3
订阅者
无数据24 小时
-1 1327 天
-1 31230 天
帖子存档
Repost from ㅤㅤNyctophiliɐ | Restㅤㅤ
+1
#woundچشمانش را با درد گشود ، دستانش را بالا اورد و به زخم هایش خیره شد، خواست نفس عمیقی بکشد که از درد زخم های ریز و درشت بدنش نفسش پس رفت و آسمان چشمش بارانی شد . با کمی مکث دستانش را اهرم زمین کرد و بدون توجه به درد بدنش از زمین بلند شد نگاهی به سرتا پای خود انداخت ، خونین و خاکی بود. خسته آهی کشید و به غروب آفتاب خیره شد باد ملایم لابه لای موج موهایش میرفت و موهایش را به بازی میگرفت انگار داشت دست نوازش به سر او میکشید. لبخند تلخی روی لبهایش نشست و ارام زمزمه کرد: « دیدی همه رفتن و باز خودت موندی و خودت با تنی خسته و زخمی و این جاده ی طولانی و بی پایان» اهسته قدمی برداشت از زخم هایش خون چکه میکرد و باز فکرش حوالی ان کسی میگشت که زخم زد و رفت : « کجایی ؟ قول دادن و شکستنش انقد راحته » ان شخص نه تنها قول هایش را بلکه خود او را هم در هم شکسته بود.... ⋆
Repost from 𝁇 𝗐𝗂𝗅𝖽 ◝
کروماندا
میگن ژوپیتر سیارهای که همیشه هوای زمین رو داشته ، هر چند خود زمین هیچوقت نتونسته بفهمه که اون سیارهی گازی مهربون ، اجرام رو به سمت خودش میکشه تا اون آسیب نبینه ورنی . حالا که فکر میکنم تو برای من خودِ ژوپیتری !
