ch
Feedback
بازمانده‌‌ای از یکم دسامبر

بازمانده‌‌ای از یکم دسامبر

前往频道在 Telegram

فراموش کرده بود که انسان در نهایت به همه چیز عادت میکند"

显示更多
149
订阅者
无数据24 小时
-37 天
-730 天
帖子存档
اگر دوست داشتید عکس‌هایی که از آسمون گرفتید رو برام بفرستید و اگر هم خواستید می‌تونید یک تکست زیرش بنویسید.✨ https://t.me/HarfinoBot?start=999d79a670e839f

نمی‌دانم، شاید دقیقا مشکل همین بود، آنقدر که ما اندوه دیگران را به جان می‌خریدیم آنها دلتنگِ آغوش ما نبودند.

نمی‌دونم اما من فکر می‌کردم توهم دلت برای من تنگ میشه.

حق با بابا بود «آدم‌ها در انتهای تمامِ مسیرها به خانواده شون برمی‌گردن، حتی اون‌هایی که این حرف رو قبول ندارن».

حق با بابا بود«آدم‌ها در انتهای تمامِ مسیرها به خانواده شون برمی‌گردن، حتی اون‌هایی که این حرف رو قبول ندارن».

حق با بابا بود« آدم‌ها در انتهای تمامِ مسیرها به خانواده شون برمی‌گردن، حتی اون‌هایی که این حرف رو قبول ندارن».

از بلندای نگاهِ تو فقط پروازه‌ و پروازه و پرواز؛

Repost from ناکجا
زخم هایش را بوسید و از خودش بابت تمام آنها عذر خواهی کرد، زندگی‌اش را در آغوش گرفت و از میان تاریکی‌ها جوانه زد.

ما زاده‌ی امیدی‌م؛ بعید است تاریکی جان‌ِمان را بگیرد.

ما زاده‌ی امیدی‌م؛ بعید است تاریکی جان‌ِمان را بگیرد.

ما زاده‌ی امیدی‌م؛ بعید است تاریکی جان‌ِمان بگیرد.

Tarsidam Beri.mp34.47 MB

تو تنها پناه منی.🤍

این‌بار که او را دیدم، دیگر آن آدمِ زمان آشنایی‌مان نبود، تغییر کرده بود از آن تغییرها که آدم با خودش می‌گوید «باورت می‌شود نشناختمش؟»، درموردش ساعت‌ها به او چشم دوخته بودم تا شاید که خیالِ آشفته‌‌ی من آرام شود و گمان کند که اشتباه می کند اما نه؛ او دیگر مانند گذشته دلبسته‌ی چیزی نیست ،دیگر لبخندِ بر لب‌های ماتم دیده‌اش با نگرانی نیست، کسی اندوه‌ِ قلبش را نمی‌بیند، حتی دیگر توانِ غم هم ندارد.. اما چشم‌هایش؛ چشم‌هایش همان چشم‌هایِ گذشته بود، همان چشمانی که روزِ اول آشنایی‌مان تمامِ وجود مرا به خودش جلب کرد، همان گوی‌های اندوهِ شاد، همان‌ها که هنگامی که در زیر آن عینکِ قدیمی می‌خندید ذوق زده می‌شدند،همان‌ها که غم را در آغوش می‌گرفتند و اشک می‌ریختند، همان‌ها که خشم در بر داشتند و نگران می‌شدند و حتی همان‌ها که سعی داشتند بی تفاوت باشند. آری؛ تنها نقطه‌ای از او که مرا به روزهایِ شیرینِ گذشته‌ی تلخ‌مان می‌برد همان چشمانش بود. چشمانش؛

Repost from RegaPlus
به دلیل تعداد بالای زخمی‌ها در بندرعباس، نیاز فوری به خون هست؛ اگه توانایی اهدای خون دارید، لطفاً سریع‌تر مراجعه کنید.
به دلیل تعداد بالای زخمی‌ها در بندرعباس، نیاز فوری به خون هست؛ اگه توانایی اهدای خون دارید، لطفاً سریع‌تر مراجعه کنید.