204
订阅者
无数据24 小时
-17 天
-330 天
数据加载中...
吸引订阅者
五月 '26
五月 '260
在0个频道中
四月 '260
在0个频道中
Get PRO
三月 '260
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+4
在0个频道中
Get PRO
一月 '260
在0个频道中
Get PRO
十二月 '25
+3
在0个频道中
Get PRO
十一月 '250
在0个频道中
Get PRO
十月 '25
+1
在0个频道中
Get PRO
九月 '25
+9
在1个频道中
Get PRO
八月 '25
+1
在0个频道中
Get PRO
七月 '25
+5
在1个频道中
Get PRO
六月 '25
+3
在0个频道中
Get PRO
五月 '25
+4
在2个频道中
Get PRO
四月 '25
+2
在0个频道中
Get PRO
三月 '25
+7
在1个频道中
Get PRO
二月 '25
+22
在3个频道中
Get PRO
一月 '25
+34
在7个频道中
Get PRO
十二月 '24
+111
在2个频道中
Get PRO
十一月 '24
+109
在6个频道中
Get PRO
十月 '24
+13
在2个频道中
Get PRO
九月 '24
+2
在1个频道中
Get PRO
八月 '24
+73
在2个频道中
Get PRO
七月 '24
+1 054
在1个频道中
Get PRO
六月 '240
在5个频道中
Get PRO
五月 '240
在27个频道中
Get PRO
四月 '24
+26
在12个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 17 五月 | 0 | |||
| 16 五月 | 0 | |||
| 15 五月 | 0 | |||
| 14 五月 | 0 | |||
| 13 五月 | 0 | |||
| 12 五月 | 0 | |||
| 11 五月 | 0 | |||
| 10 五月 | 0 | |||
| 09 五月 | 0 | |||
| 08 五月 | 0 | |||
| 07 五月 | 0 | |||
| 06 五月 | 0 | |||
| 05 五月 | 0 | |||
| 04 五月 | 0 | |||
| 03 五月 | 0 | |||
| 02 五月 | 0 | |||
| 01 五月 | 0 |
频道帖子
| 2 | مرا از چشم من بشناس که صد آیینه اندوه است دلم دریاترین دریا تنم تنهایی کوه است. | 19 |
| 3 | file_1505010.mp3 | 24 |
| 4 | برای من هم سخت بود که تنهایی از پس همهچیز بربیایم، اما با این حال همهچیز را خودم جلو بردم. | 26 |
| 5 | «و اما آدمی
چه پدیدهای است،
شب در بستر خود به مرگ سلام میگوید
و روز را با شوق و ذوق دیگری شروع میکند.» | 30 |
| 6 | از اندوهی که قلب مرا در سکوت
ویران میکند به تو پناه میبرم. | 32 |
| 7 | ناگهان دلم از دوستی او سرشار شد. او را با ستایشی بی مرز دوست داشتم. انگار که سالهای سال باهم فکر کرده بودیم، دوش به دوش هم جنگیده بودیم، و یک دهان ترانه خوانده بودیم. | 34 |
| 8 | 没有文字... | 31 |
| 9 | زمانی که زندگی، مفهومِ خودش را از دست بدهد؛ مرگ، حتی اگر شیرین نباشد، تلخ بنظر نمیرسد. | 42 |
| 10 | در زندگیم سختیهایی را تحمل کردم که پیش از واقعه گمان نداشتم بتوانم. حتی بعدها، باور نکردم که در آن ماجرا تاب آوردم. انسان خودش را نمیشناسد، خصوصا قدرتهایش را. | 57 |
| 11 | من در واقع خسته نیستم، ولی بیحس و سنگینم، و نمیتوانم کلمات مناسب را پیدا کنم. آنچه میتوانم بگویم این است: در کنارم بمان و تنهایم نگذار. | 44 |
| 12 | ویرانیِ آنان تماشا دارد؛
چرا که بساطِ کینهی ما طولانیست.. | 44 |
| 13 | تو پیر نشدی…
فقط جهان، سهمِ سنگینتری از خودش را
زودتر روی شانههایت گذاشت. | 49 |
| 14 | و گاهی، تنها وجود بعضیها، ماندن در این دنیا را توجیه میکند. | 55 |
| 15 | چراغهای کوچه را شکستهاند
زورشان به صبح که نمیرسد
درختهای قد کشیده را سر زدند
زورشان به جوانه که نمیرسد
زمستان است
زمستان است، قبول
زورشان به بهار که نمیرسد... | 17 |
| 16 | این مدت، زمان انگار معنای واقعیِ سنگینی را به ما یاد داد.
روزها گذشتند، اما نه آسان؛ هر کدام چیزی از ما گرفتند و چیزی در ما عوض کردند.
شاید بعضی روزها برای گذشتن نیستند، برای عمیقتر کردنِ ما هستند.
و ما، بیآنکه بفهمیم، در سکوت همین چند وقت… کمی دیگر خودمان نبودیم. | 66 |
| 17 | این مدت، زمان انگار معنای واقعیِ سنگینی را به ما یاد داد.
روزها گذشتند، اما نه آسان؛ هر کدام چیزی از ما گرفتند و چیزی در ما عوض کردند.
شاید بعضی روزها برای گذشتن نیستند، برای عمیقتر کردنِ ما هستند. و ما، بیآنکه بفهمیم، در سکوت همین چند وقت…کمی دیگر خودمان نبودیم. | 1 |
| 18 | این مدت، زمان انگار معنای واقعیِ سنگینی را به ما یاد داد.
روزها گذشتند، اما نه آسان؛ هر کدام چیزی از ما گرفتند و چیزی در ما عوض کردند.
شاید بعضی روزها برای گذشتن نیستند، برای عمیقتر کردنِ ما هستند.
و ما، بیآنکه بفهمیم، در سکوت همین چند وقت…کمی دیگر خودمان نبودیم. | 1 |
| 19 | 没有文字... | 66 |
| 20 | 没有文字... | 1 |
