برنامه سرگرمی از طرف دیگر با هم منتشر بشه؟!
꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦
سوبین دستاشو توی موهاش برد و بهشون چنگ زد.
–باورم نمیشه....مدیر جانگ منو میکشه
همونطور که به طی کردن مسافت آشپزخونه تا هال و بعدش تا اتاق ادامه میداد و غرغر میکرد صدای باز شدن در رو شنید.
به سرعت خودش رو به در رسوند و مرد کوچیکتر روبهروش رو محکم توی عاشق گرفت.
یونجون لبخند محوی زد و آروم دستاشو دور کمر پسربزرگتر حلقه کرد و به خودش فشرد.
+عزیزم حالت چطوره ؟ اذیتت کردن؟
–و سوبینی من همیشه نگرانه...
+هیونگ... ممکنه اخراج بشی...
یونجون بوسهای روی موهای پسرکوچولوش زد و دستش رو نوازش وار روی کمرش کشید.
–مهم نیست...تا وقتی تو پیشم باشی..
