Art_Camp
前往频道在 Telegram
📈 Telegram 频道 Art_Camp 的分析概览
频道 Art_Camp (@camp_arts) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 55 136 名订阅者,在 艺术与设计 类别中位列第 331,并在 伊朗 地区排名第 6 112 位。
📊 受众指标与增长动态
自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 55 136 名订阅者。
根据 07 十月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 5 050,过去 24 小时变化为 1 296,整体触达仍然可观。
- 认证状态: 未认证
- 互动率 (ER): 平均受众互动率为 16.01%。内容发布后 24 小时内通常能获得 6.33% 的反应,占订阅者总量。
- 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 8 803 次浏览,首日通常累积 3 480 次浏览。
- 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 36。
- 主题关注点: 内容集中在 گه, چیز, مولانا 等核心主题上。
📝 描述与内容策略
作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“Instagram 1:SAJARTT
Instagram 2:derangartt
تا نیست نَگردی،رَه هستت نَدَهند..”
凭借高频更新(最新数据采集于 08 十月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 艺术与设计 类别中的关键影响点。
55 136
订阅者
+1 29624 小时
+1 9577 天
+5 05030 天
帖子存档
55 141
بترسید و کار درست رو انجام بدید
گریه کنید و کار درست رو انجام بدید
مکث کنید و کار درست رو انجام بدید
بدوید و کار درست رو انجام بدید
زندگی از انجام دادن کار درست ساخته میشه
احساس خوب بعد از انجام کار درسته نه لزوماً موقع انجامش
55 141
من هيچ وقت نتونستم نمايشی براى كسی احترام قائل باشم، هر احترامى كه گذاشتم، هرحرفى كه زدم، و هر كمكى كه كردم از ته دلم بود، عميق، واقعى و بدون نقاب.
55 141
#اهل_شعر
درد يعنی به اتفاق خودم
سالها كنج خانه لم بدهم
دست از هر چه هست بردارم
دست ها را به دست غم بدهم
درد يعنى كسى نباشد كه
در كنارش از عشق دم بزنم
دست خود را بگيرم و بروم
زير باران كمى قدم بزنم
درد يعنی در اين هواى تميز
ريههايم نفس نفس بزند
درد يعنی گلوى باكرهام
دود را ناشيانه پس بزند
حق ندارم به او نگاه كنم
حق ندارم به فكر او باشم
آرزويم به باد رفته كه هيچ
حق ندارم كه آرزو باشم
باغ بودم كوير لوت شدم
خانهى تار عنكبوت شدم
شاعر عاشقانهها بودم
واژه واژه پر از سكوت شدم
دوستم دارى و نمیدانم
دوستت دارم و نمیدانی
عكسهاى تو را نمىبينم
شعرهاى مرا نمیخوانی
به كجا مىبريم بىانصاف
من كه در بين راه مىميرم
تو كه يك دل شکستی اما من
به كدامين گناه مىميرم
سرزنش میکنی مرا اما
به گناهم دچار خواهى شد
عشق وقتی تنيده شد به تنت
سخت بىاختيار خواهى شد…
بعد ازين در سكوت هستم تا
شعر از عمق باورم باشد
سادهتر مىكنم بيانم را
شايد اين شعر آخرم باشد
55 141
جفا از سر گرفتی یاد میدار
نکردی آن چه گفتی یاد میدار
نگفتی تا قیامت با تو جفتم
کنون با جور جفتی یاد میدار
مرا بیدار در شبهای تاریک
رها کردی و خفتی یاد میدار
به گوش خصم میگفتی سخنها
مرا دیدی نهفتی یاد میدار
نگفتی خار باشم پیش دشمن
چو گل با او شکفتی یاد میدار
گرفتم دامنت از من کشیدی
چنین کردی و رفتی یاد میدار
همیگویم عتابی من به نرمی
تو میگویی به زفتی یاد میدار
فتادی بارها دستت گرفتم
دگرباره بیفتی یاد میدار
#دیوان_شمس
55 141
یه روزی بچم ازم میپرسه “مامان چطوری قبل به دنیا اومدنم اسممو تتو کردی؟”، و من با یه لبخند از حرفش میگذرم.
55 141
واقعیتش دیگه دوست ندارم با آدمهایی معاشرت کنم که همواره من رو در حالت دفاع قرار میدن؛ دفاع از عقایدم، دفاع از انتخابهام، دفاع از احساساتم، دفاع از خودم و دفاع از حقوق و آرزوهام.
