ch
Feedback
𝐃𝐫𝐞𝐚𝐦"

𝐃𝐫𝐞𝐚𝐦"

前往频道在 Telegram
204
订阅者
无数据24 小时
-17 天
-330 天
吸引订阅者
五月 '26
五月 '260
在0个频道中
四月 '260
在0个频道中
Get PRO
三月 '260
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+4
在0个频道中
Get PRO
一月 '260
在0个频道中
Get PRO
十二月 '25
+3
在0个频道中
Get PRO
十一月 '250
在0个频道中
Get PRO
十月 '25
+1
在0个频道中
Get PRO
九月 '25
+9
在1个频道中
Get PRO
八月 '25
+1
在0个频道中
Get PRO
七月 '25
+5
在1个频道中
Get PRO
六月 '25
+3
在0个频道中
Get PRO
五月 '25
+4
在2个频道中
Get PRO
四月 '25
+2
在0个频道中
Get PRO
三月 '25
+7
在1个频道中
Get PRO
二月 '25
+22
在3个频道中
Get PRO
一月 '25
+34
在7个频道中
Get PRO
十二月 '24
+111
在2个频道中
Get PRO
十一月 '24
+109
在6个频道中
Get PRO
十月 '24
+13
在2个频道中
Get PRO
九月 '24
+2
在1个频道中
Get PRO
八月 '24
+73
在2个频道中
Get PRO
七月 '24
+1 054
在1个频道中
Get PRO
六月 '240
在5个频道中
Get PRO
五月 '240
在27个频道中
Get PRO
四月 '24
+26
在12个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
17 五月0
16 五月0
15 五月0
14 五月0
13 五月0
12 五月0
11 五月0
10 五月0
09 五月0
08 五月0
07 五月0
06 五月0
05 五月0
04 五月0
03 五月0
02 五月0
01 五月0
频道帖子
گریه کن عزیزِ من؛ گریه کن! چرا که برای گریستن در خاورمیانه هزاران دلیل وجود دارد.

2
مرا از چشم من بشناس که صد آیینه اندوه است دلم دریاترین دریا تنم تنهایی کوه است.
19
3
file_1505010.mp3
24
4
برای من هم سخت بود که تنهایی از پس همه‌چیز بربیایم، اما با این حال همه‌چیز را خودم جلو بردم.
26
5
«و اما آدمی چه پدیده‌ای است، شب در بستر خود به مرگ سلام می‌گوید و روز را با شوق و ذوق دیگری شروع می‌کند.»
30
6
از اندوهی که قلب مرا در سکوت ویران میکند به تو پناه میبرم.
32
7
ناگهان دلم از دوستی او سرشار شد. او را با ستایشی بی مرز دوست داشتم. انگار که سال‌های سال باهم فکر کرده بودیم، دوش به دوش هم جنگیده بودیم، و یک دهان ترانه خوانده بودیم.
34
8
没有文字...
31
9
زمانی که زندگی، مفهومِ خودش را از دست بدهد؛ مرگ، حتی اگر شیرین نباشد، تلخ بنظر نمی‌رسد.
42
10
در زندگیم سختی‌هایی را تحمل کردم که پیش از واقعه گمان نداشتم بتوانم. حتی بعدها، باور نکردم که در آن ماجرا تاب آوردم. انسان خودش را نمی‌شناسد، خصوصا قدرت‌هایش را.
57
11
من در واقع خسته نیستم، ولی بی‌حس و سنگینم، و نمی‌توانم کلمات مناسب را پیدا کنم. آنچه می‌توانم بگویم این است: در کنارم بمان و تنهایم نگذار.
44
12
ویرانیِ آنان تماشا دارد؛ چرا که بساطِ کینه‌ی ما طولانی‌ست..
44
13
تو پیر نشدی… فقط جهان، سهمِ سنگین‌تری از خودش را زودتر روی شانه‌هایت گذاشت.
49
14
و گاهی، تنها وجود بعضی‌ها، ماندن در این دنیا را توجیه میکند.
55
15
‏چراغ‌های کوچه را شکسته‌اند ‏زورشان به صبح که نمی‌رسد ‏درخت‌های قد کشیده را سر زدند ‏زورشان به جوانه که نمی‌رسد ‏زمستان است ‏زمستان است، قبول ‏زورشان به بهار که نمی‌رسد...
17
16
این مدت، زمان انگار معنای واقعیِ سنگینی را به ما یاد داد. روزها گذشتند، اما نه آسان؛ هر کدام چیزی از ما گرفتند و چیزی در ما عوض کردند. شاید بعضی روزها برای گذشتن نیستند، برای عمیق‌تر کردنِ ما هستند. و ما، بی‌آنکه بفهمیم، در سکوت همین چند وقت… کمی دیگر خودمان نبودیم.
66
17
این مدت، زمان انگار معنای واقعیِ سنگینی را به ما یاد داد. روزها گذشتند، اما نه آسان؛ هر کدام چیزی از ما گرفتند و چیزی در ما عوض کردند. شاید بعضی روزها برای گذشتن نیستند، برای عمیق‌تر کردنِ ما هستند. و ما، بی‌آنکه بفهمیم، در سکوت همین چند وقت…کمی دیگر خودمان نبودیم.
1
18
این مدت، زمان انگار معنای واقعیِ سنگینی را به ما یاد داد. روزها گذشتند، اما نه آسان؛ هر کدام چیزی از ما گرفتند و چیزی در ما عوض کردند. شاید بعضی روزها برای گذشتن نیستند، برای عمیق‌تر کردنِ ما هستند. و ما، بی‌آنکه بفهمیم، در سکوت همین چند وقت…کمی دیگر خودمان نبودیم.
1
19
没有文字...
66
20
没有文字...
1