ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

Meta With Man 🧑🏼‍💻

Meta With Man 🧑🏼‍💻

前往频道在 Telegram

کلمه MetWord به معنی فرامفهوم زبانیه یعنی دیدن معنا در لایه‌ای فراتر از زبان ☻ اینجا از مسیر پژوهش، اپلای، یادگیری زبان و مهارت‌هایی سخن گفته می‌شه که زندگی یک دانشجو رو از صرف تحصیل، به تجربه‌ای آگاهانه و هدفمند تبدیل می‌کنه 🤓 youtube.com/@MetaWithMan

显示更多
2 647
订阅者
+124 小时
-57 天
+46630 天
帖子存档
راستی، خودمم خیلی دوست دارم لایوهای مربوط به شرق آسیا رو برگزار کنیم و به نظرم می‌تونه یکی از جذاب‌ترین قسمت‌های این سلسله گف
راستی، خودمم خیلی دوست دارم لایوهای مربوط به شرق آسیا رو برگزار کنیم و به نظرم می‌تونه یکی از جذاب‌ترین قسمت‌های این سلسله گفتگوها باشه. 😍 اما یه مشکلی هست؛ هر هفته که می‌گذره، پیدا کردن مهمانی که دقیقاً مدنظرم هست سخت‌تر می‌شه و کمال‌گرایی هم داره کار دستم می‌ده! 😅 برای همین، اگر کسی رو می‌شناسید که فکر می‌کنید حضورش توی این لایوها می‌تونه جذاب باشه، یا دوست دارید با شخص خاصی گفتگو کنیم، خیلی خوشحال می‌شم بهم معرفیش کنید تا برای لایوهای بعدی ازشون دعوت کنیم. خصوصاً اگر از بچه‌های تغذیه کسی رو در چین، ژاپن یا کره جنوبی می‌شناسید، عالی می‌شه! 🇨🇳🇯🇵🇰🇷😁 خلاصه که توی پیدا کردن مهمون‌های لایوهای بعدیمون، روی کمک شما هم حساب می‌کنم 🫶

هم قبل از لایو و هم بعد از اون، بیشتر از ۱۰ نفر در این مورد بهم پیام دادند. گفتم اینجا توضیح بدم که ابهامی باقی نمونه. هدف ما از برگزاری این سلسله لایوها، صرفاً انتقال تجربه افراد موفق رشته‌مون به دانشجویان داخل ایرانه. دوست داریم اگر قصد مهاجرت تحصیلی یا کاری دارید، این تصمیم رو تا حد امکان آگاهانه و با استفاده از تجربه افرادی بگیرید که این مسیر رو طی کردند؛ نه صرفاً بر اساس اطلاعات پراکنده و چیزهایی که این‌طرف و اون‌طرف می‌شنویم. از همون ابتدا ایده‌مون این بود که بعد از چند ماه، این سلسله لایوها تبدیل به یه گنجینه ارزشمند برای دانشجویان فعلی و آینده علوم تغذیه بشه؛ مجموعه‌ای از تجربه‌ها و نکاتی که بشه بارها بهشون مراجعه کرد. به همین دلیل، ذخیره لایوها برامون اهمیت زیادی داشته تا افراد بیشتری بتونن از این گفتگوها استفاده کنند. اما درباره لایو اخیر، به درخواست خود آقای دکتر جیدی، این لایو ذخیره نشد. با توجه به اینکه ظرفیت اتاق رویداد همون دقایق اول تکمیل شده بود، خیلی دوست داشتیم این گفت‌وگوی ارزشمند ذخیره بشه تا افراد بیشتری بتونن از تجربیات ایشون استفاده کنند؛ با این حال، به تصمیم و خواسته آقای دکتر احترام گذاشتیم. اگر شما هم به هر شکلی این لایو رو ضبط کردید، ممنون می‌شم حقوق معنوی ایشون رو رعایت کنید و از انتشار یا بازنشر فایل لایو خودداری کنید؛ چون تصمیم ایشون بر این بود که گفتگو ذخیره نشه. 🙏🏻 البته اگر درخواست‌ها و استقبال شما زیاد باشه، شاید بتونم چند ماه دیگه با آقای دکتر صحبت کنم و در صورت موافقت ایشون، قسمت دوم این گفتگو رو هم برگزار کنیم. به نظرم هنوز موضوعات زیادی باقی مونده که می‌شه درباره‌شون صحبت کرد و از تجربه‌های ارزشمند ایشون یاد گرفت. البته این فعلاً در حد یه ایده‌ست و برگزاری قسمت دوم به استقبال شما، فرصت آقای دکتر و موافقت ایشون بستگی داره. اگر دوست دارید قسمت دوم این لایو برگزار بشه، خوشحال می‌شم نظرتون رو بهم بگید. ❤️

سلام وقت بخیر ممنون از برنامه های مفیدتون ولی متاسفانه لایو امشب رو نتونستم شرکت کنم به علت اینکه تو جاده بودم و اینترنت مناسبی نداشتم کاش امکان ارشیو کردن یا ضبطش رو هم درنظر میگرفتید ممنونم

خوش حالم که لایو براتون مفید بوده و ممنونم از همراهی بچه‌های دایت اپ که لایو رو رایگان کردند تا همگی بتونید از تجربیات ارزشمند آقای دکتر استفاده کنید واقعا آقای دکتر جیدی یکی از نوابغ تغذیه هستند و کاش قدرشون بیشتر دونسته بشه و از علمشون افراد داخل ایران بتونند بیشتر استفاده کنند.‌ یکی از افرادی هستد که واقعا هم در علم و هم در اخلاق قبولشون دارم.

سلام سلام اول از همه ممنونم که امکان شرکت رایگان رو فراهم کردید. من خیلیییی دوست داشتم این لایو رو شرکت کنم و وقتی تموم شد اینطوری بودم که این دقیقا چیزی بود که میخواستم. دوم اینکه شنیدن صحبت های دکتر جیدی همزمان هم انگیزم رو زیاد کرد و هم امیدم برای اینکه با شرایط موجود برای کشورم به هر حال احتمالا یک روزی بتونم منم برای یک پوزیشن در انگلیس اپلای کنم و پذیرفته بشم. البته استرس آور هم بود این حجم از فعالیت قوی در چنین دانشگاه هایی ولی خب به هر حال اگه آرزوئه برام حتما مسیرش یک مسیر عادی نیست وگرنه آرزو نمی شد. در نهایت این رو هم میخواستم بگم که کیف کردم از تسلط شما در برگزار لایو. هم سوالات بسیار بسیار خوبی می پرسیدید که دیگه من سوالی برام نمونده بود هم انقدر با شرایط اپلای و کشور های مختلف آشنا هستید که باعث شد لایو یک جریان خوبی رو سپری کنه‌. خلاصه، ممنون که تدارک این لایو رو دیدید و مرسی از آقای دکتر. به امید اینکه همه بچه های مستعد ایران به زودی جایگاهی که لایقش هستند رو به دست بیارن🥲❤️

لایمون تموم‌ شد با اختلاف یکی از بهترین و پرمحتوا‌ترین لایوهایی که میتونستید ببینید... اگر نیومدید جدی خیلی لایو خوب و جذابی رو از دست دادید. اگر هم اومدید ممنون میشم نظراتتون رو برام ارسال کنید و پیشنهاد یا انتقاد و توصیه برای لایوهای بعدی رو بهم اطلاع بدید تا بتونیم برای لایوهای بعدی هم اعمالشون کنیم 😁 https://t.me/XBCHATBot?start=sec-eiddgjcej

🎙 خبر خوب برای علاقه‌مندان به مهاجرت تحصیلی و حرفه‌ای تغذیه! 🇬🇧 ما تصمیم گرفتیم یک تغییراتی رو در این قسمت از لایو انجام بدیم✌️ به دلیل اینکه میخواستیم افراد بیشتری از تجربیات ارزشمند آقای دکتر بهره مند بشن، تصمیم گرفتیم لایو رو به صورت رایگان برگزار کنیم، قسمت ششم سلسله لایوهای گفت‌وگومحور دایت‌آپ، این بار به‌صورت رایگان برگزار میشه. 🎉 👤 مهمان: دکتر احمد جیدی دکتری تخصصی علوم تغذیه و پست‌دکترای اپیدمیولوژی تغذیه 📅 امروز، جمعه ۲۴ مهر ⏰ ساعت ۲۰ 🔗 لینک ورود به کلاس لایو: https://event.alocom.co/class/aca/nutritioncourse ❗️ توجه: ظرفیت کلاس فقط ۵۰ نفر است! شرکت در لایو رایگان است، اما به‌دلیل محدودیت ظرفیت، پس از تکمیل ظرفیت امکان ورود به کلاس وجود نخواهد داشت. 🔴 این لایو ضبط نمی‌شود و امکان مشاهده یا تهیه فیلم آن در آینده وجود ندارد. .............. @dietup @MetWord

بچه‌ها، درباره لایو امشب یه چیزی رو دوست دارم بهتون بگم. ❤️ من توی این چند سال فرصت داشتم با دکتر جیدی در فضای علمی آشنا باشم و ازشون یاد بگیرم. به نظرم ایشون واقعاً یکی از پژوهشگرهای باسواد، باتجربه و توانمند حوزه تغذیه هستن؛ اما چیزی که در کنار توان علمی‌شون برای من خیلی ارزشمنده، اخلاق، تواضع و شخصیت محترمشونه. واقعاً خوشحالم که قبول کردن مهمون لایومون باشن. برای من هم‌صحبتی با ایشون فقط اجرای یه برنامه نیست؛ فرصتیه برای یاد گرفتن از کسی که مسیر علمی قابل‌توجهی رو طی کرده و تجربه‌های زیادی برای به اشتراک گذاشتن داره. راستش فکر می‌کنم این لایو با گفت‌وگوهای معمول مهاجرتی فرق داشته باشه. دلم می‌خواد درباره چیزهایی صحبت کنیم که شاید کمتر جایی درباره‌شون حرف زده می‌شه؛ تجربه‌های واقعی، تصمیم‌های مهم و مسیری که پشت یه رزومه علمی قرار داره. حتی اگه قصد مهاجرت ندارید، به نظرم باز هم از شنیدن تجربه‌های دکتر جیدی نکات زیادی یاد می‌گیرید. ولی اگه به مهاجرت فکر می‌کنید، دیگه واقعاً حیفه این گفت‌وگو رو از دست بدید! 😁 امشب ساعت ۲۰ منتظرتونیم. اگر سوالی از آقای دکتر دارید حتما برای بفرستید؛ منم سعی می‌کنم تا جایی که می‌شه از این فرصت استفاده کنم و سؤال‌هایی بپرسم که جوابشون واقعاً به دردتون بخوره. ❤️🇬🇧 @MetWord

بچه‌هااا 😍🔥 قسمت ششم لایوهای مهاجرتی‌مون هم قراره حسابی جذاب باشه! این بار می‌ریم سراغ انگلیس 🇬🇧 و قراره با یکی از مسیرهای علمی جذاب در دنیای تغذیه آشنا بشیم؛ از رتبه یک شدن در کنکور تا تحصیل در دانشگاه تهران، پژوهش در یکی از معتبرترین دانشگاه‌های دنیا و گرفتن ویزای گلوبال تلنت انگلیس! 👀🔥 👨🏻‍🔬 مهمون این هفته‌مون دکتر احمد جیدی هستن؛ کسی که مسیر علمی‌شون از دانشگاه تهران شروع شده و حالا به یکی از مراکز مطرح پژوهشی دنیا رسیده! دکتر احمد جیدی رتبه یک کارشناسی ارشد و دکتری تغذیه هستن، عضو مرکز رشد استعداد درخشان دانشگاه تهران و از برگزیدگان جوایز بنیاد ملی نخبگان. ایشون در سال ۲۰۲۳ دکترای علوم تغذیه‌شون رو از دانشگاه تهران گرفتن و از سال ۲۰۲۴ هم به‌عنوان پژوهشگر پسادکتری اپیدمیولوژی تغذیه در Imperial College London مشغول فعالیت هستن. 🇬🇧 یه نکته جذاب دیگه هم اینکه ایشون در سال ۲۰۲۲ در فهرست دانشمندان ۲ درصد برتر جهان قرار گرفتن و ویزای Global Talent انگلستان رو هم دریافت کردن. 🔥 حالا قراره درباره مسیری صحبت کنیم که خیلی‌هامون دوست داریم بیشتر درباره‌ش بدونیم؛ از مهاجرت علمی و فرصت‌های پژوهشی گرفته تا زندگی و ساختن آینده حرفه‌ای در انگلیس. اگر براتون سؤال بوده که: 🔹 چطور می‌شه برای ادامه تحصیل و پژوهش در انگلیس اقدام کرد؟ 🔹 تحصیل در دانشگاهی مثل Imperial College London چه تجربه‌ایه؟ 🔹 برای ورود به مسیرهای پژوهشی و پست‌داک در انگلیس چه فرصت‌هایی وجود داره؟ 🔹 ویزای Global Talent دقیقاً چه مسیریه و چه فرصت‌هایی ایجاد می‌کنه؟ 🔹 بازار کار و آینده حرفه‌ای متخصصان تغذیه در انگلیس چطوره؟ 🔹 هزینه‌های زندگی، شرایط کار و چالش‌های مهاجرت به انگلیس از نزدیک چه شکلیه؟ و مهم‌تر از همه، پشت این رزومه‌های جذاب چه مسیری طی شده و چه چیزهایی هست که معمولاً توی رزومه‌ها نمی‌بینیم؟ 🥹 پس این لایو رو از دست ندید! ❤️ 🎙️ امشب (جمعه ۲۴ مهر)، ساعت ۲۰ دور هم جمع می‌شیم تا این بار از تجربه‌های واقعی مهاجرت به انگلیس بشنویم؛ نه فقط اطلاعاتی که با یه سرچ ساده پیدا می‌شن! مثل همیشه با سؤال‌هاتون بیاید که قراره یه گفت‌وگوی خودمونی و کاربردی داشته باشیم. 😍✨
⚠️ لایو ضبط نمی‌شه و امکان تهیه فیلم آفلاین وجود نداره؛ پس اگه دوست دارید از تجربه‌های دکتر جیدی بشنوید، حتماً همراهمون باشید!
@MetWord

🎙 سلسله لایوهای گفت‌وگومحور «مهاجرت تحصیلی و مسیر حرفه‌ای تغذیه» قسمت ششم: انگلیس🏴󠁧󠁢󠁥󠁮󠁧󠁿 در این لایو درباره تجربه واق
🎙 سلسله لایوهای گفت‌وگومحور «مهاجرت تحصیلی و مسیر حرفه‌ای تغذیه» قسمت ششم: انگلیس🏴󠁧󠁢󠁥󠁮󠁧󠁿 در این لایو درباره تجربه واقعی مهاجرت، تحصیل، زندگی و مسیر حرفه‌ای در انگلیس گفت‌وگو می‌کنیم. 📍 مسیر مهاجرت و ورود به کشور مقصد 📍 شرایط تحصیل و کار برای متخصصان تغذیه 📍 بازار کار و فرصت‌های شغلی 📍 درآمد و هزینه‌های زندگی 📍 چالش‌ها و مزایای زندگی در انگلیس 📍 تجربه شخصی مهمان از مهاجرت و تحصیل 📍 پاسخ به پرسش‌های شما درباره مهاجرت به انگلیس 👤 مهمان 🧑🏼‍🏫 دکتر احمد جیدی دکتری تخصصی علوم تغذیه پست دکترای اپیدمیولوژی تغذیه 🎤 اجرای گفت‌وگو: آقای علی جعفری 📅 تاریخ: جمعه ۲۴ مهر ⏰ ساعت ۲۰ 💰 هزینه ثبت نام: ۳۰۰ هزارتومان 📩 جهت ثبت‌نام عدد ۶ را به آیدی زیر ارسال کنید: @dietup_admin ظرفیت ثبت‌نام آنلاین: ۱۰۰ نفر ❗️این وبینار ضبط نمی گردد و امکان تهیه فیلم آفلاین وبینار وجود ندارد! ••••••••••••••••••• @dietup @MetWord

اگر بهتون بگن ۵ تا از بهترین ریسرچرهای تغذیه‌ای دنیا رو نام ببرید (ایرانی)؛ اولین اسامی که به ذهنتون میرسه چه کسانی هستند؟! برای اولین بار و بزودی با یکی از خفن‌ترین و باسوادترین ریسرچرهای دنیا در حیطه تغذیه لایو داریم. خیلی هیجان انگیزه واقعااااا برام 😍 بزودی چه لایوی داریم .... 🔥😎 @MetWord @Dietup

راستش رو بخواید، این روزها بیشتر از همیشه احساس خستگی می‌کنم. موهام هم دارن کم‌کم جوگندمی می‌شن و احساس پیری و بی‌حوصلگی بیشتر از قبل سراغم میاد! 😂 (از کمر درد و پا درد و هزار درد دیگه قشنگ میتونم حس کنم سن فیزیولوژیک و بیولوژیک و این داستانام دیگه خیلی جلوتر از خودمه ...) گاهی با خودم فکر می‌کنم شاید وقتش رسیده کم‌کم از این میدون فاصله بگیرم. شاید دیگه اون انرژی و انگیزه سال‌های اول رو ندارم. شاید خیلی از تیک‌هایی که می‌خواستم بزنم، زده شده و حالا وقتشه که جوون‌ترهای وطن، این مسیر رو ادامه بدن. ما هم یه روزی از صفر شروع کردیم؛ با کلی آرزو، کلی ترس و کلی راه نرفته. حالا نوبت شماست. بچه‌ها، از ته دل امیدوارم شما خیلی جلوتر از ما برید. بیشتر یاد بگیرید، بیشتر تجربه کنید، کارهای بزرگ‌تری انجام بدید و اسم عزیز "ایران" رو توی مجامع علمی دنیا پررنگ‌تر کنید. و یه چیزی رو هم می‌خوام دوباره بگم؛ چیزی که قبلاً هم درباره‌اش نوشتم و هنوز عمیقاً بهش باور دارم: علم یکی از عادلانه‌ترین چرخه‌های این دنیاست. توی دنیایی که بی‌عدالتی، محدودیت و نابرابری می‌تونه مسیر زندگی آدم‌ها رو تغییر بده، علم هنوز جاییه که می‌تونی با یاد گرفتن، تلاش کردن و ساختن چیزی ارزشمند، جایگاه خودت رو پیدا کنی. شاید علم نتونه همه بی‌عدالتی‌های دنیا رو از بین ببره، اما می‌تونه راهی برای عبور از بعضی از محدودیت‌ها باز کنه. می‌تونه به آدم‌هایی که امکانات کمتری دارن فرصت دیده شدن بده و صدایی باشه که از مرزها عبور می‌کنه. و شاید برای ما، برای سرزمینی که این‌همه استعداد داره و این‌همه مانع پیش روی جوون‌هاشه، علم و دانش یکی از مهم‌ترین امیدهای باقی‌مونده باشه. و من هنوز به این باور دارم. شاید دیگه مثل روزهای اول ندوم، شاید گاهی خسته بشم و شاید کم‌کم نوبت من باشه که یه قدم عقب‌تر بایستم. اما دیدن اینکه رفیقا و دانشجوهام می‌تونن مسیر رو ادامه بدن، یاد بگیرن، رشد کنن و به جاهایی برسن که روزی برای ما فقط یه آرزو بود، خودش می‌تونه یکی از قشنگ‌ترین بخش‌های این مسیر برام باشه. پس مجدد به قول امیرپارسا: این بار (و از این به بعد) دیگه واقعاً نوبت شما میشود... ❤️ @MetWord

این بار نه اون پژوهشگر کم‌تجربه‌ای بودم که با اولین ریجکتش دنیا روی سرش خراب شده بود، نه اون آدمی که فکر می‌کرد اگه یه ژورنال رو دیوانه وار دوست داره، حتماً باید یه روز مقاله‌اش رو هم اونجا چاپ کنه. این بار با تجربه بیشتر، با مسیری که پشت سر گذاشته بودم و با مقاله‌ای که حاصل تلاش یه تیم بود، برگشتم. و حالا چاپ این مقاله در Nutrients، برای من فقط چاپ یه مقاله دیگه نیست. یه جور آشتی با خاطره‌ایه که سال‌ها با خودم حمل می‌کردم. و شاید قشنگی ماجرا همین باشه؛ اینکه یه روز برمی‌گردی به جایی که قبلاً ازش جواب رد گرفتی، اما این بار نه با همون اضطراب و نه با همون نگاه. این بار با تجربه‌ای که به دست آوردی، با مسیرهایی که اومدی و با آدمی که در این فاصله شدی. این مقاله برای من یه جور آشتی با اون تجربه قدیمیه. نه از این جهت که حالا بالاخره تونستم از یه ژورنال خاص اکسپت بگیرم؛ بیشتر از این جهت که می‌تونم به اون نسخه قدیمی‌تر خودم نگاه کنم و بگم: «ببین، مسیر ادامه پیدا کرد. قرار نبود همه‌چیز همون‌جایی تموم بشه که فکر می‌کردی.» و راستش، فکر می‌کنم ما پژوهشگرها گاهی بیش از چیزی که اعتراف می‌کنیم، با مقاله‌ها، کار و ژورنال‌هامون رابطه عاطفی داریم. با اولین اکسپت، اولین ریجکت، مقاله‌ای که ماه‌ها براش وقت گذاشتیم، ژورنالی که مدت‌ها دوست داشتیم توش چاپ کنیم و حتی ایمیلی که دریافتش می‌تونه کل روزمون رو بسازه یا خراب کنه! ما وانمود می‌کنیم همه‌چیز صرفاً درباره داده‌ها، روش‌شناسی، کیفیت شواهد و تصمیم ادیتوریه؛ و البته که باید همین‌طور باشه. اما پشت این همه منطق و عدد و نمودار، آدم‌هایی نشستن که برای کارشون امید دارن، شکست می‌خورن، دوباره تلاش می‌کنن و گاهی به یه مقاله بیشتر از چیزی که توی فایل ورد دیده می‌شه، دل می‌بندن. شاید برای همین هم هست که هر مقاله‌ای که منتشر می‌کنیم، فقط یه خروجی علمی نیست؛ یه تکه از عمر و شاید علاقه و احساسیه که براش زندگی کردیم. شاید برای بقیه فقط یه مقاله منتشرشده در یه ژورنال باشه؛ اما برای من، یه تیک دیگه از فهرست آرزوهای قدیمیمه. یه چیزی که سال‌ها توی ذهنم مونده بود و حالا بالاخره می‌تونم با خیال راحت کنارش بذارم ... 💚

یادمه اولین مقاله‌ای که کار کردم، یه مطالعه مقطعی روی بیماران مبتلا به سلیاک بود. (اینجا چاپ شد) من ریسرچم رو مدیون اون مقاله‌ام. چون به معنای واقعی کلمه، صفر تا صدش رو خودم انجام دادم. خیلی سختی کشیدم، خیلی اذیت شدم، ولی چیزهایی یاد گرفتم که شاید هیچ‌وقت نمی‌تونستم به شکل دیگه‌ای یاد بگیرم. یاد گرفتم چطور روی پای خودم بایستم. یاد گرفتم توی پژوهش همیشه قرار نیست یه فرشته نجات از راه برسه و همه‌چیز رو درست کنه. یاد گرفتم سختی‌های من، لزوماً برای بقیه اهمیتی نداره؛ بقیه در نهایت ازت یه کار خوب و باکیفیت می‌خوان و این تویی که باید راه رسیدن بهش رو پیدا کنی. همون‌جا بود که فهمیدم اگه می‌خوام پژوهشگر بشم، باید پژوهش رو با گوشت و استخونم یاد بگیرم. بگذریم، داستانش طولانیه...🙃 اون موقع عاشق Nutrients بودم. اون موقع‌ها که تازه وارد دنیای پژوهش شده بودم، Nutrients برام یه ژورنال معمولی نبود. از اون اسم‌هایی بود که وقتی توی رفرنس‌های مقاله‌ها می‌دیدمش، ناخودآگاه بیشتر دقت می‌کردم. مقاله‌هاش رو می‌خوندم، کارهاش رو دنبال می‌کردم و ته ذهنم یه روزی رو تصور می‌کردم که شاید منم بتونم مقاله‌ای توی این ژورنال داشته باشم. کل مقاله رو خودم نوشته بودم و با کلی ذوق و شوق سابمیتش کردم Nutrients. یادمه خونه پوریا بودم که دکمه سابمیت رو زدم. از اونجا تا خونه رو از شدت خوشحالی و حس تموم کردن یه پروژه سنگین پژوهشی که تقریباً یک سال براش وقت گذاشته بودم، دویدم و اشک ریختم! (حتی الانم که دارم این متن رو تایپ میکنم پر از بغضم🙂) واقعاً توی پوست خودم نمی‌گنجیدم. حس می‌کردم یه کار بزرگ انجام دادم و بالاخره نتیجه اون همه تلاش رو به مرحله ارسال رسوندم. رسیدم خونه و استوری گذاشتم که مقاله رو سابمیت کردیم و چقدر خوشحال بودم... هنوز ۲۴ ساعت از استوریم نگذشته بود که ایمیل اومد: Rejected! 😊 هنوز احتمالاً درست‌وحسابی فرصت نکرده بودم خودم رو توی نقش نویسنده مقاله‌ای از Nutrients تصور کنم که همه‌چیز تموم شد. 😅 و این شد اولین شکست پژوهشی زندگی من؛ اون هم درست در لحظه‌ای که فکر می‌کردم به یکی از بزرگ‌ترین آرزوهام نزدیک شدم. شاید برای خیلی‌ها ریجکت شدن یه مقاله اتفاق عادی‌ای باشه، ولی برای من اون روز فقط ریجکت شدن یه مقاله نبود. من از ژورنالی ریجکت شده بودم که واقعاً دوستش داشتم. ژورنالی که مدت‌ها توی ذهنم برای خودش جایگاه خاصی داشت. و راستش رو بخواید، یه جور تروما برام بود؛ از اون تجربه‌هایی که شاید سال‌ها بعد بهشون بخندید، ولی همون موقع برای همیشه یه گوشه از ذهنتون ثبت می‌شن (و هیچ وقت هم فراموش نمیشن). اون روز یاد گرفتم که پژوهشگر بودن، بیشتر از هر چیزی، صبر می‌خواد. یاد گرفتم گاهی ممکنه تمام تلاشت رو بکنی، بهترین چیزی که در اون مقطع از توانت برمیاد رو ارائه بدی، اما نتیجه چیزی نباشه که انتظارش رو داشتی. ولی یه اتفاق دیگه هم افتاد. توی تمام این سال‌ها، دیگه هیچ‌وقت دلم نیومد مقاله‌ای از تیمم رو برای Nutrients سابمیت کنم! :) مقاله‌هاش رو می‌دیدم، ژورنالش رو دنبال می‌کردم، گاهی سراغ سایتش می‌رفتم و خلاصه، یه شدیدا استاکش می‌کردم! 😂 نه اینکه هر روز با حسرت بهش فکر کنم، ولی خب... آدم بعضی چیزها و خصوصا حس ناکافی بودن که از بعضی چیزا میگیره رو واقعاً فراموش نمی‌کنه. قبول دارید؟ نمی‌دونم چطور باید اون حس بد و خاطره‌ای رو که برام ساخته بود، فراموش می‌کردم. با ژورنالی که انقدر دوستش داشتم، یه خاطره تلخ ساخته بودم و انگار هیچ‌وقت نتونستم ازش عبور کنم. همیشه Nutrients رو دنبال می‌کردم، مقاله‌هاش رو می‌خوندم، ولی برای سابمیت سراغش نمی‌رفتم. توی این سال‌ها با ژورنال‌هایی همکاری کردم که از نظر خودم خیلی بهتر بودن، مقاله‌های جذابی منتشر کردیم و تجربه‌های پژوهشی زیادی به دست آوردم؛ اما از واقعیت نگذریم دیگه، Nutrients برای من همیشه یه چیز دیگه بود. من با خیلی بهتر از Nutrients هم کار کرده بودم، ولی دلم هنوز پیش همون رابطه قدیمی بود! یه جورایی توی ذهنم حک شده بود که: «ای Nutrients عزیزم، هرگز به تو دستم نرسد، ماه بلندم...» 🙂 از اون طرف، با خودم می‌گفتم بی‌خیال! این همه ژورنال خوب، این همه مقاله، این همه تجربه؛ چرا باید هنوز برای یه ژورنال خاص چنین حسی داشته باشم؟ ولی انگار بعضی رابطه‌ها، حتی وقتی ازشون عبور هم می‌کنیم، یه گوشه از ذهنمون باقی می‌مونن. نه لزوماً چون بهترین تجربه رو باهاشون داشتیم؛ گاهی دقیقاً چون یه چیزی توی اون تجربه ناتمام مونده... از اون روز خیلی گذشت. من هم بزرگ‌تر شدم، هم تجربه بیشتری به دست آوردم و هم بارها با شکست و ریجکت و دوباره بلند شدن روبه‌رو شدم. اما اون خاطره هنوز یه گوشه ذهنم مونده بود. تا اینکه... بالاخره برگشتم سراغ همون عشق قدیمی.

اولین مقاله پژوهشی من یه مطالعه مقطعی روی بیماران مبتلا به سلیاک بود که در نهایت توی یه ژورنال ایندکس اسکوپوس منتشر شد (لینکش). اون موقع‌ها که تازه وارد دنیای پژوهش شده بودم، Nutrients برام یه ژورنال معمولی نبود. از اون اسم‌هایی بود که وقتی توی رفرنس‌های مقاله‌ها می‌دیدمش، ناخودآگاه بیشتر دقت می‌کردم. مقاله‌هاش رو می‌خوندم، کارهاش رو دنبال می‌کردم و ته ذهنم یه روزی رو تصور می‌کردم که شاید منم بتونم مقاله‌ای توی این ژورنال داشته باشم. خلاصه که یه جورهایی کراش آکادمیکم بود! 😁 بالاخره یه روز تصمیم گرفتم اولین مقاله‌ام رو براش سابمیت کنم. با همون ذوق و هیجان کسی که بالاخره جرئت کرده قدم اول رو برای رسیدن به چیزی که مدت‌ها دوستش داشته برداره. ولی خب، زندگی پژوهشی همیشه اون‌جوری که توی ذهنمون سناریوش رو می‌نویسیم جلو نمی‌ره! مقاله توی کمتر از ۲۴ ساعت ریجکت شد. کمتر از ۲۴ ساعت! یعنی هنوز احتمالاً درست‌وحسابی فرصت نکرده بودم خودم رو توی نقش نویسنده مقاله‌ای از Nutrients تصور کنم که همه‌چیز تموم شد. 😅 شاید از بیرون اتفاق چندان عجیبی به نظر نرسه؛ بالاخره ریجکت شدن بخشی از زندگی پژوهشیه. اما برای منِ اون روزها، این فقط یه تصمیم ادیتوری نبود. اولین برخورد جدی من با فاصله بین چیزی بود که از خودم و کارم انتظار داشتم و چیزی که دنیای واقعی پژوهش بهم نشون داد. و راستش رو بخواید، یه جور تروما بود؛ از اون تجربه‌هایی که شاید سال‌ها بعد بهشون بخندید، ولی همون موقع یه گوشه از ذهنتون ثبت می‌شن. بعد از اون، هرچند توی ژورنال‌های خوب و حتی از نظر جایگاه، بهتر از Nutrients هم مقاله منتشر کردم، یه اتفاق بامزه افتاده بود: من هنوز با Nutrients تسویه‌حساب نکرده بودم! مقاله‌هاش رو می‌دیدم، ژورنالش رو دنبال می‌کردم، گاهی سراغ سایتش می‌رفتم و خلاصه، یه جورایی استاکش می‌کردم! 😂 نه اینکه هر روز با حسرت بهش فکر کنم، ولی خب... آدم بعضی چیزها رو واقعاً فراموش نمی‌کنه. از اون طرف، با خودم می‌گفتم بی‌خیال! این همه ژورنال خوب، این همه مقاله، این همه تجربه؛ چرا باید هنوز برای یه ژورنال خاص چنین حسی داشته باشم؟ ولی انگار بعضی رابطه‌ها، حتی وقتی ازشون عبور می‌کنیم، یه گوشه از ذهنمون باقی می‌مونن. نه لزوماً چون بهترین تجربه رو باهاشون داشتیم؛ گاهی دقیقاً چون یه چیزی توی اون تجربه ناتمام مونده. و حالا بعد از چند سال، مقاله‌ای در Nutrients منتشر کرده‌ام. شاید برای خیلی‌ها فقط یه مقاله دیگه توی رزومه باشه؛ یه ردیف دیگه توی لیست انتشارات و یه کار که باید بره سراغ کار بعدی. اما برای من، این یکی یه حس متفاوت داره. انگار بعد از چند سال، بالاخره به یه خاطره قدیمی برگشتم و دیدم دیگه اون آدم سابق نیستم. اون روزی که اولین مقاله‌ام ریجکت شد، احتمالاً نمی‌دونستم چند سال بعد چه مسیرهایی رو طی می‌کنم، با چه آدم‌هایی همکاری می‌کنم، چه مقاله‌هایی منتشر می‌کنم و چقدر نگاهم به پژوهش تغییر می‌کنه. و شاید قشنگی ماجرا همین باشه؛ اینکه یه روز برمی‌گردی به جایی که قبلاً ازش جواب رد گرفتی، اما این بار نه با همون اضطراب و نه با همون نگاه. این بار با تجربه‌ای که به دست آوردی، با مسیرهایی که اومدی و با آدمی که در این فاصله شدی. این مقاله برای من یه جور آشتی با اون تجربه قدیمیه. نه از این جهت که حالا بالاخره تونستم از یه ژورنال خاص اکسپت بگیرم؛ بیشتر از این جهت که می‌تونم به اون نسخه قدیمی‌تر خودم نگاه کنم و بگم: «ببین، مسیر ادامه پیدا کرد. قرار نبود همه‌چیز همون‌جایی تموم بشه که فکر می‌کردی.» و راستش، فکر می‌کنم ما پژوهشگرها گاهی بیش از چیزی که اعتراف می‌کنیم، با مقاله‌ها، کار و ژورنال‌هامون رابطه عاطفی داریم. با اولین اکسپت، اولین ریجکت، مقاله‌ای که ماه‌ها براش وقت گذاشتیم، ژورنالی که مدت‌ها دوست داشتیم توش چاپ کنیم و حتی ایمیلی که دریافتش می‌تونه کل روزمون رو بسازه یا خراب کنه! ما وانمود می‌کنیم همه‌چیز صرفاً درباره داده‌ها، روش‌شناسی، کیفیت شواهد و تصمیم ادیتوریه؛ و البته که باید همین‌طور باشه. اما پشت این همه منطق و عدد و نمودار، آدم‌هایی نشستن که برای کارشون امید دارن، شکست می‌خورن، دوباره تلاش می‌کنن و گاهی به یه مقاله بیشتر از چیزی که توی فایل ورد دیده می‌شه، دل می‌بندن. شاید برای همین هم هست که هر مقاله‌ای که منتشر می‌کنیم، فقط یه خروجی علمی نیست؛ یه تکه از عمر و شاید علاقه و احساسیه که براش زندگی کردیم. @MetWord

بعضی مقاله‌ها فقط مقاله نیستن؛ یه تکه از مسیر زندگی ما هستن. بعضی ژورنال‌ها هم فقط اسم‌هایی توی لیست ناشرها نیستن؛ یه جایی تو
+1
بعضی مقاله‌ها فقط مقاله نیستن؛ یه تکه از مسیر زندگی ما هستن. بعضی ژورنال‌ها هم فقط اسم‌هایی توی لیست ناشرها نیستن؛ یه جایی توی ذهنمون دارن که حتی بعد از سال‌ها، با دیدن اسمشون یه چیزی درونمون تکون می‌خوره. به قول امیرپارسا: ناگهان نوبت ما شد...

بعضی مقاله‌ها فقط مقاله نیستن؛ یه تکه از مسیر زندگی ما هستن. بعضی ژورنال‌ها هم فقط اسم‌هایی توی لیست ناشرها نیستن؛ یه جایی تو
بعضی مقاله‌ها فقط مقاله نیستن؛ یه تکه از مسیر زندگی ما هستن. بعضی ژورنال‌ها هم فقط اسم‌هایی توی لیست ناشرها نیستن؛ یه جایی توی ذهنمون دارن که حتی بعد از سال‌ها، با دیدن اسمشون یه چیزی درونمون تکون می‌خوره. به قول امیرپارسا: ناگهان نوبت ما شد...

بچه‌هااا 😍🔥 این هفته هم با یه مهمون جذاب دیگه قراره دور هم جمع بشیم! این بار می‌ریم سراغ هلند 🇳🇱 و مسیر متفاوتی از دنیای تغذیه؛ از دانشگاه و پژوهش تا کارآفرینی و فعالیت در یکی از شرکت‌های بزرگ حوزه تغذیه! 👩🏻‍💻 شادی، فارغ‌التحصیل کارشناسی تغذیه از دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و کارشناسی ارشد تغذیه از دانشگاه Wageningen هلند هستن. شادی در طول تحصیل ارشد، بیشتر وارد دنیای پژوهش و علم پشت تغذیه و رژیم‌درمانی شدن؛ اما علاقه‌شون به حوزه بالینی رو هم حفظ کردن. در همین مسیر، در یک دوره کارآفرینی و استارتاپ شرکت کردن تا یاد بگیرن چطور می‌شه یک ایده رو به کسب‌وکار تبدیل کرد. و نتیجه این مسیر؟ 👀 ایشون در حال حاضر به‌عنوان Medical Affairs Manager در شرکت Danone Nutricia فعالیت می‌کنن و تمرکزشون روی بیماری‌های مادرزادی متابولیسم، از جمله فنیل‌کتونوری (PKU) هست. حالا قراره درباره مسیری صحبت کنیم که از تحصیل در ایران شروع شده، به یکی از دانشگاه‌های مطرح هلند رسیده و در نهایت به فعالیت حرفه‌ای در صنعت تغذیه ختم شده. اگر براتون سؤال بوده که: 🔹 تحصیل تغذیه در هلند چه فرصت‌هایی ایجاد می‌کنه؟ 🔹 چطور می‌شه از فضای دانشگاهی و پژوهشی وارد صنعت شد؟ 🔹 آیا برای موفقیت شغلی حتماً باید در مسیر بالینی و رژیم‌درمانی باقی موند؟ 🔹 کارآفرینی و شناخت فضای کسب‌وکار چقدر می‌تونه مسیر شغلی ما رو تغییر بده؟ 🔹 و اصلاً کار در شرکت‌های بین‌المللی حوزه تغذیه چه تجربه‌ایه؟ پس لایو امشب رو از دست ندید! ❤️ 🎙️ امشب منتظرتونیم؛ با سؤال‌هاتون بیاید که قراره از تجربه‌های واقعی بشنویم، نه فقط چیزهایی که توی سایت دانشگاه‌ها نوشته شده! 🥹✨ امشب ساعت ۲۱ توی لایو می‌بینمتون! 🇳🇱❤️ @MetWord

ترمی ۶۰.۷۰ میلیون شهریه بدیم که بعدش فارغ التحصیل بشیم ۲۵ تومن حقوق بگیریم؟ 😁