𝑹𝒆𝒎𝒆𝒎𝒃𝒆𝒓 ☽︎
前往频道在 Telegram
289
订阅者
-124 小时
+47 天
+1930 天
帖子存档
289
زندگی جریان داره و هیچ چیزی سر جای خودش باقی نمی مونه نه زمان، نه احساسات، نه آدما و نه حتی خود ما.. میگذره همه چی
289
منتظر بودم چای سرد شه و بهش گفتم حس میکنم دیگه هیچوقت نمیتونم به خودم برگردم. حس میکنم یه ورژن از من توی گذشته بین آدمها، اتفاقها و مکان ها مونده و منِ الان یک گوشه تنهام. قول داد همه چیز بهتر میشه ولی من تمام مسیر به این فکر میکردم تاریک که باشی هیچکس نزدیکت نمیاد، همه از کنارت رد میشن، کم کم از یادها میری و در آخر تموم میشی؛ تاریکم، خیلی زیاد.
289
من واقعا برای این قرن نبودم
من الان باید توی یه عمارت وسط یه جنگل که روبروش رودخونس میبودم
پیانو میزدم، کتاب میخوندم، نقاشی میکشیدم
به اسبا توی اصطبل سر میزدم
توی باغ پشتی عمارت میوه میچیدم
شب که میشد زیر نور ماهی که از لای پنجره های عمارت همراه با بادی که میوزید عبور میکرد تا پرده های سفید رقصونش و لمس کنه، پیانو میزدمو با موزیکی ک توسط گرامافون پخش میشد میرقصیدم.
نکه شب تا صوب توی اتاقم باشم سرم فقط توی گوشی باشه با هیچکس حرف نزنم حوصله ی هیچکسو نداشته باشم و بشینم درمورد کل اتفاقات زندگیم و آدمای رفتنی و موندیش اورثینک کنم و همچنان ادعا کنم همه چیز خوب و عادیه.
289
• فرانتس کافکا : در ۴۰ سالگی که هرگز ازدواج نکرد و فرزندی نداشت، در حال قدم زدن در پارکی در برلین با دختر کوچکی که در حال گریه کردن بود برخورد کرد زیرا عروسک مورد علاقه خود را از دست داده بود دختر کوچولو و کافکا به دنبال عروسک گشتند ولی بی نتیجه بود.کافکا به او پیشنهاد داد که روز بعد دوباره همانجا ملاقات کنند و با هم به دنبال عروسک بگردند.
روز بعد، کافکا که هنوز عروسک را پیدا نکرده بود، نامهای را به دختر کوچک داد که توسط عروسک نوشته شده بود: «لطفاً گریه نکن، من برای دیدن دنیا به سفری رفتهام».
درباره سفر و ماجراهایم برایت مینویسم. بدین ترتیب داستانی آغازشد که تا پایان عمر کافکا ادامه یافت.
کافکا در طول ملاقاتهایشان، نامههای عروسک را که با دقت نوشته شده بود، همراه با ماجراها و مکالمههایی میخواند که دختر کوچک آنها را شایان ستایش میدانست.
در نهایت کافکا عروسک را به او بازگرداند (یکی خرید) که گویی به برلین بازگشته بود.
دخترک گفت: «اصلاً شبیه عروسک من نیست» سپس کافکا نامه دیگری به او داد که عروسک در آن نوشته بود: «سفرهای من، مرا تغییر داده» دختر بچه عروسک جدید را در آغوش گرفت و خوشحال شد
سال بعد کافکا درگذشت.
سالها بعد، دختر کوچکی که اکنون بالغ شده بود، پیامی را در داخل عروسک پیدا کرد در نامه کوتاهی که کافکا آن را امضا کرده بود، نوشته بود: «هر چیزی که دوست داری احتمالاً از دست میرود، اما در نهایت عشق به گونهای دیگر باز خواهد گشت.»
289
من معمولا خیلی به این مکالمهی ladybird و مادرش فکر میکنم.
”_من میخوام تو به بهترین ورژن خودت تبدیل بشی.
+اگه این بهترین ورژنم باشه چی؟”
289
Repost from ازقیطریهتااورنجکانتی
✈️فور کن اسپانسر ها جوین باش
فولدر با +150 جذب بزنم
اسپانسر اول⚡️ اسپانسر دوم ⚡️
289
⌗ First day of July here , i hope this month will bring us peace of mind, happiness, genuine love, success and unexpected blessings.
289
Repost from دخترِ شهرزاد
این پیام رو به چنلتون فوروارد کنید و من
تا شب بهتون یک فیلم یا سریال یا کتاب برای ادامهی تابستون پیشنهاد میکنم.🍎
ظرفیت ۳۰ چنل.
