470
订阅者
+424 小时
+1187 天
+12030 天
帖子存档
480
خیلی ممنونم از لطفت و ممنون که عکس هامو شیر کردی!
منم خیلی دوست دارم دوست های جدید پیدا کنم و من اتفاقا خیلی پذیرام 🥰
فکت: من خیلی بدم تو تکنولوژی و نمی دونم چجوری به کانال ها پیام میدین، حتی خودمم نمی دونم چجوری پیام میگیرم از شما 😂 به همین خاطر می گردم ببینم چجوری ولی اگه دوست داشتید تا اون موقع بهم پیام بدین حتما می تونیم بیشتر همو بشناسیم😌
480
+1
دیدین بعضی روزها انگار سریع می گذرن ولی خوب نمی گذرن؟
انگار همزمان که تند میرن کش میان، مثل عکس هایی که شاتر برای مدت طولانی باز میمونه و یک حاله میمونه.
دقیقا امروز از همون روز های این مدلی برای من بود
480
دوستان من جنگل نروژی رو خوندم و دوست داشتم نظرم رو اینجا هم بگم.
واقعیتش رو بخواید وقتی بهش فکر می کنم برام داستان متوسط و معمولی بود.
یک نکته ای وجود داره اینه که، من کتاب های فارسی از موراکامی خوندم بخوام رو راست باشم نویسنده خوبیه و من کتاب هاش رو دوست داشتم تا الان. و باید بهتون بگم که همه کتاب های این نویسنده احتمالا ۹۰ درصدش سانسور شده و الان در فکر اینم که من چی خوندم و چی فهمیدم. واقعا این آدم با توجه به چیزی که به انگلیسی خوندم توی این داستان و این کتاب خیلی قلم اروتیکی داره که خب خیلی از رمانها این مدلی ان و کاملا می شه بپذیرفتش ولی یه جاهایی خیلی حس پدوفیلی رو میده که اومده نویسنده شده!
شاید برای مردم ژاپن خیلی چیز بزرگ و عجیبی نیست ولی برای جامعه امروز و دیدگاه آدم های این دوره به نظرم توصیفاتش اذیت کننده است.
حقیقتا نمی دونم چرا باید این کتاب معروف ترین کتابش باشه چون من می تونم تا صبح نقدش کنم و خوشحال باشم که تموم شد.
بعضی از جمله ها خوب بود و تحت تاثیر قرار می گرفت خواننده و بخوام رو راست باشم دوست داشتم ببینم آخرش چی میشه، ولی اگه کسی ازم بپرسه توصیه اش می کنی، می گم نه و هیچ وقت در رنکینگ کتاب های مورد علاقه ام قرار نمی گیره و احتمالا کتابی نباشه که بخوام برگردم و دوباره دنبال جمله های بولدش بگردم و بخوام فلش بک بزنم به این کتاب.
#جنگل_ نروژی
480
کاش موراکامی رو نمی گفتم چون اعصابم از دست متن هاش خورده 😩
بعدا میام نظرم رو در موردش می گم 😌
480
دیشب Norwiegen wood رو خوندم
حالا بین دوتا کتاب موندم.
کدوم به نظرتون؟
Intermezzo/sally Ronney
The city and its uncertain walls/ haruki morakami
480
به یاد دوستم نرگس که باهمدیگه سال ۹۸ رفتیم و این فیلم رو توی سینما قدس میدون ولیعصر دیدیم.
480
فکر می کنم تا ۶ ماه آینده بتونم از این قاب عکس بگیرم و هر بار بدون تغییر همین باشه با این تفاوت که برگ ها کم کم می ریزن و درخت ها به خواب فرو میرن.
صدای پرنده ها دیگه خیلی شنیده نمیشه و فقط کلاغ ها صبح های سرد رو نوید میدن.
480
وقتی راه میری توی خیابون، حس
می کنی سرما و رطوبت می شینه روت و به درونت نفوذ می کنه!
همون مکان و همون ساعت در یک روز دیگه!
آدم شگفت زده میشه از این همه تغییر ناگهانی.
روزتون بخیر
480
برای اینکه بیشتر منو بشناسید، من نغمه ام( تا الان اسمم رو نگفته بودم) ، خیلی دوست داشتم سنم ۲۵ بود ولی متاسفانه یا خوشبختانه ۲۸ سالمه و چند ماه دیگه میشه ۳ سال که اومدم آلمان
دارم ارشد نقاشی می خونم و در ایران رشته ام فقه و حقوق بود.
دیگه؟
در حال حاظر در یک نونوایی کار دانشجویی می کنم.
