بازماندهای از یکم دسامبر
前往频道在 Telegram
149
订阅者
无数据24 小时
-37 天
-730 天
帖子存档
عمیقترین احساسات رو آدمهایی در قلبِ من به وجود آوردند که با بازگشت به گذشته همیشه توی خاطرات میدرخشند.
خانه دوست کجاست؟..
در فلق بود که پرسید سوار
آسمان مکثی کرد
رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شنها بخشید
و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت:
نرسیده به درخت
کوچه باغی است که از خواب خدا سبزتر است
و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است، میروی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ
سر به در میآرد
پس به سمت گل تنهایی میپیچی،
دو قدم مانده به گل،
پای فواره جاوید اساطیر زمین میمانی
و تو را ترسی شفاف فرا میگیرد
در صمیمیت سیال فضا، خش خشی میشنوی..
کودکی میبینی
رفته از کاج بلندی بالا، جوجه بردارد از لانه نور و از او میپرسی
«خانه دوست کجاست؟»
Repost from از اینجا که منم.
او رفیق واقعی من است؛ وقتی مدتهای طولانی از چیزهایی که نمیتوانستم بپذیرم با او صحبت میکردم، او تنها کسی بود که همیشه به من گوش میداد.
مهربان باش که این عمر گران میگذرد
قدر این لحظه بدان چرخ زمان میگذرد
بر لبی گل بنشان دست فقیری تو بگیر
هر چه با هر که کنی، بر تو همان میگذرد..
روزِ تولد برای من جزئی از متفاوتترین و زیباترین روزهاست، زمانی که احساس تمایز میکنم و زندگی برایِ قلب و روحم آروم تر از همیشه است، خوشحالم که همیشه این روز رو کنار آدمهایی هستم و که دوستشون دارم، ممنون از تمام اتفاقات خوب و آدمهای عزیز که با من همگام میشن و کنارم هستن، همچنین شما استاد بزرگوار من خوب حواسم هست که مواظبم بودی و خیلی ازت ممنونم که بین تمام شلوغیها و رنجها من رو فراموش نکردی، به امید روزهایِ بهتر.
