ch
Feedback
𝑹𝒆𝒎𝒆𝒎𝒃𝒆𝒓 ☽︎

𝑹𝒆𝒎𝒆𝒎𝒃𝒆𝒓 ☽︎

前往频道在 Telegram

_انتهاے پـاریـس‌ ، خـیابان شانـزه لیـزه^^ Insta: diary_farinaz @frnzo_obot🎐

显示更多
289
订阅者
-124 小时
+47
+1930
帖子存档
A hundred of memories*
A hundred of memories*

زندگی جریان داره و هیچ چیزی سر جای خودش باقی نمی مونه نه زمان، نه احساسات، نه آدما و نه حتی خود ما.. میگذره همه چی

امـروز ۶ ماه از ۱۷/۱۹ دے ماه گذشت ❤️‍🩹

ִֶָ ꙳໋‌
+1
ִֶָ ꙳໋‌

منتظر بودم چای سرد شه و بهش گفتم حس میکنم دیگه هیچوقت نمیتونم به خودم برگردم. حس میکنم یه ورژن از من توی گذشته بین آدمها، اتفاق‌ها و مکان ها مونده و منِ الان یک گوشه تنهام. قول داد همه چیز بهتر میشه ولی من تمام مسیر به این فکر میکردم تاریک که باشی هیچکس نزدیکت نمیاد، همه از کنارت رد میشن، کم کم از یادها میری و در آخر تموم میشی؛ تاریکم، خیلی زیاد.

زندگی كردن براى آدم هايى كه زيادى به همه چیز اهميت مى دهند سخت تر است.

این شما و این خداے فوتبال لیونـل مسیییییییی😭✨🤍🫧🌸
+1
این شما و این خداے فوتبال لیونـل مسیییییییی😭✨🤍🫧🌸

من واقعا برای این قرن نبودم من الان باید توی یه عمارت وسط یه جنگل که روبروش رودخونس میبودم پیانو میزدم، کتاب میخوندم، نقاشی میکشیدم به اسبا توی اصطبل سر میزدم توی باغ پشتی عمارت میوه میچیدم شب که میشد زیر نور ماهی که از لای پنجره های عمارت همراه با بادی که میوزید عبور میکرد تا پرده های سفید رقصونش و لمس کنه، پیانو میزدمو با موزیکی ک توسط گرامافون پخش میشد میرقصیدم. نکه شب تا صوب توی اتاقم باشم سرم فقط توی گوشی باشه با هیچکس حرف نزنم حوصله ی هیچکسو نداشته باشم و بشینم درمورد کل اتفاقات زندگیم و آدمای رفتنی و موندیش اورثینک کنم و همچنان ادعا کنم همه چیز خوب و عادیه.

• ‏فرانتس کافکا : در ۴۰ سالگی که هرگز ازدواج نکرد و فرزندی نداشت، در حال قدم زدن در پارکی در برلین با دختر کوچکی که در حال گریه کردن بود برخورد کرد زیرا عروسک مورد علاقه خود را از دست داده بود دختر کوچولو و کافکا به دنبال عروسک گشتند ولی بی نتیجه بود.کافکا به او پیشنهاد داد که روز بعد ‏دوباره همانجا ملاقات کنند و با هم به دنبال عروسک بگردند. روز بعد، کافکا که هنوز عروسک را پیدا نکرده بود، نامه‌ای را به دختر کوچک داد که توسط عروسک نوشته شده بود: «لطفاً گریه نکن، من برای دیدن دنیا به سفری رفته‌ام». درباره‌ سفر و ماجراهایم برایت می‌نویسم. بدین ترتیب داستانی آغازشد ‏که تا پایان عمر کافکا ادامه یافت. کافکا در طول ملاقات‌هایشان، نامه‌های عروسک را که با دقت نوشته شده بود، همراه با ماجراها و مکالمه‌هایی می‌خواند که دختر کوچک آن‌ها را شایان ستایش می‌دانست. در نهایت کافکا عروسک را به او بازگرداند (یکی خرید) که گویی به برلین بازگشته بود. ‏دخترک گفت: «اصلاً شبیه عروسک من نیست» سپس کافکا نامه دیگری به او داد که عروسک در آن نوشته بود: «سفرهای من، مرا تغییر داده» دختر بچه عروسک جدید را در آغوش گرفت و خوشحال شد سال بعد کافکا درگذشت. سال‌ها بعد، دختر کوچکی که اکنون بالغ شده بود، ‏پیامی را در داخل عروسک پیدا کرد در نامه کوتاهی که کافکا آن را امضا کرده بود، نوشته بود: «هر چیزی که دوست داری احتمالاً از دست می‌رود، اما در نهایت عشق به گونه‌ای دیگر باز خواهد گشت.»

🔹🔹خوش وایب ترین و هنری ترین چنهای تلگرام جمع کردم براتون🩵 هنر زبان عکاسی فیلم و آهنگ و .... 🩵 🔹 فولدر اول🔹 🔹 فولدر دوم
🔹🔹خوش وایب ترین و هنری ترین چنهای تلگرام جمع کردم براتون🩵 هنر زبان عکاسی فیلم و آهنگ و .... 🩵 🔹 فولدر اول🔹 🔹 فولدر دوم 🔹

من معمولا خیلی به این مکالمه‌ی ladybird و مادرش فکر می‌کنم. ”_من می‌خوام تو به بهترین ورژن خودت تبدیل بشی. +اگه این بهترین ورژنم باشه چی؟”

✈️فور کن اسپانسر ها جوین باش فولدر با +150 جذب بزنم اسپانسر اول⚡️ اسپانسر دوم ⚡️

hot summer nights, mid-July ^^

⌗ First day of July here , i hope this month will bring us peace of mind, happiness, genuine love, success and unexpected blessings.

این پیام رو به چنلتون فوروارد کنید و من تا شب بهتون یک فیلم یا سریال یا کتاب برای ادامه‌ی تابستون پیشنهاد می‌کنم.🍎 ظرفیت ۳۰ چنل.