1 298
订阅者
+524 小时
+57 天
-2430 天
帖子存档
1 298
باید طبیب خویش باشم… باید این فلجِ خانمانسوز این نشخوارِ بیپایانِ ذهن و غرق شدن در رؤیاها را درمان کنم… اگر قرار است بنویسم، این راهِ زیستن نیست با وحشت به نوشتن نگریستن و از هراسِ آن در جای خود منجمد ماندن..
1 298
ما تمام عمر دنبالِ پیدا کردنِ خودمان میگردیم، در حالی که بیشترِ راه را صرفِ پنهان کردنِ خودمان کردهایم.
1 298
اگر کسی خود را برهنه میکند یا پوششِ خویش را بیشتر میسازد، و این دو فعل تو را آزاد یا اسیر میکند، بهگونهای شگفتانگیز زندانیِ جامعهای. و اگر هنوز با واژههای «به تو چه» و «به من چه» عداوت داری، بندهای همان زندان را خود بر گردنِ خویش نهادهای… این زندان تو را حقیر ساخته
1 298
کتابی که شایستهٔ به پایان رسیدن نیست، شایستهٔ آغاز شدن نیز نیست. اما آنکه کتابی را نیمهکاره رها میکند، چهبسا از کسی خردمندتر باشد که تنها برای ادعای تمام کردنش، صدها صفحهٔ کسالتبار را به اجبار تا پایان دنبال میکند.
